[]

آنچه که در این صفحه ملاحظه می‌کنید، مقالاتی است که به مناسبتهای مختلف بر روی صفحه اصلی سایت گذاشته شده‌است.


«محمد می‌میرد»؛ دکتر علی شریعتی ( اسلام شناسی مشهد- ۱۳۴۷)

محمد می‌میرد

علی شریعتی

منبع: اسلام شناسی (م.آ ۳۰)

انسان همواره در زندگی، خود را می‌پوشاند، همواره در زیر نمودی که به چشم دیگران می‌آید پنهان است؛ تنها دو جا است که غالباً نقابی را که در سراسر عمر بر چهرۀ دارد پس می‌زند: سلول زندان و بستر مرگ. در این دو جا است که فرصت عزیزی بدست می‌آید تا چهره حقیقی هر کسی را خوب ببینیم، بویژه مرگ. آدمی بوی مرگ را که می‌شنود صمیمی می‌شود. بر بستر احتضار، هر کسی «خودش» است. وحشت مرگ او را چنان سراسیمه می‌سازد که مجال تظاهر نمی‌ماند، حادثه چنان بزرگ است که بزرگان همه کوچک می‌شوند. روح، وحشتزده از نهانگاهی که یک عمر به مصلحتی در آن از انظار پنهان شده بود، برهنه بیرون می‌آید. مرگ در این نهانخانه را زده است.

(بیشتر…)


سخنرانی سوسن شریعتی در مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی «چشم دگر بده که تماشا کنم تو را »؛ ( اصفهان – شهریور ۱۳۹۷)

امام حسین:

یاد یک قهرمان یا سوگواری برای یک قربانی؟

سوسن شریعتی

مکان: سخنرانی در مجتمع فرهنگی آموزشی امام صادق، اصفهان

زمان: ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ ( شام تاسوعا)

مجتمع فرهنگی آمورش امام صادق در اصفهان به مناسبت ایام سوگواری حسین(ع) مراسمی به نام « چشمی دگر بده تا تماشا کنم تو را » طی دو شب برگزار کرد. در این دو شب سوسن شریعتی و حجت الاسلام محمد علی مهدوی راد با عنوان «رو به کدام  قبله» و «نقش زن در عاشورا با نگاهی به خطبه حضرت زینب» سخن گفتند. آقایان سعید بیابانکی و نادر بختیاری نیز شعر خوانی کردند. آنچه در ذیل می‌آید متن تنقیح شده این سخنرانی است.

(بیشتر…)


مقدمه‌ی دکتر شریعتی بر کتاب حجربن عدی؛ اثر حسن اکبری مرزناک ( 1347)

714081

مقدمه‌ی دکتر شریعتی بر کتاب حجربن عدی

کتاب «حجربن عدی» اثر حسن اکبری مرزناک 

تاریخ: اسفند 1347

متن ذیل مقدمه ای است بر کتاب «حجربن عدی» نوشته حسن اکبری مرزناک، از شاگردان دکتر شریعتی در دانشگاه مشهد،  که در سال 1347 برای اولین بار به چاپ رسیده است.

(بیشتر…)


کدام حسین؟ ( شهریور ۱۳۹۷)

scan0003

کدام حسین ؟*

علی شریعتی

 «… اکنون صفویه آمده است و خود بزرگ‌ترین مروج ذاکرین و تجلیل‌کنندة ذاکرین و برگزارکنندة اصلی ذکر است. صفویه برخلاف بنی‌امیه و بنی‌عباس نمی‌خواهد تا آن‌چه را که به وقوع پیوسته است، از خاطره‌ها بشوید بلکه می‌خواهد بیشتر از همیشه به یاد بیاورد. آن‌ها – بنی‌امیه و بنی‌عباس- می‌خواستند تا مردم فراموش کنند و متوجه نباشند که چنین حادثه‌ای در تاریخ به وجود آمده است و صفویه می‌خواهد که برعکس، مردم در تاریخ جز این حادثه چیزی به یاد نداشته باشند!

