[]


شریعتی خواستار دموکراسی رادیکال بود | احسان شریعتی (ماهنامه نسیم بیداری ـ بهمن ۱۳۹۷)

شریعتی خواستار دموکراسی رادیکال بود

احسان شریعتی

منبع: نسیم بیدای (شماره ۸۸)

تاریخ: بهمن ۱۳۹۷

 

ماهنامه نسیم بیداری در شماره بهمن خود گفتگویی دارد با احسان شریعتی پیرامون دیدگاه علی شریعتی در باره دموکراسی و سوسیالیسم.
آنچه در ذیل می آید متن کامل این گفتگو است.

(بیشتر…)


«نوشریعتی» | نشستی در گفت‌و‌گو با احسان شریعتی (ماهنامه ایران فردا ـ آذر ۱۳۹۷)

«نوشریعتی»

نشستی در گفت‌و‌گو با احسان شریعتی

منبع: ایران فردا (شماه ۴۴)
تاریخ: آذر ۱۳۹۷

سرویس اندیشه ماهنامه «ایران فردا» در شماره ۴۴ خود به تاریخ آذر ۱۳۹۷ نشستی را با حضور آقایان احسان شریعتی، حامد سحابی، سعید مدنی، محمود عمرانی، محمد رضایی، ابوطالب آدینه وند، سعید درودی و خانم مریم نیک ورز و با عنوان «نوشریعتی» برگزار کرده است. در این نشست احسان شریعتی در گفتگو با جمع به تشریح و توضیح خطوط اصلی گفتمان «نو شریعتی» در حوزه تفکر، اجتماع و سیاست و چشم انداز آن پرداخته و نسبتش را با زمانه کنونی ـ چهل سال پس از شریعتی ـ ترسیم کرده است.
در این شماره، یادداشتی نیز از محمود عمرانی از شاگردان و دوستان نزیک شریعتی در هه 50 تحت عنوان «شریعتی از نزدیک» نیز به چاپ رسیده است که اختصاص به خاطرات ایشان از شریعتی در ایام حسینیه ارشاد دارد.

(بیشتر…)


شريعتی، امتداد پروژه بازرگان | علیرضا رجایی (اندیشه پویا ـ بهمن ۱۳۹۷)

شريعتی، امتداد پروژه بازرگان

عليرضا رجايی

منبع: انديشه پويا (شماره ۵۶)

تاريخ: بهمن ١٣٩٧

 

رادیکالیسم ضد استیلا و استبداد ستیز بازرگان،نقطه کانونی فکر مذهبی او بود و هیچ‌چیز بیش از این شریعتی را به بازرگان نزدیک نمی‌کند و از همین نقطه بود که هر دو،با دستگاه مَدرَسی و اسکولاستیکی و نظام‌مندِ موجود،مواجهه‌ی انتقادی پیدا کردند.”تقدیس”و”تبعیت مطلق”بارها در آثار بازرگان در معرض نقد افشاگرانه قرار گرفته‌است و از آن‌جا که موضع فکری_سیاسیِ او بیش از هرچیز منشاءِ ایمانی داشت،از این‌گونه مواجهات هراسی به دل راه نمی‌داد.براحتی می‌توان تشابهات فراوان فکر بازرگان و شریعتی را تا آنجا که به درک ضد استیلای آنها از فکر دینی باز می‌گردد،در آثارشان یافت و بدون هیچ تردیدی اذعان کرد شریعتی امتداد پروژه فکری_سیاسیِ بازرگان است.

(بیشتر…)


نوشريعتی‌ها در شريعتی چه می‌جويند؟ | محسن آزموده (روزنامه اعتماد ـ ۱۹ دی ۱۳۹۷)

نوشريعتی‌ها در شريعتی چه می‌جويند؟

محسن آزموده

منبع: روزنامه اعتماد

تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۷

 

