[]


محمد صادقی :بازیِ باخت-باخت (روزنامه ایران ۱تیرماه ۱۳۹۵)

photo_2016-07-03_13-32-08

 بازیِ باخت-باخت

روزنامه ایران ۱تیرماه ۱۳۹۵

محمد صادقی

«بهتر است درباره واقعیتی که پیش روی‌مان قرار دارد بیشتر بیندیشیم و بپذیریم که آنچه کمتر آموخته‌ایم و کمتر اهمیت آن را درک کرده‌ایم، مفهوم نقد، گفت‌وگو و آداب آن است.»

محمد صادقی

اینکه شریعتی از حقانیتی برخوردار است و این در آینده نشان داده خواهد شد، اینکه شریعتی می‌تواند یا نمی‌تواند پیام‌آور عشق و دوستی باشد و… ادعاهایی است که قبل از هر چیز نیازمند دلیل یا دلایلی است که کمتر می‌خوانیم و می‌شنویم، و به جای آن، بیش از آنکه در سخن استادان دانشگاه، منتقدان و دوستداران شریعتی با استدلال روبرو شویم، با سخنانی هیجانی و در پی آن با بداخلاقی‌هایی مواجه می‌شویم. این را هم در سخنان منتقدان او و هم در سخنان دوستداران او به روشنی دیده و می‌بینیم و چون ادعاها و آرای شریعتی بیش از سخنان و آرای دیگران زمینه نقد و بحث را گشوده، چنین رفتارهایی در هنگام نقد و بررسی آرای او بیشتر بازتاب می‌یابد و ما را با آنچه در فضای فکری و فرهنگی ما می‌گذرد بیشتر آشنا می‌کند. اگر در مراسم‌ نقد و بررسی آرای یک نفر، گاهی حاشیه از متن سبقت می‌گیرد و بدرفتاری‌ها و بداخلاقی‌هایی جلوه می‌کند به این خاطر است که «آداب گفت‌وگو» و «آداب نقد» چنان که باید رعایت نمی‌شود. اگر ما درباره موضوع یا مساله‌ای وارد گفت‌وگو می‌شویم، به این خاطر است که قصد داریم آن موضوع را روشن‌ و مساله‌ای را حل کنیم. بنابراین برای اینکه چنین مسیری طی بشود، اگر به جای اینکه در پی حقیقت باشیم قبل از هر چیز خودمان را محکم با آنچه درست و حق تشخیص می‌دهیم گره زده باشیم، اگر خودمان و آرای خودمان را مساوی با حقیقت بپنداریم، اگر برای سخنان و ادعاهای خودمان دلیل یا دلایلی ارائه نکنیم، اگر چنان سخن بگوییم که گویی هر چه می‌گوییم واقعیت یا واقعیت‌های اثبات‌شده‌ای است و… به جای گفت‌وگو با یکدیگر وارد فضایی دیگر (جروبحث) می‌شویم و سرانجام، نه موضوعی روشن خواهد، نه مساله‌ای حل خواهد شد، نه سودی به دست می‌آوریم و نه از جانب ما سودی به دیگران خواهد رسید. یعنی وارد یک بازی باخت-باخت تمام‌عیار می‌شویم که فقط میزان کدروت را میان ما افزایش خواهد داد. به نظر می‌رسد، قبل از اینکه داوری کنیم و به این نتیجه قطعی دست یابیم که شریعتی اقیانوسی از دانش و معرفت بوده یا بیابان برهوتی بوده که قطره‌ای آب در آن پیدا نمی‌شود و خود را در برابر استعدادی شگفت‌انگیز و سخنوری یگانه تسلیم بدانیم یا او را کوهی از کاه در نظر آوریم، بهتر است درباره واقعیتی که پیش روی‌مان قرار دارد بیشتر بیندیشیم و بپذیریم که آنچه کمتر آموخته‌ایم و کمتر اهمیت آن را درک کرده‌ایم، مفهوم نقد، گفت‌وگو و آداب آن است.

روزنامه ایران ۱ تیر ۱۳۹۵



نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : جولای 3, 2016 283 بازدید       [facebook]