اما فرق کار این است که آن‌ها می‌کوشیدند تا داستان را محو کنند و این‌ها می‌کوشند تا معنی آن را مسخ نمایند. این‌ها با ترویج و تجلیل و تعظیم عاشورا و کربلا می‌کوشند که این همه را از محتوا خالی کنند و فقط شکل و فرم را ارزش ببخشند و جلوه دهند.

دیروز که تمام دستگاه‌های حکومتی خلیفه می‌کوشیدند تا ولایت، عترت، شهادت، امامت، عدل، عاشورا و… از یادها فراموش شوند، روشنفکران ذاکرین بودند و به عنوان انجام مسئولیت‌شان با همه‌ی آگاهی و شعور‌شان تلاش می‌کردند که عمق فاجعة تاریخ و شکوه و عظمت و عصاره و روح انقلاب اسلام در یادها بیدار شود و زنده ماند و فراموش نشود. اما امروز که صفویه تمام شعار‌های شیعه را شعار خود کرده است و دیگر نه شعار زندان‌های سندی بن شاهک و زندان‌های خلیفة بغداد که شعار عالی قاپو است و در کار مسخ کردن ارزش‌هایی هستند که به قیمت آن همه خون‌های عظیم به دست آورده‌ایم، رسالت روشنفکران شیعه چیست؟

رسالت ما دیگر یادآوری نیست، چون همه به یاد دارند، چون خلیفه شیعه شده است و بیش از مردم عدالت‌خواه و پیروان راستین علی و شیفتگان حسین به یاد می‌آورد و می‌گوید و می‌گریاند و خود را به گریه می‌زند و بر دشمنان علی لعن می‌فرستد و از آل علی مدح و منقبت می‌گوید. اکنون مردم آگاه شیعه در برابر نظام صفوی که بر تشیع تکیه می‌کند، همان وضعی را دارند که شیعه در نظام اموی و عباسی که بر اسلام تکیه می‌کردند، داشت. اشرافیت قریش نقاب اسلام زد و شعارش قرآن و سنت، تا حق علی پامال شود و یاد حسین فراموش، یعنی روح قرآن و مسیر سنت مسخ شود.

شیعه بر منقبت تکیه کرد و بر ذکر، و اکنون اشرافیت قومی صفوی نقاب تشیع زده است. شعارش منقبت و ذکر تا حقیقت علی پامال شود و فکر حسین فراموش!

این است که وقتی زور هم بر ذکر تکیه می‌کند، دیگر ذکر نقشی انقلابی ندارد و ذاکر نه یک روشنفکر مترقی که یک ابزار تبلیغاتی در نظام موجود می‌شود. این است که در عصر صفوی دیگر یاد رسالت نیست، رسالت شناخت است، طرح واقعه نیست تحلیل واقعه است، محبت نیست معرفت است، و بالاخره در نظام تشیع صفوی، نه بر تشیع مطلق که بر تشیع علوی تکیه کردن است. زیرا پیش از صفویه، شیعه وقتی نام محمد را می‌شنید حق داشت بپرسد: کدام محمد؟ و پس از صفویه، شیعه وقتی یاد حسین را می‌شنود، باید بپرسد کدام حسین؟ »

*( نقش انقلابی یاد و یادآوران ؛ م.آ ۷)


«ما و بار دیگر شریعتی» چهل و یکمین سالگرد شهادت ( خرداد ۱۳۹۷)

photo_2018-06-20_09-26-11

ما

و

بار دیگر شریعتی

یادمان چهل و یکمین سالگرد شهادت شریعتی، امسال نیز برگزار شد؛ سالگردهایی که هر بار متاثر از سیاست های روز و وضعیت های اجتماعی و سیاسی زمانه، شکل متفاوتی به خود می گیرند: از اماکن عمومی تا زیرزمین های خصوصی؛ با حضور جمعیت های گسترده و متنوع  و یا با تعداد محدودی از دوستداران و اشنایان؛ بر سر در روزنامه ها  یا در لابلای برنامه های تلویزیونی.