جريان‌هاي فكري بازتابي از شرايط سياسي و اجتماعي جامعه و آينه‌اي براي رصد تحولات آنها هستند، همچنان كه به نوبه خود تلاش‌هايي براي توضيح اين دگرگوني‌ها و احيانا تاثيرگذاري بر روند آنها محسوب مي‌شوند. بازخواني و بازانديشي در ميراث فكري يك انديشمند اجتماعي در دوره‌هاي گوناگون را نيز از اين منظر مي‌توان توضيح داد. علي شريعتي، بدون ترديد، مهم‌ترين و تاثيرگذارترين روشنفكر ايراني دهه 1350 خورشيدي بود كه با وجود مرگ زودهنگامش در سال 1356، كار و آثارش همچنان مورد مطالعه و نقد و ارزيابي قرار مي‌گيرد و موافقان و مخالفاني را برمي‌انگيزد. نكته مهم آن است كه اين همراهان يا منتقدان نيز خود در طول زمان تغيير مي‌كنند و در دوره‌هاي زماني مختلف، از يك سر طيف به طرف ديگر آن حركت مي‌كنند و بالعكس. با مقدمه‌اي كه ذكر شد، روشن مي‌شود كه جهت اين همراهي‌ها يا نقدها را مي‌توان برمبناي شرايط زمانه و دگرگوني‌هايي كه از سر گذرانده، مورد مطالعه قرار داد، ضمن آنكه وجه يا وجوهي از شريعتي كه در اين خوانش‌هاي مكرر برجسته مي‌شود، در ربط مستقيم با وضعيت كنوني شكل مي‌گيرد.

در سال‌هاي اخير، شاهد ظهور جريان يا حلقه يا گروهي فكري در پهنه فرهنگي ايران هستيم كه خودشان يا ديگران (اعم از منتقدان يا همدلان يا توصيف‌گران) ايشان را «نوشريعتي» مي‌خوانند. ذيل اين عنوان كلي نيز معمولا شماري از پژوهشگران، محققان، اساتيد و صاحب‌نظران نام‌آشناي ايراني در حوزه علوم انساني در رشته‌هاي جامعه‌شناسي، فلسفه، تاريخ، علوم سياسي و اقتصاد قرار مي‌گيرند. در ميان اين چهره‌ها معمولا سه فرزند دكتر شريعتي، يعني احسان (پژوهشگر فلسفه)، سوسن (پژوهشگر تاريخ) و سارا (پژوهشگر انسان‌شناسي) حضور دارند و در كنار آنها، معمولا چهره‌هايي چون عباس منوچهري (پژوهشگر علوم سياسي)، حسين مصباحيان (پژوهشگر فلسفه)، هاشم آقاجري (پژوهشگر تاريخ)، امين قانعي راد (پژوهشگر جامعه‌شناسي)، كمال اطهاري (پژوهشگر اقتصاد)، بيژن عبدالكريمي (پژوهشگر فلسفه) و… و شمار زيادي از شاگردان آنها نيز قرار مي‌گيرند.

البته اطلاق عنوان جريان يا حلقه يا گروه به اين اسامي و قرار دادن آنها ذيل عنوان كلي «نوشريعتي»، بدون روشن شدن دقيق اين عنوان، اولا به آن معنا نيست اين چهره‌ها آگاهانه و كاملا ارادي به تاسيس يك جريان يا حلقه يا گروه پرداخته‌اند و ثانيا ميان رويكرد و نگاه اين افراد به شريعتي و نحوه قرائت‌شان از او تفاوت‌هاي اساسي مطرح است و ثالثا هيچ بعيد نيست هر يك از اين پژوهشگران از اينكه نوشريعتي خوانده شوند، يا طرح فكري‌شان چنين ناميده شود، راضي نباشند. اما در مجموع و با يك نگاه ساده‌ساز و نادقيق و از منظر كسي كه جريان‌هاي فكري معاصر ايران را بررسي مي‌كند، مي‌توان اين افراد را (با وجود ميل شخصي خودشان شايد) نوشريعتي خواند. ظهور و بروز اين جريان نيز معمولا در همايش‎ها، نشست‌ها، گفتارها و نوشتارهاي مطبوعاتي و بعضا كتاب‌‎هايي است كه در سال‎هاي اخير، در جهت بازخواني ميراث فكري علي شريعتي عرضه شده است.

