ماجرای شاندل و موج نوی شریعتیستیزی | سیاوش صفاری (روزنامه شرق ـ ۹ مرداد ۱۴۰۵)
ماجرای شاندل و موج نوی شریعتیستیزی
سیاوش صفاری*
منبع: روزنامه شرق
تاریخ: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
یک. بار دیگر، شریعتیستیزی
در شرایطی که تهاجم خارجی و بحرانهای داخلی نفس جامعه را گرفته، بار دیگر موجی از شریعتیستیزی در فضای فکری و شبکههای اجتماعی به راه افتاده است. شریعتیستیزان دگربار به میدان آمدهاند، با طوماری از اتهامات کهنه و شماری اتهامات نو. اگر دیروز شریعتی متهم بود که بیشتر مشوق شور بوده تا شعور، امروز با اتهام سنگینتر «شیادی» روبهروست. بهانه این موج تازه، شخصیتی است به نام شاندل، که شریعتی در چندین اثر به او ارجاع میدهد. شریعتیستیزان گویی یکشبه کشف کردهاند که شاندل وجود خارجی ندارد و ساختهوپرداخته تخیل شریعتی است. پس ارجاعدادنِ شریعتی به این شخصیت جعلی، از نظر ایشان، سندی است بر شیادی او؛ گواهی بر تلاش آگاهانهاش برای فریب مخاطب، و نشانی از بیپایبندیاش نهتنها به اسلوب علمی بلکه به اصول اخلاقی. و از اینجا نتیجه گرفته میشود که شریعتی نمونه اعلای روشنفکران شیاد و بیمسئولیتی است که جامعۀ ما را به خاک سیاه نشاندند؛ هرچه امروز میکشیم از دست همین روشنفکران است، و در رأس آنان شریعتی. شریعتیستیزان نوین او را شماتت میکنند که چرا شخصیتی غیرواقعی خلق کرده و اینجا و آنجا به او ارجاع داده است. اما تصویری که خود از علی شریعتی ارائه میدهند، سراپا جعلی است و کمترین ارتباطی با شریعتی واقعی ندارد. شریعتی ساختهوپرداخته شریعتیستیزان، فردی است بیسواد و حقهباز؛ مخالف تمدن و پیشرفت و مدرنیته و هر آنچه از غرب آمده؛ هم ضد ایران و ایرانی و هم بیگانه با اسلام؛ تئوریسین استبداد دینی و حجاب اجباری؛ مخالف آزادی و موافق دولتی تمامیتخواه که همه عرصهها را قبضه کند و اقتصاد دستوری را حاکم سازد. هر کس بیحبوغرض دو یا سه کتاب از شریعتی خوانده باشد، نیک میداند این تصویر تا چه حد پوشالی و دور از واقعیت است. آری، شریعتی شاندل را جعل کرده است. اما آیا میتوان از این گزاره درست نتیجه گرفت که شریعتی شیاد است و بیاخلاق؟ آیا میتوان کل پروژه فکری او را زیر سؤال برد؟
(بیشتر…)نوشریعتی و ابداع خویشتن | مجموعه سخنرانیهای سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی» (دانشگاه تربیت مدرس ـ آذر ۱۳۹۶)
بررسی شرایط امکان
نوشریعتی و ابداع خویشتن
هر کس به میزان هنری که دارد انسان است و با انکار واقعیت طبیعت، حقیقت خویش را ابداع میکند.
دکتر علی شریعتی
هبوط • مجموعه آثار ۱۳ (هبوط در کویر)
مجموعه سخنرانیهای سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی»
تهران، آذر ۱۳۹۶
در دو روز نخست آذر سال ۱۳۹۶، تالار مطهری دانشکده تربیت مدرس تهران میزبان سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی» بود که در قالب هشت پنل برگزار شد. این مراسم در روز تولد شریعتی و در چهلمین سال شهادت وی با استقبال گستردهی دانشجویان و شخصیتهای فرهنگی، مدنی و سیاسی همراه بود. متن مکتوب سخنرانیهای ایراد شده در این سمپوزیوم، توسط بنیاد فرهنگی شریعتی پیادهسازی و تنظیم گشته و اینک در قالب کتاب الکترونیک «نوشریعتی و ابداع خویشتن» در دسترس علاقهمندان است. عناوین مقالات و نام سخنرانانی که متون ایشان در این مجموعه منتشر شده است:
آن مرد جامعهشناس نبود | کیاوش حافظی (خبر آنلاین ـ ۳۱ خرداد ۱۴۰۵)
آن مرد جامعهشناس نبود
کیاوش حافظی
منبع: خبر آنلاین
تاریخ: ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
نام علی شریعتی امروز برای من بازتاب احساساتی دوگانه است.
