[]


رادیو گرام ( ۱۳۳۷)

admin-ajax.php

رادیوگرام – هدیه ازدواج

این رادیو گرام اهدایی دکتر غلامرضا شریعت رضوی برادر بزرگ پوران شریعت رضوی به مناسبت ازدواج خواهرش با شریعتی در سال ۱۳۳۷ است . به گفته پوران شریعتی رضوی همراه با این رادیو گرام صفحاتی چون کرساکف و والس اشتراس و … اهداء شده است این رادیوگرام همراه همیشگی این خانواده باقی مانده است. در حال حاضر این رادیوگرام در خانه موزه قرار دارد.


ضبط صوت اهدائی امین شجاعی (۱۳۴۶)

ضبط شجاعی۱

ضبط صوتی که اسلام شناسی مشهد را ضبط کرد

آقای سید امین شجاعی دانشجوی دانشگاه ادبیات فردوسی مشهد در دهه ۴۰ ( معلم باز نشسته) شاگرد شریعتی در سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹ بوده است. او تصمیم می‌گیرد با پول شخصی خود این ضبط صوت را به قصد ضبط دروس اسلام شناسی شریعتی خریداری کند. دروس ضبط شده توسط دانشجویان پیاده شده و توسط شریعتی ویراستاری می‌شده است. شریعتی خود در مقدمه چاپ اول کتاب اسلام شناسی از دانشجوی خود آقای امین شجاعی تشکر می‌کند. این ضبط صوت از طرف اقای امین شجاعی به تازگی به خانه موزه اهداء شده است.

خاطرات آقای شجاعی


ماشین تایپ (۱۳۴۰-۱۹۶۰)

دستگاه تایپ

تایپ رساله

این ماشین تایپ توسط شریعتی در ۱۳۴۰( ۱۹۶۰) در پاریس خریداری شد. شریعتی و همسرش رساله پایان نامه دکتری خود را با این ماشین تایپ کرده‌اند. این ماشین در حال حاضر در خانه موزه شریعتی قرار دارد.


دفترِ اشعارِ شریعتی( ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۸)

تصویر کتاب

شریعتی شاعر ( شمع)

اشعار این دفتر در فواصل سال‌های ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۸ سروده شده‌اند. در نوشته‌های خصوصی‌اش به این موضوع اشاره می‌کند که وصیت کرده است اشعار این دفتر سوزانده شود و هرگز چاپ نشود به جز اشعاری که در مجموعه‌ی هنر (مجموعه آثار، جلد ۳۲) منتشر شده است.

(بیشتر…)


ماشین مُسکُویچ ( ۱۳۴۵- ۱۳۵۶)

۳مُسکُویچ روسی

ماشین مسکویچ را شریعتی در سال ۱۳۴۵ در مشهد برای خود قسطی و به قیمتی بسیار نازل خریداری کرد.

در آن سال آموزش و پرورش این ماشین‌های روسی را به دلیل قیمت و کیفیت نازلش در اختیار فرهنگیان قرار داده بود و به همین دلیل یک بار بیشتر از روسیه وارد نشد. در نتیجه ماشین متداولی نبود و از همین رو تردد او در شهر مورد توجه قرار می‌گرفت. 

(بیشتر…)


مهره‌های شطرنج (۱۳۵۲ -۱۳۵۳)

460

تنهایی سلول

شریعتی با خمیر نان و دوده‌های دیوارهای سلول زندان این مهره‌ها را ساخته است.

شریعتی حدود دو سال را در فاصله‌ی سال‌های ۵۲ تا ۵۴ در زندان کمیته‌ی مشترک ضدخرابکاری در سلول انفرادی گذراند. او که از امکان مصاحبت با هم‌سلولی و یا کتاب محروم بود، در تنهایی‌هایش به کمک خمیر نان و دوده‌های دیوارهای سلول، این مهره‌های شطرنج را ساخته است.


کلاسورهای خاکستری و سبز(۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶)

دفتر سبز

گفتگوهای تنهایی و شاندل

«دفترهای خاکستری» و «دفترهای سبز» و… که به نام شاندل ذکر شده در حقیقت رنگ‌های کلاسورهایی است که شریعتی عادت داشت در آن نوشته‌های تنهایی‌اش را بنویسد. (بیشتر…)


دفترچه‌ی شصت‌برگِ «نوری» (۱۳۴۸)

دفتر نوری

هبوط

یکی از دفترچه‌های یادداشتِ شریعتی.

شریعتی گفته است که از «سقف، نظم، و تکرار» بیزار است. این خصوصیتِ روحی و نیز شرایط بیرونیِ زیستش هیچ‌گاه فرصت استقرار را به او نمی‌داده است. در نتیجه برای نوشتن و خلق کردنش هیچ مراسم و سلسله‌مراتبی وجود نداشته است. (بیشتر…)


تابلوی بودا (۱۳۴۹)

تابلوی بودا

بودا و فاطمه علوی نژاد 

این تابلو به ظاهر هدیه‌ای است که از سوی دوستی به تاریخ ذی‌حجهٔ 1349 به شریعتی تقدیم شده است.

دوستی که از علاقه و توجه شریعتی به فرهنگ بودیسم و بودا آگاه است. شریعتی خود در نامه‌ای نوشته است: «شده‌ام دورگه‌ای که یک رگم به هند می‌رود و یک رگم به سینا و حرا و دلم پوشیده در بنارس می‌تپد و عقلم در مدینه بومی شده است و به طواف کعبه مشغول است.» (بیشتر…)