با وجود تفاوت‌ها و اختلاف ديدگاه‌هايي كه ممكن است ميان پژوهشگران مذكور در قرائت دكتر شريعتي وجود داشته باشد، مي‌توان به طور نسبي اشتراكاتي را برشمرد كه اطلاق عنوان نوشريعتي به ايشان را به نحو ايجابي ممكن مي‌سازد. نخستين وجه مشترك همه اين انديشمندان نگاه همدلانه و مثبت‌شان به دكتر شريعتي است، البته با حفظ موضع انتقادي. اين پژوهشگران، هر يك از موضع خود و به درجات متفاوت، ميراث شريعتي را يكسره منفي ارزيابي نمي‌كنند، برخلاف آنها كه با شريعتي و آثار او به هيچ‌وجه بر سر مهر نيستند و به جهات گوناگون او را متهم مي‌كنند. دومين وجه اشتراكي نوشريعتي‌ها، توجه به او عنوان انديشمندي اجتماعي است. وجه ‌جامعه‌شناختي شريعتي و توجهش به مسائل اجتماعي از ديد نوشريعتي‌ها حائز اهميت است، به‌ويژه در روزگار ما كه روشنفكران عمدتا يا به فلسفه و مسائل تئولوژيك مي‌پردازند يا به‌دنبال نسخه‌هاي روان‌شناختي براي مسائل هستند. سومين ويژگي شريعتي از ديد نوشريعتي‌ها، آن است كه شريعتي با وجود همه كاستي‌هاي احتمالي دانشي و ضعف‌ تحليل، روشنفكري حاضر در ميدان و حساس به مسائل بود و ارتباط موثري با طيف وسيع و گسترده مخاطبانش داشت، خصوصيتي كه در زمانه ما از دست رفته و روشنفكران به فرض ارتباط با مخاطبان‌شان، گعده‌هايي گسسته از يكديگر را تشكيل مي‌دهند و از تاثيرگذاري وسيع و گسترده ناتوان هستند. چهارمين ويژگي شريعتي كه مورد پسند نوشريعتي‌هاست، توجه او به سنت ما و تلاشش در بازخواني آن است. شريعتي به ميراث فكري و فرهنگي ايران اسلامي توجه جدي دارد و بخش قابل‌توجهي از آثارش را مي‌توان كوشش براي بازخواني انتقادي (درست يا غلط) اين سنت خواند. شريعتي به صرف ترجمه نظريه‌هاي غربي اصرار ندارد و برعكس بر بازگشت به خويشتن پافشاري مي‌كند. اما بازگشت به خويشتن شريعتي نه از جنس سنت‌گرايي و نه از قماش تجددستيزي است، او مي‌كوشد (به زعم خود) خوانشي انتقادي از سنت (متناسب با زمانه خود) براي تغيير در شرايط امروزش ارايه كند.

جريان نوشريعتي‌ با همه تنوع و تكثري كه در دل خود دارد، امروز يكي از جريان‌هاي اصلي فكري در ايران است و از رهگذار ويژگي‌هاي مذكور براي آن، مي‌توان به خلأهايي پي برد كه روشنفكري امروز ايراني از آن رنج مي‌برد. ضمن اينكه بايسته است با بررسي دقيق گفتارها و نوشتارهايي كه نوشريعتي‌ها عرضه كرده‌اند، ميزان كارآمدي و فايده‌مندي آنها براي حل مشكلات فعلي را سنجيد.

 

فایل pdf صفحه‌ی اندیشه شماره ۴۲۷۸ روزنامه اعتماد


پرونده‌ای درباره‌ی شریعتی (ماهنامه شهر ـ آذر ۱۳۹۷)

پرونده‌ای درباره‌ی شریعتی در اولین شماره ماهنامه شهر

ماهنامه شهر ضمیمه تحلیلی روزنامه شهر آرا با مدیر مسئولی مجید خرمی و صاحب امتیازی شهرداری مشهد، در شماره اول خود که به تاریخ آذر ۱۳۹۷ به بازار آمده، ویژه‌نامه‌ای را به شریعتی اختصاص داده است. بر سر در این فصل نوشته شده:
«۸۵ سال از سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی گذشت. شریعتی خراسانی زاده‌ای بود که موافقان و مخالفان سرسخت دارد. برخی او را متفکر پروتستانتیزم اسلامی می‌خوانند و برخی دیگر لقب عارف مدنی به او می‌دهند. شریعتی که بود و خراسان چه تاثیری بر او گذاشت؟ در این پرونده به واکاوی این مسئله پرداخته ایم.»
در فصل دوم شهر تحت عنوان گردون، صفحات ویژه زندگی سیاستمداران تاریخ معاصر ایران، از آقایان احسان شریعتی رضا مختاری اصفهانی، دکتر عباس منوچهری، ابراهیم فیاض و دکتر حاتم قادری مقالاتی به چاپ رسیده است.
عناوین این مقالات عبارتند از:

