[]

آنچه که در این صفحه ملاحظه می‌کنید، مقالاتی است که به مناسبتهای مختلف بر روی صفحه اصلی سایت گذاشته شده‌است.

نهضت دموکراتیک ادامه دارد | احسان شریعتی (بخشی از سخنرانی بر سر مزار شهدای ۱۶ آذر ـ ۱۵ آذر ۱۳۹۸)

نهضت دموکراتیک ادامه دارد

احسان شریعتی

منبع: بخشی از سخنرانی بر سر مزار شهدای ۱۶ آذر

تاریخ: ۱۵ آذر ۱۳۹۸

 

امروز در آستانهٔ روز دانشجو، در اینجا جمع شده‌ایم تا یاد و خاطره شهدای جنبش دانشجویی سال ۳۲ را پاس بداریم. پاسداشت روز دانشجو و جنبش دانشجویی طی ۶۶ سال گذشته هرساله برگزار شده و به یک روال و رویه و سنت تبدیل شده است، اما همیشه و حتی امروز، امکان مراسمی شایستهٔ این نام و این روز میسر نبوده است.

(بیشتر…)

جسور در زندگی، مستقل در اندیشه | سوسن شریعتی (روزنامه شرق ـ ۲۸ آبان ۱۳۸۳)

جسور در زندگی، مستقل در اندیشه

سوسن شریعتی

منبع: روزنامه شرق

تاریخ: ۲۸ آبان ۱۳۸۳

 

مجید شریف همیشه می گفت :« من از شریعتی دو چیز را آموخته ام: جسارت را و شک کردن را نیز». و همین دو آموزه، زندگی او را- همچون آموزگارش-  اگرچه پربار، اما کوتاه  ساخت. یکی از اشکال متعدد و متضاد تجربه جوانی، متعلق به زمانه ای که گذشت: ملتهب، تراژیک و رادیکال.  او با جسارت و هیجان یک جوان شورمند، مدام  در پی کشف  وضعیت های جدید بود  و با شک و تردید یک متفکر، مدام همان  وضعیت را زیر سوال می برد وبه آن سوء ظن پیدا می کرد. جسورانه به استقبال غیر مترقبه می رفت واندکی بعد  مشکوک  به اصالتش می شد و ناراضی بر می گشت. برای کشف حقیقت ، میدانست باید جسور بود و به همه شاهراهها، مشکوک؛  به هر دری باید زد و هیچ کدام را نهایی ندانست؛ باید پرهیزکار نبود و از خطا و از تغییر نترسید. اما با او  آنچه در این تغییر و تغیرات  اعتماد را بر می انگیخت دو چیز بود:  شفافیت او و گوش کردن به میل دل خود. نه چندان سیاستمدار که پنهان زیست کند ، پنهان تجربه کند و پنهان تغییر، نه چندان سیاسی که بنا بر ضرورت های بیرونی و اجتماعی و بی اعتنا به  ندای دل خود، این شود یا آن. روشنفکری که به صدای بلند فکر می کرد، به صدای بلند می پیوست و می گسست، به صدای بلند به نقد خود می نشست ، از در میان گذاشتن تجربه خود نمی هراسید و از پرداختن بهای آن سر بازنمی زد..

(بیشتر…)

چه باید کرد؟ | احسان شریعتی (کانال تلگرام احسان شریعتی ـ آبان ۱۳۹۸)

چه باید کرد؟

احسان شریعتی

منبع: کانال تلگرام احسان شریعتی

تاریخ: آبان ۱۳۹۸

این مقاله پیش درآمدی است بر ترجمه «جه باید کرد» دکتر شریعتی به زبان عربی که به‌زودی منتشر خواهد شد.

(بیشتر…)

شریعتی و عدالت | گفت‌وگو با احسان شریعتی (ماهنامه ایران فردا ـ خرداد ۱۳۹۸)

شریعتی و عدالت

گفت‌وگو با احسان شریعتی

منبع: ماهنامه ایران فردا

تاریخ: خرداد ۱۳۹۸

 

شماره ۴۹ (خرداد ۱۳۹۸) ماهنامه ایران فردا در بر دارنده‌ی گفت‌وگویی با احسان شریعتی است که پیرامون نسبت میان اندیشه شریعتی و مسئله‌ عدالت انجام شده. متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه مطلب می‌خوانید:

(بیشتر…)

خطبۀ 32 نهج‌البلاغه

خطبۀ 32 نهج‌البلاغه

ترجمه و تفسیر: علی شریعتی

منبع: مجموعه آثار علی (26)

 

ای مردم! ما در زمانه‌ای پرعناد و بدکینه گرفتار شده‌ایم.

انسان نیک‌دل و پاک‌دامن را در این روزگار بد می‌شمرند و ستم‌کاره در این عصر بر تندباد غرور و نخوتش می‌افزاید.