نخستین بار ۱۸–۱۹ سال پیش با او آشنا شدم؛ با گوش دادن به سخنرانیای سرشار از بیان رتوریک و اعتراض: «پدر و مادر، ما متهمیم.»
برای منی که سازگاری دینداری با جهان مدرن برایم مسئله شده بود، شریعتی درمان بود؛ کسی که مسلمانی (یا به زبان امروز، زیست معنوی) در عصر جدید را ممکن جلوه میداد.
بههرحال، اگر کسی در جوانی شیفته نویسندهای شود و تصمیم بگیرد همه آثارش را تا انتها بخواند، بالاخره روزی به خط پایان میرسد. حتی به صراحت میگویم خواندن جامعهشناسی نطفهای بود که او در من ایجاد کرد؛ بگذریم که بعدها متوجه شدم او خودش اصلاً جامعهشناس نبود.
(بیشتر…)سفسطهٔ چرتکهای در خوانش محمد قوچانی از علی شریعتی | علی آزاد (کانال تلگرام گنجشکهای همیشه ـ ۲ تیر ۱۴۰۵)
سفسطهٔ چرتکهای در خوانش محمد قوچانی از علی شریعتی
علی آزاد*
منبع: کانال تلگرام گنجشکهای همیشه
تاریخ: ۲ تیر ۱۴۰۵
محمد قوچانی در سالهای اخیر کوشیده است علی شریعتی را نه از درون دستگاه فکری او، بلکه از خلال پیامدهای تاریخی پسینیاش داوری کند. در این روایت، علی شریعتی به جای آنکه یک متفکر با پروژهای پیچیده و چندلایه باشد، به نقطهٔ آغاز مجموعهای از نتایج سیاسی و اجتماعی فروکاسته میشود؛ نتایجی که سپس به معیار قضاوت دربارهٔ خود اندیشه تبدیل میشوند.
مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود. زیرا در این نوع مواجهه، اندیشه پیش از آنکه فهم شود، باید پاسخگو باشد. ایدهها از بستر مفهومی و تاریخی خود جدا میشوند و در ترازوی پیامدهای بعدی سنجیده میشوند. نتیجه آن است که فهم، جای خود را به نوعی حسابرسی میدهد؛ حسابرسیای که در آن متفکر نه در افق اندیشهٔ خویش، بلکه در آیینهٔ رخدادهای پسینی داوری میشود.
روزنامهنگار مسلح، علیه شریعتی مصلح | مصطفی محبکیا (کانال تلگرام ایران فردا ـ ۲۹ خرداد ۱۴۰۵)
روزنامهنگار مسلح، علیه شریعتی مصلح
(به بهانهی وارونه نعل زدنهای محمد قوچانی)
مصطفی محبکیا
منبع: کانال تلگرام ایران فردا
تاریخ: ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
قریب پنجاه سال از مرگ شهادتگونه ی شریعتی، آن «در وطنِ خویش، غریب» میگذرد. همو که همچون ابوذر خروشید، همچون ابوذر در تبعید جان داد و همچون ابوذر در غربت به خاک سپرده شد. ایران بعد از شریعتی تجربیات سخت و سترگی را پشت سر گذاشته است. انقلاب، سرکوب، جنگ، اصلاحات، دوباره سرکوب و اینک جنگی دیگر. در تمام این فراز وفرودها اما همچنان نام شریعتی در کشمکشهای سیاسی بر سر زبان هاست. حین همین جنگ اخیر بود که محمد قوچانی نوشت: «طرز تفکری که “اسلام ایدئولوژی” را بر “اسلام فرهنگ” ترجیح میداد، و ایران را به این روز و روزگار افکند». این جدیدترین تعریض محمد قوچانی از زنجیره تعرض های تکراری اش به علی شریعتی است که به بهانه ی متنی از احمد زید آبادی نوشته شده بود. زیدآبادی که جمله ای از شریعتی در نقد رویکرد اجتماعی و سیاسی سعدی را جدا کرده و آن را «ناسپاسی نسبت به سعدی» خوانده بود، باعث شد تا محمد قوچانی (این روزنامه نگار حرفهای) وقت را غنیمت شمرده تا از این نمد برای پروژه ی “تحریف تاریخ و اکنونِ” خویش کلاهی ببافد و عملکرد شریعتی را «توهین به بزرگان فرهنگ و ادب ایران از جمله سعدی و نیز ابن سینا و خواجه نصیر الدین طوسی و سیدحسن تقی زاده» بیان کند. او پیشتر در کتاب روشنفکر مسلح بارها چنین ادعایی را مطرح کرده بود. «شریعتی که میخواست از اسلام یک ایدئولوژی بسازد، چاره ای جز نبرد با فلسفه اسلامی نداشت. به نظر او “بهترین تعریف از مذهب این است که مذهب یک ایدئولوژی است و بهترین تعریف برای ایدئولوژی این است که ایدئولوژی ادامه ی غریزه است”. اما چون شریعتی فیلسوف نیست و قائل به منطق(ارسطویی) نیست، نمی کوشد این گزاره را ثابت کند که چرا مذهب ایدئولوژی است وایدئولوژی غریزه؟!» (روشنفکر مسلح/۷۴).