  • میراث پدر: احسان شریعتی
  • خوشه چین از میراث مشهد: رضا مختاری اصفهانی
  • عرفان مدنی: عباس منوچهری
  • چپ اسلامی قربانی مجاهدین خلق: ابراهیم فیاض
  • هاله‌های رمانتیک عصیانگر، بخشی از درس گفتارهای دکتر قادری با عنوان کشف ذهن روشنفکران ایرانیِ، شریعتی: مریم گنجی

 


نو شریعتی و چند پرسش؛ گذر از دکتر؟ | رحیم محمدی (روزنامه اعتماد ـ ۱۹ دی ۱۳۹۷)

نو شريعتي و چند پرسش

گذر از دكتر؟

رحيم محمدی

عضو پيوسته انجمن جامعه‌شناسي ايران

منبع: روزنامه اعتماد

تاریخ: ۱۹ دی ۱۳۹۷

 

اخيرا در شبكه‌هاي اجتماعي پوستري با تصوير علي شريعتي منتشر شده كه عنوان اصلي آن «نوشريعتي» است. وقتي اين پوستر را ديدم، اولين پرسشي كه در ذهنم ايجاد شد، اين بود؛ نو شريعتي چيست؟ اين واژه «نو» چرا با اسم شريعتي همراه شده است؟ مگر شريعتي هم كهنه و نو دارد؟ اگر دارد، شريعتي كهنه چه مشكلي داشت كه شريعتي نو مي‌خواهد آن را بگشايد؟ يا برطرف كند؟

مقداري كه در اين تركيبِ جديد و در اين پرسش‌ها فكر ‌كردم، چنين به ذهنم آمد؛ شايد اين عنوان گرته‌برداري از تركيباتي چون «نو ماركسي» يا «نو كانتي» باشد كه در دنياي امروز سنتي براي خود شده است. اما داستان به اين سادگي‌ها نيست، اگر امروز سنتي به اسم نو ماركسي نامگذاري شده است اين «عملِ ناميدن» يك اتفاق «پسيني» است. به چه معنا؟ يعني كساني به آراء ماركس و خوانش ارتدوكسي او نقدهاي دروني و بيروني وارد كردند به طوري كه عملا سخنان و نظرات آنان در سنت مرسومِ ماركسي نمي‌گنجيد، اينان به تدريج بحث‌ها و نقدها و خوانش‌هاي خود را توسعه دادند و اشخاص بيشتري اين خوانش نو و رويكرد انتقادي را ادامه دادند و بدون آنكه از پيش با همديگر همدستي كرده باشند، سنتي جديد پديد آوردند كه بعدها ناظران بيروني مجموعه كوشش‌هاي آنان را تحت عنوان «نو ماركسي» نامگذاري كردند. اما پرسشي كه در اينجا پديد مي‌آيد، اين است كه؛ آيا پيرامون مباحث و گفتارهاي شريعتي هم، چنين اتفاقي افتاده است؟ اگر بله، چه كساني و در كجا شريعتي نخستين را خوانش انتقادي كردند و در بيرون از سنت نخستين با يك دستگاه معرفتي- نظري بديل، نظرات و انتقادات جديدي آفريدند كه ما امروز مجموعه كوشش‌هاي آنان را به عنوان نو شريعتي نامگذاري كنيم. اگر چنين كوشش‌هايي بوده باشد، مسلما نامي هم براي ناميدن آن پيدا خواهد شد، اگر نو شريعتي هم نباشد، نام مناسب ديگري خواهد بود. در غير اين صورت تركيب نو شريعتي نوعي همدستي و تبليغات است.

مطلب ديگري كه به ذهنم آمد، اين بود شايد خالقان واژه نو شريعتي درصدد نوعي احيا و بازآفريني شريعتي در زمانه كنوني برآمده‌اند، يعني احساساتشان از فراموش شدن شريعتي جريحه‌دار است و مي‌خواهند به لطايف‌الحيل او را احيا كنند و نگذارند از يادها برود. اما توجه ندارند اين كار با همدستي و تبليغات شدني نيست. چون هر «لحظه تاريخي» و هر «شرايط اجتماعي» اقتضائات خاص خودش را دارد. به عبارت ديگر ما امروز با اين پرسش اساسي مواجه هستيم؛ نو شريعتي در چه لحظه تاريخي و در چه شرايط اجتماعي ممكن است؟