(بیشتر…)


«روشنفکر، مدافع امر اجتماعی»؛ دکتر محمدامین قانعی‏‌راد( ۲۷ خرداد ۱۳۹۷)

به یاد دکتر امین قانعی‌راد

1

روشنفکر، مدافع امر اجتماعی

دکتر محمدامین قانعی‏‌راد

این سخنرانی به تاریخ خرداد ۱۳۹۲ به مناسبت سی‌و ششمین سالگرد شهادت علی شریعتی در نشستی تحت عنوان :« الگوی تعهد سیاسی روشنفکر نزد شریعتی» که از سوی بنیاد فرهنگی شریعتی برگزار شده بود، ایراد شده است.

«…برداشت من این است که نوع الگوی شریعتی الگوی روشنفکر اندام‌‏وار است (روشنفکر ارگانیک)، با ضریب بالای تعهد به مردم درمقابل تعهد به حقیقت. به همین دلیل است که وقتی به او می‏‌گویند شما نظریه‏‌پردازی می‏‌کنید می‏‌گوید که نظریه‏‌پردازی کار دانشگاهی است من که دانشگاهی نیستم. یا در واقع موقعی که از مردم دفاع می‏‌کند و از مردم سخن می‏‌گوید معتقد است که باید فکر و اندیشه را به نحوی سازمان داد که به درد مردم بخورد به کار مردم بیاید، موجب نجات مردم شود. بر همین اساس و متکی بر همین دو گانگی است که مثلاً شریعتی، بین ابوذر و ابوعلی، بین علامه قزوینی و ستارخان تقابل ایجاد می‏‌کند. شریعتی با این دو قطبی سازی، یک قطب را فیلسوفان می‌‏داند و قطب دیگر را پیامبران. فیلسوفان از حقیقت انتزاعی صحبت می‏‌کنند، در دنیای انتزاعی سیر می‌کنند و به مردم کاری ندارند ولی روشنفکری مبتنی بر الگوی پیامبری – مثلاً ابوذر که الگوی پیامبری را پیش گرفته- به مردم کار دارد، به سرنوشت مردم کار دارد. (مثلاً مسأله‏‌اش نابرابری اجتماعی) درحالی که فیلسوف که نمونه‏‌اش ابوعلی است در یک جریان انتزاعی زندگی می‏‌کند. در این دوگانگی، شریعتی با واژه منفی درباره فیلسوفان صحبت می‌کند و در شرایط خاص خودش، نوع ارزیابی منفی از آنها دارد اما روشنفکری را پبامبرگونه می‌نامد، روشنفکرانی که درواقع کار پیامبری می‏‌کنند. کار پیامبر، آگاهی و انتشار آن بین مردم است. الگوی شریعتی چه بود؟ می‏‌گویم شریعتی اگرچه در بین حقیقت و مردم رفت و آمد می‏‌کرد ولی زمانه نوعی ناموزونی را به او تحمیل کرد و آن ناموزونی حرکت و داشتن تمایل بیشتر به مردم تا به حقیقت بود؛ تمایلی که تغییر شرایط اجتماعی می‏‌تواند الگویش باشد.»

(بیشتر…)


“شریعتی، سیاست و ایران امروز” (۵ خرداد ۱۳۹۷)

photo_2018-05-28_18-01-50

بنیاد شریعتی برگزار کرد:

“شریعتی، سیاست و ایران امروز”

روز شنبه مورخ پنجم خردادماه سال جاری (1397)، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی میزبان میز گردی با عنوان «شریعتی، سیاست و ایران امروز» با حضور آقایان دکتر عباس منوچهری، دکتر حاتم قادری، دکتر مراد ثقفی و دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی بود. این نشست که قرار بود در دانشگاه تهران برگزار شود به دلیل مخالفت مسئولین با حضور آقایان ثقفی و قادری لغو شد و این بار در بنیاد شریعتی ممکن گردید. آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارشی است از این میزگرد.