آن‌چه می‌دانیم سودمان نمی‌بخشد و آن‌چه را نمی‌دانیم نمی‌پرسیم و از بدبختی کوبنده‌ای که فرا می‌رسد بیم نداریم تا آن‌گاه که بر سرمان فرود آید.

(بیشتر…)

کار (۱۳۵۵)

کار

نوشته‌‌ای که در پی می‌آید شامل صفحات ۱۵۶ تا ۱۷۲ کتاب «خودسازی انقلابی» (.م.آ.۲) است.

(بیشتر…)

وداع با پوران شریعت‌رضوی

وداع با پوران شریعت‌رضوی

پشت درهای بسته‌ی حسینیه‌ی ارشاد، بر دوش مردم

 

شرح آ‌نچه گذشت…

 

دوستان عزیز

همانطور که اطلاع‌ دارید، برغم تلاش‌ها و نیایش‌های ما، حضرت حق مادرمان پوران را به پیش خود طلبید، و او نزدیک به ساعت یک بعدازظهر روز جمعه از میان ما رفت (و نه دو ساعت پیشتر که خبرش اعلام شد).

پیشتر خانواده تصمیم گرفته بود که پیکر مادر در کنار مزار مادرش و برادرش مهدی (آذر) و شهدای روز دانشجو در امامزاده عبدالله شهر ری، به خاک سپرده شود. و برای برگزاری مراسم نماز و تشییع جنازه، نقطهٔ عزیمت حسینیهٔ ارشاد درنظر گرفته شده بود، از اینرو ساعتی پس از اعلام مرگ، جهت انجام روندهای اداری برگزاری مراسم در حسینیه ارشاد، طی نامه‌ای از فرمانداری صدور مجوز رسمی را تقاضا کردیم. و از صبح روز شنبه با مدیریت حسینیه ارشاد تماس گرفتم تا دربارهٔ نحوهٔ اجرای مراسم مشورت کنم. گفتند منتظر دریافت مجوز از فرمانداری خواهند ماند و خواستار ارسال سریع‌ مجوز از سوی مقامات شدند. پس از مراجعهٔ مجدد نمایندهٔ ما به فرمانداری و پیگیری‌های لازم و توافق پلیس امنیت و..، مدیریت حسینیه ارشاد حدود ساعت دو نیم وصول مجوز و توافق شفاهی و اصولی با برگزاری مراسم در محوطه‌ٔ مسجد را (البته مشروط به توافق نهایی مقامات امنیتی)، به ما اعلام نمود.

در اواخر وقت اداری روز شنبه، اما، ناگهان اعلام کردند که هنوز در استعلام مکتوب اداری میان ارشاد و چند مرکز دیگر، مجوز نهایی به دستشان نرسیده است.

صبح روز یکشنبه ما با درهای بسته حسینیه روبرو شدیم و در پاسخ به پرسش ما دربارهٔ این تصمیم نهایی فرمودند که از اساس با برگزاری مراسم در ارشاد مخالفت شده است، و آنچه مرا برآشفت این که «به آنسوی خیابان شریعتی برویم تا برای این مؤسسه مشکلی پیش نیآید!»
این‌چنین بود که مجبور شدیم مراسم اقامه نماز را در مقابل ورودی تالار ارشاد، محل حضور تاریخی دکترعلی شریعتی، با شکوه و جلال بیشتر برگزار کنیم؛ هم‌ازاینرو، بدینوسیله از مقامات مربوطه (و مدیریت حسینیهٔ ارشاد) تشکر می‌کنیم که با اقدام بخردانهٔ خود بار دیگر به ما و مردم یادآوری نمودند که:

«ارشاد نه یک ساختمان، که یک جنبش است»!

تهران، ۲۸ بهمن ۱۳۹۷، از سوی خانواده،
احسان شریعتی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شرح آنچه گذشت (۲)

پوران شریعت‌رضوی نیک‌بخت زیست و نیکبخت مُرد. مشارکت گسترده در مراسم‌های تشییع و بزرگداشت و خیل پیام‌های همدردی دوستان و سروران، برغم سانحهٔ بستن درب حسینیهٔ ارشاد، نشان از قدرشناسی عمومی نسبت به زندگی سراسر تلاش همسر همراه معلمِ مردم داشت.

سانحهٔ ارشاد البته نشانگر تصرف این مؤسسه توسط یک نیروی نامرئی است که می‌بایست با پیگیری مسئولیت‌های حادثه، ابعاد آن برای عموم علنی و آشکار شود. هنگامی‌که نهاد رسمی مجوز برگزاری مراسم را صادر می‌کند، کدام دولت موازی تصمیم خلاف آن‌را به‌شکل شفاهی ابلاغ کرده است؟ معنای این کار آیا بسر بردن در حاکمیتی دوگانه است؟ از نظر ما، خیر؛ کدام دوگانگی؟ یک دولت بیشتر وجود ندارد؛ و آن همانی است که تصمیماتش در عمل اجرا ‌شود! معنای دولت در عصر جدید جز این نیست و مابقی «تعارفات» وطنی است!