مطلب سومي كه به فكرم رسيد، اين بود شايد برگزاركنندگان سمپوزيوم نو شريعتي به احساس يا به تامل دريافته‌اند؛ گويا شريعتي نخستين آن گونه كه در نوشتجات و گفتارها و كنش‌هاي‌ خويش ظهور كرده بود، يك مشكلاتي دارد كه با «زمانه ما» ناسازگار است، يا به درد امروز نمي‌خورد و حداقل بهتر است آن بخش از گفتارها و مباحثش كه با امروز سازگار است، برجسته شود و آن بخش ديگر كه مشكل توليد كرده و باز مي‌تواند مشكل ايجاد كند به قفسه كتابخانه‌ها سپرده شود تا فراموش شود. به ديگر سخن در واژه نو شريعتي ناچارا نوعي «گذر از شريعتي» هم مكنون است يا حداقل اذعان مي‌گردد؛ «شريعتي نخستين» با زمانه كنوني نامناسب و ناسازگار است. گويي زمانه و مسائل ما، منطق گفتار شريعتي را پس مي‌زند. اگر اين دريافت نزديك به صحت باشد. مي‌توان نتيجه گرفت، شريعتي نخستين محصور در زمان و فضايي بود كه ديگر دوره آن به سر آمده است. اين جمله به گمانم مي‌تواند جمله با اهميتي باشد. في‌المثل ما وقتي سخنراني‌هاي «امت و امامت» شريعتي را مي‌خوانيم، اين احساس به ما دست مي‌دهد؛ ديگر زمانه اين نگاه‌ها و حرف‌ها و ترغيب‌ها به سر آمده است و امروز ديگر اين نوع گفتارها و ترغيب‌ها در ذهن و خاطر مردمان زمانه مسموع و مقبول نيست. در اينجاست كه مي‌توان ‌پرسيد؛ چه كساني سخن و عمل‌شان در محدوده زمان و مكان خاص معنا و مقبوليت دارد و در زمان و مكان ديگر معنا و پذيرش خود را از دست مي‌دهد؟ گويا اين امر خصلت روشنفكران و اهل سياست و اهل عمل است و الا تاريخ‌شناس و جامعه‌شناس و فيلسوف كه اهل نظر و اهل شناخت هستند، وضع ديگري دارند.

پس بهتر است، اندكي در اين دو پرسش بينديشيم كه مثلا؛ روشنفكر كيست؟ و جامعه‌شناس كيست؟

(بیشتر…)


نوشریعتی و پروژه‌ی «ابداع خویشتن» | حسین مصباحیان (دانشگاه اصفهان ـ ۲۱ آذر ۱۳۹۷)

نوشریعتی و پروژه‌ی «ابداع خویشتن»*

حسین مصباحیان

مکان: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان

زمان: ۲۱ آذر ۱۳۹۷

 

با سلام خدمت دوستان عزیز و با تشکر از مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و معاونت فرهنگی – اجتماعی دانشگاه اصفهان که امکان برگزاری این سمپوزیوم را فراهم آوردند، عنوان این سمپوزیوم ، نوشریعتی و مسائل امروز جامعه ما است و من اجازه می‌خواهم که قدری راجع به همین عنوان صحبت کنم، صحبتی که در حقیقت حاصل کنفرانس های پژوهشگران در سمپوزیوم گذشته است، سمپوزیومی که سال گذشته با عنوان اکنون، ما و شریعتی: شرایط امکان یک پارادایم بدیل در دانشگاه تربیت مدرس تهران برگزار شد. بنابر این متنی که در اینجا ارائه میشود در حقیقت حاصل کار دسته جمعی گروهی از پژوهشگران است که احتمالا با تغییر و تفصیل هایی به عنوان مقدمه کتاب سمپوزیوم سال گذشته منتشر خواهد شد . نقش من از اینرو به عنوان دبیر علمی این سمپوزیوم، منحصرا ارائه آن است نه تصنیف و تالیف آن. گو اینکه خود را به تمام خطوط اصلی آن متعهد می دانم.