(بیشتر…)


شریعتی و خیابان‌ها (خرداد ۱۳۹۷)

photo_2018-05-21_02-18-42

شریعتی و خیابان‌ها

 

شریعتی روشنفکری است در دسترس که به کوچه راه پیدا کرده است. برقراری نسبتی آزاد در غیبت یک متولی رسمی سرمنشأ ابتکارهای خلاقانه ای از سوی طیف های مختلف مردم، هنرمندان و شاعران گمنام طی این سال ها شده است. تصویر و جملات او را بر قالیچه ای می توان دید یا بر کوزه ای یا بر لوحی. نام او بر سر در حسینیه‌ای، مدرسه ای یا بیمارستانی آمده است.عکس او بهانه ای شده است برای کشیدن طرح و کاریکاتوری از این سو یا ساختن پوستری از آن بر. تصویر شریعتی نیز مدت هاست حضور پر رنگی در خیابان های شهر دارد. در کافه ها،  بر دیوارهای شهر، بر بساط کتاب دستفروشان، در حاشیه پیاده روها  و گاه بیلبردهایی عظیم بر سر در اتوبان ها و پل های هوایی. همه چیز بستگی به این دارد که متولی چه کسی است؟ اکثر این ابتکارات خودجوش و مردمی است. گاه تصویر او در کنار تصویر هنرپیشه های سینما به فروش می رسد(جرج کلونی، آلپاچینو و..) گاه در کنار بزرگان ادب (نیما یوشیج، فروغ فرخزاد،احمد شاملو) گاه کنار چهره های علمی(دکتر هشترودی) و به تازگی بر دیوار خیابانی در اهواز در کنار سقراط. شهرداری شهر تهران نیز بی مناسبت یا با مناسبت هر از چندی و مبتنی بر سیاست گذاری های متعدد مدیریتی، تصویر شریعتی را بر سر راه می نشاند و سنت دیرینه نادیده گرفتن او را می شکند. امسال نمایشگاه بین المللی کتاب بهانه ای شده بود برای نصب تصویر او در اتوبان های تهران(بزرگراه فتح، جنوب فرودگاه مهرآباد) و در برخی محله ها(شهرک غرب) و البته با روتوش تصویر و حذف کراوات. در شهر مشهد نیز این روزها در کنار «ایستگاه مترو شریعتی» می توان بیلبوردی بزرگ از شریعتی و استاد محمد تقی شریعتی را مشاهده کرد.

تردیدی  نیست که شریعتی با شهر نسبتی دیرینه دارد اگرچه پر قبض و بسط!

تصاویر شریعتی و خبایان


از زندان سکندر ، به مناسبت سالگرد هجرت علی شریعتی ( ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷)

 

a3

از زندان سکندر

به مناسبت سالگرد هجرت علی شریعتی

 

بالاخره، صبح دوشنبه بر روی قالیچه سلیمانیه سابنا* از زندان سکندر پریدم. لحظه‌های پر از دلهره بیم و امید، اسارت و نجات و گذر از آن پل صراط، در آن دقیقه خطیر و خطرناک اما مجهولی که جز تقدیر از آن آگاه نیست.

———–

این یادداشت در فرودگاه آتن چند ساعت پس از خروج از ایران نوشته شده است. ( م.آ ۱)
*سابنا : نام شرکت هواپیمایی بلژیکی در سال ۱۳۵۶. شریعتی در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۶ تهران را به قصد بلژیک ترک کرد.


بنیاد فرهنگی شریعتی در نمایشگاه کتاب (۱۳۹۷)

 

 

نمایشگاه کتاب

 

بنیاد فرهنگی شریعتی در نمایشگاه کتاب

«نویسنده را جز خواننده‌اش هیچ قدرتی نمی‌تواند ساکت کند»*

اردیبهشت امسال بنیاد فرهنگی شریعتی بنابر سنتی بیست ساله در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران حضور دارد. آثار شریعتی اگر چه توسط ناشرین متعددی به چاپ می‌رسد و در این نمایشگاه عرضه می‌شود، اما مانع از استقبال همیشگی و شورمند مخاطب جوان شریعتی نشده است. غرفه بنیاد فرهنگی شریعتی نیز که آثار منشتر شده توسط ناشرین را در اختیار عموم قرار می‌دهد از این استقبال بی‌بهره نیست. هر سال نمایشگاه بین المللی کتاب وعده گاهی‌  برای مواجهه خوانندگان جدید آثار شریعتی و دست اندر کاران نشر آثار او و نیز ارزیابی موقعیت شریعتی در حوزه فرهنگ است.

*.دکتر علی شریعتی