(بیشتر…)امر ملی در برابر فهم ملیگرایانه از بحران کنونی ایران | حسین مصباحیان (سخنرانی در بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی ـ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵)
امر ملی در برابر فهم ملیگرایانه از بحران کنونی ایران
حسین مصباحیان
منبع: سخنرانی در بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
تاریخ: ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
بحران امروز ایران را نمیتوان با زبان سادهی تقابل حکومت و مردم، داخل و خارج، ملی و ضدملی، یا وطندوست و وطنفروش فهم کرد. این دوگانهها، هرچند در فضای هیجانی سیاست روز جذاباند، بیشتر از آنکه چیزی را توضیح دهند، لایههای عمیقتر بحران را میپوشانند. مسئله ایران فقط بحران حکومتداری، اقتصاد، مشروعیت سیاسی یا انسداد نهادی نیست؛ مسئله، گسست تدریجی رابطه میان شهروند، وطن و آینده است. جامعهای که سالها از امکان اثرگذاری سیاسی، مشارکت مدنی، امنیت روانی، عدالت اقتصادی و بهرسمیتشناختهشدن محروم شده است، تنها ناراضی و حتی خشمگین نیست؛ زخمی است. در چنین وضعی، حتی مفهوم وطن نیز دچار دگردیسی میشود. وطن دیگر برای همه، خانه مشترک و افق همبستگی نیست؛ برای بخشی از جامعه، ممکن است نهادها، زیرساختها و نمادهای ملی بهجای آنکه دارایی عمومی و میراث مشترک تلقی شوند، بهعنوان اجزای مادی همان نظمی دیده شوند که زندگی آنان را فرسوده و تحقیر کرده است. از همینجاست که باید پدیدههایی چون بیاعتنایی نسبت به ویرانی، استقبال از فشار خارجی، یا حتی تمنای مداخله نظامی را نه با محکومیت اخلاقی فوری، بلکه با تحلیل شرایط تولید آن فهم کرد. چنین تمناهایی البته نه قابل دفاعاند و نه رهاییبخش؛ اما توضیح آنها با واژههایی مانند خیانت یا بیوطنی نیز کافی نیست. این پدیدهها نشانه فروپاشی پیوند میان مردم و امر مشترکاند. پرسش اصلی این نیست که چرا بخشی از مردم خشمگیناند؛ پرسش این است که چرا خشم آنان از مسیر بازسازی سیاسی و عاملیت داخلی خارج شده است و به انتظار ویرانی از بیرون رسیده است.
(بیشتر…)ساخت یابی «امر ملی» در ایران از نظر علی شریعتی | عباس منوچهری (روزنامه شرق ـ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵)
ساخت یابی «امر ملی» در ایران از نظر علی شریعتی
عباس منوچهری
منبع: روزنامه شرق
تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
ساخت یابی «امر ملی» در ایران از نظر علی شریعتی
پرسش از «امر ملی» امروزه سه پاسخ متفاوت را در بردارد:
نیست انگارانه: این تعبیر اساسا قائل به وجود چیزی که بتوان آنرا «ملی» نامید نیست. یا حداقل در جهان پسا ها ی امروزین «امر ملی» را فاقد اهمیت نظری و عملی می داند.