(بیشتر…)


بازگشت به ابراهیم: معبری برای گذر به دموکراسی معنوی؛ نرگس سوری (دانشگاه اصفهان ـ آذر ۱۳۹۷)

بازگشت به ابراهیم: معبری برای گذر به دموکراسی معنوی*

نرگس سوری

مکان: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان

زمان: ۲۱ آذر ۱۳۹۷

 

شریعتی در تداوم سنت سیدجمال، عبده و اقبال و نیز در پیوند با جریان اصلاح‌دینی که در دوره‌ی معاصر به عنوان آلترنتایوی در واکنش به “دیگریِ غرب” در جوامع اسلامی سربرآورد، از ضرورت تعقیب پروژه‌ی رفرم دینی و تجدید حیات مذهب دفاع سخن به میان می‌آورد. از نظر او اصلاح‌دینی پروژه‌ای فی‌نفسه و ناب‌گرا که صرفاً سودای احیای امر دینی ناب و خالص را داشته باشد نیست بلکه اصلاح‌دینی را می‌بایست در ربط با امر اجتماعی قرار داد به نحوی که بتوان نوعی رابطه‌ی این‌همانی بین آن دو برقرار کرد. از این جهت اصلاح‌دینی در تلقی شریعتی به گفتمان الهیات رهایی‌بخش نزدیک می‌شود زیرا دین را با هدف رهایی “دیگریِ انسانی” در عرصه‌ی حیات اجتماعی-سیاسی احضار می‌کند. اصلاح‌دینی در نزد او وجوه متفاوتی پیدا می‌کند به گونه‌ای که می‌توان نوعی الهیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اگزیستانسیالیستی را در آن یافت که هسته‌ی اصلی آن را رهایی‌ انسان در اشکال مختلف تشکیل می‌دهد. بنابراین شریعتی از لزوم اصلاح‌دینی با این تمهید دفاع می‌کند که زمینه‌ساز تغییر اجتماعی و تاریخی شود. باید تجدید حیات دینی به تعبیر او تجدید حیات اجتماعی و احیای امر دینی، احیای انسان الینه شده را به دنبال داشته باشد. در این بحث سعی بر آن است به صورت مشخص پیوند اصلاح‌دینی شریعتی با پروژه‌ی رهایی‌بخشی از مجرای تأکیدی که او بر کارکتر ابراهیم دارد، مورد تحلیل قرار داده شود.

(بیشتر…)


«امکان‌ها و محدودیت‌های ملی‌گرایی در اندیشه شریعتی»؛ محمد جواد غلامرضا کاشی ( پویه ـ ۱۳۹۷)

امکان‌ها و محدودیت‌های ملی‌گرایی در اندیشه شریعتی

محمد جواد غلامرضاکاشی

منبع: فصل نامه مطالعات ایرانی «پویه »، شماره سوم و چهارم

تاریخ: بهار و تابستان ۱۳۹۷

 

فصل نامه مطالعات ایرانی شماره سوم و چهارم خود را به « ناسیونالیزم ایرانی، تبارگرا یا دموکراتیک» اختصاص داده است. در این شماره سیزده مقاله در نسبت ناسیونالیزم و دین،ناسیونالیزم و ایدئولوژی،ناسیونالیزم و غرب، مدرنیزاسیون و…نیز ارزیابی احساس ملی در ایران معاصر به درج سیده است. اقایان سعید مدنی، حسین آبادیان، کمال پولادی، مقصود فراستخواه،صدری نیا، صداقت کیش، مسهود پدرام آملیُ مینوی فر  و..نیز خانم پاپلی یزدی از نویسندگان این مجموعه هستند. در این شماره دکتر محمد جواد کاشی مقاله ای تحت عنوان «ملی گرایی ایرانی در روایتی  پسا استعماری، امکان ها ومحدودیت های ملی گرایی در اندیشه شریعتی»دارد که در اینجا درج می شود.

(بیشتر…)


وقتی کراوات دکتر شریعتی مشکل ساز می‌شود (۳۰ مهر ۱۳۹۷)

 

حذف کراوات از تندیس دکتر شریعتی در دانشگاه فرهنگیان ساری

دانشگاه فرهنگیان ساری که نام پردیس دکتر شریعتی نیز برخود دارد در مهر ماه ۱۳۹۷تندیسی از او  را نیز در ورودی دانشگاه نصب می‌کند. نصب این تندیس به دلیل داشتن کراوات ظاهرأ تذکرات مدیریتی را به دنبال داشته که منجربه حذف کراوات از مجسمه شده است.*

(بیشتر…)