ارج‌شناسی مقام بانو و مادر اما نیازی به حکومت ندارد و از سوی مردم انجام می‌شود. زنده‌یاد پوران زنی مستقل، مدیر و مدبر بود و حتی برای روز واقعه حسابی پس‌انداز کرده بود؛ به گونه‌ای که اصل کلیهٔ مخارج بیمارستان و تشییع و تدفین و ترحیم و..، از حساب خود او پرداخته شد. و البته دوستان و دوستداران راه او و همسرش، در تمامی این مراحل با خانواده مساعدت و همراهی کرده‌اند تا بدرقهٔ این شیرزن در عین سادگی با شکوه و آبرومندانه برگزار شود.

حضور اقشار گوناگون مردم، بویژه جوانان و سروران (همچون استادان حکیمی و شفیعی‌کدکنی و..)، در مراسم تشییع و ترحیم مادر برای ما بسیار ارج‌مند و امیدبخش بود؛ زیرا نشان می‌داد که جامعهٔ مدنی ایران همچنان زنده است و سرنوشت خود را در آینده برغم همهٔ توطئه‌های قدرت‌ها، تنها به دست خویش رقم خواهد زد.

در این راستا، ضمن ابراز تشکر و سپاس دوباره نسبت به این حضور و همراهی صمیمانه، فرزندان معنوی آن مادر و پدر نیز خود را موظف می‌بینند که راه آن پیشگامان را تا رسیدن به چشم‌اندازهای نو و نیل به نتیجهٔ مطلوب ادامه دهند.

احسان شریعتی
۱۳ اسفند ۱۳۹۷

نامه به استاد محمدتقی‌شریعتی (اردیبهشت ۱۳۵۶)

35238_816

استادم، مرادم!

تاریخ: ۱۳۵۶
این نامه آخرین نامهٔ علی شریعتی به پدرش است که قبل از طلوع دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۶ و پیش از خروجِ آخرین‌اش از ایران نوشته است. (بیشتر…)

نوشریعتی و پروژه‌ی «ابداع خویشتن» | حسین مصباحیان (دانشگاه اصفهان ـ ۲۱ آذر ۱۳۹۷)

نوشریعتی و پروژه‌ی «ابداع خویشتن»*

حسین مصباحیان

مکان: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان

زمان: ۲۱ آذر ۱۳۹۷

 

با سلام خدمت دوستان عزیز و با تشکر از مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان و معاونت فرهنگی – اجتماعی دانشگاه اصفهان که امکان برگزاری این سمپوزیوم را فراهم آوردند، عنوان این سمپوزیوم ، نوشریعتی و مسائل امروز جامعه ما است و من اجازه می‌خواهم که قدری راجع به همین عنوان صحبت کنم، صحبتی که در حقیقت حاصل کنفرانس های پژوهشگران در سمپوزیوم گذشته است، سمپوزیومی که سال گذشته با عنوان اکنون، ما و شریعتی: شرایط امکان یک پارادایم بدیل در دانشگاه تربیت مدرس تهران برگزار شد. بنابر این متنی که در اینجا ارائه میشود در حقیقت حاصل کار دسته جمعی گروهی از پژوهشگران است که احتمالا با تغییر و تفصیل هایی به عنوان مقدمه کتاب سمپوزیوم سال گذشته منتشر خواهد شد . نقش من از اینرو به عنوان دبیر علمی این سمپوزیوم، منحصرا ارائه آن است نه تصنیف و تالیف آن. گو اینکه خود را به تمام خطوط اصلی آن متعهد می دانم.

(بیشتر…)

«محمد می‌میرد»؛ دکتر علی شریعتی ( اسلام شناسی مشهد- ۱۳۴۷)

محمد می‌میرد

علی شریعتی

منبع: اسلام شناسی (م.آ ۳۰)

انسان همواره در زندگی، خود را می‌پوشاند، همواره در زیر نمودی که به چشم دیگران می‌آید پنهان است؛ تنها دو جا است که غالباً نقابی را که در سراسر عمر بر چهرۀ دارد پس می‌زند: سلول زندان و بستر مرگ. در این دو جا است که فرصت عزیزی بدست می‌آید تا چهره حقیقی هر کسی را خوب ببینیم، بویژه مرگ. آدمی بوی مرگ را که می‌شنود صمیمی می‌شود. بر بستر احتضار، هر کسی «خودش» است. وحشت مرگ او را چنان سراسیمه می‌سازد که مجال تظاهر نمی‌ماند، حادثه چنان بزرگ است که بزرگان همه کوچک می‌شوند. روح، وحشتزده از نهانگاهی که یک عمر به مصلحتی در آن از انظار پنهان شده بود، برهنه بیرون می‌آید. مرگ در این نهانخانه را زده است.

(بیشتر…)