پوزیتیویستی – ساختاری : رویکرد ساختاری مناسبات طبقاتی را تقدم ساختارهای عینی بر هر پدیده و امری.
رومانتیک – ضد سلطه: نهضت های رهائی بخش و ضد استعماری امر ملی را در چارچوب مبارزات رهائی بخش معنا می کنند.
(بیشتر…)امر ملی در نگاه نو اندیشی دینی هم اینجا و هم اکنون | احسان شریعتی (روزنامه شرق ـ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵)
امر ملی در نگاه نو اندیشی دینی هم اینجا و هم اکنون[i]
احسان شریعتی
منبع: روزنامه شرق
تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
مقدمه:
با ظهور جنگی که از سوی آمریکای ترامپ و اسرائیل نتانیاهو آغاز شده و علاوه بر ایران، لبنان و فلسطین و سوریه و یمن و کل خاورمیانه، موجودیت ملت و کشور ما را تحت تهاجم خارجی قرار داده پرسش از امر ملی، پرسشی است وجودی و همگانی، همینجایی و هم اکنونی و نه فقط مختص نخبگان. موجودیت ایران هیچ گاه تا این حد به خطر نیفتاده بوده است.
«امر ملی»در اینجا که ماییم دستخوش دوگانه های خارجی- داخلی، صف و صف کشی های درونی، تقابل در برابر نظم حاکم و..است. تجربه جنگ نشان داد که مسئله محدود به نقطه زنی نیست و فراتر از تضاد ما و حاکمیت پیش می رود و می تواند به فجایع بزرگی منجر شود. بر همین اساس تعریف از «امر ملی» ضروری است و پاسخ خود را باید در نسبت میان سه ضلع پیدا کند: ملت، دولت و نظم ویا نظام جهانی.
(بیشتر…)دفاع پایدار و عقلانی از امر ملی | محمد جواد غلامرضاکاشی (بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی ـ ۲۲ خرداد ۱۴۰۵)
دفاع پایدار و عقلانی از امر ملی
محمد جواد غلامرضاکاشی
دانشیار دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
منبع: روزنامه شرق
تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
«امر ملی» دلالات گوناگون دارد. به هر آن چیزی دلالت میکند که به همگان تعلق دارد و سود و زیانش دامنگیر همه میشود. مردم ما یکصد و اندی سال است بر سر مصادیق امر ملی فرقه فرقه شدهاند. گروهی خیال کردند دفاع از سنت امر ملی است، دیگری توسعه و مدرنیته را امر ملی دانست. یکی از آزادی گفت دیگری از اسلام. یکی میراث ایران باستان، زبان و فرهنگ باستانی ایران را امر ملی دانست دیگری فراموشی این همه و توجه به دنیای جدید را مطمح نظر قرار داد. تنها چیزی که در آن اختلافی نیست، سرزمین است. رویاروی دشمن تجاوزگر خارجی برجسته میشود و به مثابه مصداق بی بدیل امر ملی ظهور میکند. آنچه در ماههای اخیر و پس از تجاوز آمریکا و اسرائیل شگفتی همگان را برانگیخت، تردید در این اصل مسلم بود. بخشی از مردم در شرایط خطر موجودیت سرزمینی هم به این نتیجه نرسیدند که دست وحدت به گروههای دیگر بدهند و در مقابل دشمن خارجی با آنها همصدا و هم پیمان شوند. بدتر این که گروههایی البته در خارج از کشور، پرچم کشور متجاوز را در دست گرفتند و به خیابان آمدند. آنچه آنان در خارج از کشور به طور علنی انجام دادند در قلب و نهان بخشی از ایرانیان داخل کشور هم جاری بود. سرزمین مصداق بی بدیل امر ملی است. ما در چه وضعیتی به سر میبریم؟ چه چیز میتواند زائل کننده غیرت به تمامیت سرزمینی در بخشی از جمعیت یک کشور باشد؟ پاسخ در همان دلالات متعدد امرملی است. امر ملی به شرطی زنده و معنادار است و تمام مردم را در زمینه حراست از تمامیت سرزمینی هم پیمان میکند که بستر زنده و فعالی برای رقابت و اختلاف و حتی ستیز پیرامون دلالات گسترده امر ملی گشوده باشد. اگر باب گفتگو و رقابت پیرامون معنابخشی به امر ملی مسدود شده باشد، آنگاه امر ملی در همان مصداق تردید ناپذیرش هم کم توان و کم اثر میشود.
(بیشتر…)