[]


نامه استاد مطهری به استاد شریعتی (تیر ماه ۱۳۴۸)

۲

نامه استاد مطهری به استاد شریعتی

 

 منبع: روزنامه کیهان ۶ اردیبهشت ۱۳۶۶

تاریخ نامه : تیرماه 1348

این نامه به مناسبت انتشار جلد دوم کتاب « محمد، خاتم پیامبران» که از سوی انتشارات حسینیه ارشاد در سال ۱۳۴۸ به چاپ رسیده است به استاد شریعتی نوشته شده است. استاد مطهری در این نامه به اعتراضاتی که پیرامون چاپ مقاله شریعتی در جلد یک کتاب اشاره کرده و  اعمال تغییراتی را در متن پیشنهاد می‌کند.

برادر عزیز و ارجمند دانشمند،

انشاءالله تعالی کماکان موفق بتوفیقات الهی و موید به تآکیدات ربانی بوده و خواهید بود. همواره ذکر خیر عالی با دوستان هست و از دوستانی که از مشهد می آیند جویا هستیم. بنده انشاءالله در اوایل مرداد ماه سفری به خراسان خواهم آمد و امیدوارم توفیق زیارت کامل همه دوستان را بیابم. مقاله «وحی و نبوت» چاپ شد و با آنکه تلخیص شد و شاید کمتر از نصف آن انتخاب شد حدود شصت و چهار صفحه شد و البته طولانی ترین  مقالات دو جلد این کتاب است. حقیقت این است که دریغم آمد بیش از آن حذف شود، الحق رنج برده اید و زحمت کشیده اید و به عقیده من در حدودی که خودم مطالعه دارم جامع ترین و کامل ترین مقاله و کتابی است در موضوع خودش. از نظرعبارات اندکی تصرفاتی شد که خیلی ناچیز است. فجزاکم الله عن رسول الله و عن الاسلام خیر الجزاء.

چاپ جلد دوم در همین هفته تمام می شود و آماده صحافی و تجلید خواهد شد. بنده نظر به اینکه اخیراً ساده لوحان و مغرضان سر و صدای زیادتری راجع به مقاله آقای دکتر در جلد اول راه انداخته اند، در مقدمه جلد دوم تذکرات لازم و مفیدی(به عقیده خودم)دادم و با جناب آقای حاجی امیرپورهم در میان گذاشتم و صد درصد پسندیدند، ولی نظر به اینکه امضای حسینیه پای مقدمه گذاشته می شود نه امضای بنده لازم بود در جلسه هیئت مدیره طرح کنم. دیشب طرح کردم و خوانده شد. عقیده رفقا این بود که بهتر است این توضیحات  در مقدمه چاپ دوم جلد اول که اکنون در صحافی است داده شود و مناسب این است که خودجناب آقای دکتر این توضیحات را بدهند. علیهذا فعلا از درج در مقدمه  جلد دوم صرف نظر شد و بنده نسخه ای از آن مقدمه را به وسیله اخوی زاده مهدی مطهری خدمت می فرستم و چنانچه حضرت عالی و جناب دکتر موافق هستید و مصلحت می دانید خود ایشان توضیحاتی به قلم خودشان بنویسند و ما آن را در مقدمه چاپ دوم جلد اول که الان آماده تجلید است درج می کنیم. بنده به این جهت نسخه ای از مقدمه جلد دوم را فرستادم که اگر نکاتی که در قسمت های آخر این مقدمه نوشته شده  مورد موافقت حضرتعالی و ایشان است در نوشته آقای دکتر به آنها اشاره شود. به هر حال اختیار با حضرتعالی و ایشان است. فقط  استدعای بنده این است که نظر به اینکه تجلید و صحافی کتاب را فقط برای همین منظور بنده امروز متوقف کردم وهر تصمیمی که اتخاذ می شود فورا به وسیله جناب آقای رحیمیان و جناب آقای حاج امیر پور اعلام فرمایید و اگر بناست چیزی نوشته شود خیلی تسریع شود. بنا به توصیه شرکت انتشار نظر به اینکه جا زیاد نداریم، کوشش شود از حدود سه الی چهار صفحه آن کتاب تجاوز نکند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

جناب آقای دکتر و جناب آقای رحیمیان و سایر دوستان را سلام ابلاغ فرمایید.


نامه مهندس بازرگان به استاد شریعتی به مناسبت مرگ علی شریعتی ( اردیبهشت ۱۳۶۰)

 

۱۱

مرگی که مظهر ابتلائات زمان معاصر شد.

منبع: روزنامه میزان

تاریخ: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۰

این نامه به مناسبت خبر شهادت دکتر شریعتی از سوی بازرگان به استاد شریعتی نوشته شده است. مهندس بازرگان که به دلایلی نمی‌توانست در مجلس ترحیم دکتر شریعتی حضور داشته باشد و به تعبیر خودش « با آن پدر خمیده داغ دیده هم ناله شود» این نامه را می‌نویسد.

بسمه تعالی

استاد اجل و پدر بزرگوار جناب آقای محمد تقی شریعتی قربانت گردم. قصد تشرف به مشهد و وظیفه خدمت در مجلس ترحیم دکتر علی خودمان برای همناله شدن با آن پدر خمیده داغدیده و هزاران نفر ماتم زده ی بهت زده داشتم. گرفتاری و بی سعادتی مانعم شد. ناچار بدینوسیله عرض سلام و تسلیت می نمایم. مصیبت نه چنان است که بتوان خاموش نشست و نه انحصار به جنابعالی و به خویشاوندان و همشهریان دارد. مصیبت، مصیبت نسل رشد یافته تشنه شده حقیقت و فداکاری یک ملت است! بنده که در فوت مرحوم پدرم و مادرم این اندازه تاثر و تسلیت در هر گذر دریافت نکرده بودم.

علی که با ادراک و آثارش سال به سال روشن تر و صاف تر می شد و جامعه را روشن تر می ساخت شاخسار پر ثمری از آن پدر پر فضل و اخلاص بود که در بحبوحه احتیاج و استقبال، از سنگینی بار کشته شد و با افتادن او امیدها و آرزوها بر زمین ریخت.

مصیبت دیگر آنکه دوستان نتوانند در عزایش دور هم نشسته دعا کنند و فضايلش را بگویند ولی سازمان دشمنی که در زمان حیات، او را بدنام و از درس و ارشاد و دانشگاه برکنار کرد و نوشته هایش را مدرک جرم و بهانه شکنجه جوانان قرار می داد و خودش را در زندان و سپس در جدایی از مردم انداخته با فشارها و نقشه ها دق کشش کرد حالا تسلیتْ سرا و مدیحه خوانش می شود. البته به این خیال که طبق داستان هایی که از او شنیدم مانند آن کناس کلاش مزینانی، خود را به او بمالد تا آلوده اش کند.

علی با قلب و قلمش جوابگوی مسائل فکری و مشکلات روانی جوانان مسلمان ما بود. مرگش مظهری از ابتلاهای خاص زمانه ملاطم معاصر گشت و درسی برای مواجهه با مسائل عملی و مقاومت در برابر مشکلات اجتماعی.

از خداوند حکیم صبر و پاداش بزرگ برای پدری که غیر از علی فرزندان ارزنده دیگر تربیت و تحویل جامعه کرده است مسئلت می نمایم و از نسل جوان پر شور می خواهم جنازه و خاطره اش را به جای ناله و یاس با صبر و امید و عزم به دوش بکشند و افکار و آثارش را مشایعت نمایند.

انالله و انا الیه راجعون

مهندس مهدی بازرگان

 ۶/۴/۱۳۵۶