شریعتی، معلم رادیکالیسم اسلامی در ایران | حمید عنایت (کتاب اندیشههای سیاسی در اسلام معاصر ـ ۱۳۶۱)
شریعتی، معلم رادیکالیسم اسلامی در ایران
نوشته: دکتر حمید عنایت (ترجمه: بهاءالدین خرمشاهی)
منبع: کتاب «اندیشههای سیاسی در اسلام معاصر»
تاریخ: ۱۳۶۱
- برگرفته از کتاب «اندیشههای سیاسی در اسلام معاصر»* اثر حمید عنایت (استاد درس اندیشههای سیاسی اسلام و مسائل خاورمیانه در دانشگاه اکسفورد) که در سال ۱۹۸۲ توسط انتشارات مک میلان انگلستان و سپس در تگزاس امریکا، نشر یافته است. این کتاب توسط بهاءالدین خرمشاهی ترجمه شده و در سال ۱۳۶۱ توسط نشر خوارزمی به چاپ رسیده است.
بحران ناصریسم از اواسط دهه شصت به بعد به چند چیز از جمله کاهش جاذبۀ سوسیالیسم عرب در مصر و بیاعتبار شدن پوشش اسلامیش در انظار تودههای عرب مسلمان منجر گردید. سرخوردگیهای ناشی از شکست عربها در جنگ شش روزۀ ۱۹۶۷ طبيعتاً اشتیاق تازهای در میان جوانان پیکارجو در کشورهای عرب و سایر مناطق جهان اسلام نسبت به آموزهای سیاسی و جاندارتر پدید آورده بود. این پیش زمینۀ ظهور نوعی تازه از سوسیالیسم اسلامی بود. فرق این روایت تازه با مدلی که سباعی و مقلدان مصری و سوری اش پیش نهاده بودند، نه فقط در استقلالش از نیازمندیهای دستگاه دولت بلکه در بدعتی بود که در زمینه مقتضيات اسلامی غیر قابل تصور بود، یعنی از نو آشتی کردن با مارکسیسم. این امر چنانکه پیشتر گفته شد بيشك نتيجۀ افزایش محبوبیت و نفوذ اتحاد شوروی و سایر کشورهای «اردوی سوسیالیسم» در جهان سوم به طور کلی بود، و این روند با مرگ استالین در ۱۹۳۳ آغاز شده و پیامدهای مهمی، هم در سطح نظری و هم در سطح عملی، داشت. نتیجۀ فرعی استالین زدائی همانا اعاده حیثیت «راههای مستقل منتهی به سوسیالیسم» و ایدئولوژیهای «جهان سومی» به طور کلی بود که به نوبه خود رهبران اتحاد شوروی را قادر ساخته بود که بر شک و شبهههای قدیمشان راجع به ماهیت نهضتهای بورژوازی ملی در جهان سوم، فائق آیند. چنین شکی بود که باعث سردرگمی فلج کنندۀ سیاست شوروی در قبال رژیم ملی محمد مصدق در ایران در سالهای ۱۳۳۲-۱۳۲۰ شد. برخلاف این رویه، سیاست شوروی در قبال ناصر از ۱۹۵۴ به بعد عبارت بود از حمایت فعال و درگیری در خنثیسازی معارضههای غربی در مورد مقام ناصر به عنوان قهرمان ناسيوناليسم عرب على الخصوص رفتار اتحاد شوروی در طی بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ به میزان زیادی حیثیت آن کشور را در چشم تودههای مردم، در سراسر جهان اسلام بالا برد. این گرایش بعدها هم با انقلاب عراق در سال ۱۹۵۸، و اوجگیری نبرد استقلال الجزاير و شيوع روحية عمومی ضد غربی در سراسر خاورمیانه تقویت شد. بدین ترتیب زمانی که خواری و خفت جنگ شش روزه بر وجدان مسلمانان سنگینی میکرد، زمینه برای ترکیبی ایدئولوژيك که هم نیاز به طرحی سنجیده و مستحکم برای عمل سیاسی را برآورد و هم با ضرورت حفظ وفاداری به معتقدات اسلامی جور درآید، مهیا شده بود. به بار آمدن نوع تازهای از مکتبهای مارکسیستی با مارکسی تجدید نظر طلبی، چپ جدید و جریانهای چند گونهای که از انتقاد سارتر و لوفور و دیگران از مارکسیسم – لنینیسم پدید آمده بود – به این معنی بود که در تنش زدایی بعد از استالین چنین تلفیق ترکیبهایی دیگر به قلمرو خواب و خيال روشنفکرانه تعلق ندارد.
(بیشتر…)ویژهنامه به مناسبت پنجمین سالگرد شهادت دکتر شریعتی (اطلاعات ـ ۲۹ خرداد ۱۳۶۱)
اگر تنهاترین تنهاها شوم، باز هم خدا هست
به مناسبت پنجمین سالگشت شهادت دکتر شریعتی
منبع: روزنامه اطلاعات
تاریخ: ۲۹ خرداد ۱۳۶۱
روزنامه «اطلاعات» در ۲۹ خرداد ۱۳۶۱ ویژه نامه ای را به مناسبت پنجمین «سالگشت شهادت دکتر شریعتی» به چاپ رسانده است. این ویژه نامه با یکی از جملات معروف شریعتی آغاز می شود: «اگر تنهاترین تنهاها شوم باز هم خدا هست». مقالات این ویژه نامه عبارتند از:
شریعتی همچنان شمشیر بود: محمود کریمی نوری. او در حصار بسته زمین نمیگنجید: شهید مهدی رجب بیگی(شهید جنگ ایران-عراق). شریعتی و روشنفکران: سینا واحد. شریعتی درد کشیدهای بود که فریاد میزد: دکتر عباس شیبانی( نماینده مجلس شورای اسلامی). او به طرف تقدیر لیله القدرش رفت: آیت الله طالقانی. شریعتی از استعدادهای برجسته زمان بود:آیت الله بهشتی. یکی از موهبتهای دکتر، توانایی قلمش بود: استاد شریعتی. دکتر شریعتی از افرادیست که به این نهضت خدمت کرده است: حجت الاسلام رفسنجانی. هر آن کس که تاثیر شریعتی را بر نسل جوان امروز ندیده بگیرد، یک فرد غیر منصف است: مهندس میر حسین موسوی
شریعتی، میوه کال زمانه: سید عطاءالله مهاجرانی. شریعتی، مهاجم بزرگ علیه استعمار فرهنگی: بینام.
علاوه بر این مقالات، بخشهایی از نوشته های شریعتی در باره آزادی، تشیع …در این شماره به چاپ رسیده است.
«شریعتی» میوه کال زمانه | سید عطاءالله مهاجرانی ( اطلاعات – خرداد ۱۳۶۱)
«شریعتی» میوه کال زمانه
سید عطاءالّله مهاجرانی
منبع: روزنامه اطلاعات، شماره ۱۶۷۴۹
تاریخ: ۲۹ خرداد ۱۳۶۱
فضا سنگین بود، و چشمها بر چهره شریعتی دوخته شده بود. چهرهی آرام و چشمان بیدار، خوابی که حلقههای مکرر دود محو و مبهمش کرده بود و رشته کلمات که زمزمهی آهنگین جویباری بود که بر یال بلند کوهی روئیده باشد. آب میخواند و دلت بیقرار بود … یکی از برادران پرسید: «دکتر از کی تقلید میکنی؟»
انگار جویبار ایستاد و سقف کوتاه شد و تردید بر جانها پنجه انداخت. دکتر چه جواب خواهد داد؟ حلقههای مکرر دود بود و چشمان منتظر و آهنگ آب …

