[]

مَکانیزم؛ شریعتی: پرسه‌زن دلمشغول در پاریس | پروژه‌ای از مریم ربیعی

مَکانیزم؛ شریعتی: پرسه‌زن دلمشغول در پاریس

«شریعتی: پرسه زن دلمشغول در پاریس» ـ يكی از پروژه هاي وب‌سايت «مَكانيزم» با مديريت مريم ربيعي ـ راهنمايي است تصويرى از مکانهایی که درتوسعه شخصیت علی شریعتی، روشنفکر، معلم، انقلابی و شاعر، در سالهای ١٩۵٩ تا ١٩۶۴ در پاریس نقش داشته‌اند. این پروژه فضاهای اجتماعی، سیاسی و فیزیکی‌ای را كه در روند شکل‌گیری شخصیت شريعتى نقش داشتند بررسی مى‌کند. وب‌سايت اين پروژه، لیستی از چهل و نه مکان را جمع‌آوری کرده و هر يک از اين مكان‌ها را به همراه عكس و مرجع آنها ارائه می‌دهد. این تحقیق همچنان ادامه دارد.

(بیشتر…)

مزینان، زادگاه خاندان شریعتی (۱۳۱۲ تا ۱۳۵۶)

photo_2016-02-27_12-41-17

 

مزینان، زادگاه خاندان شریعتی

نشانی:‌ مزینان حاشیه کویر نمک مزینان، سی کیلومتری سبزوار

شریعتی از بدو تولد تا پایان عمر (یک ماه قبل از هجرت) رفت و آمد و سکونت در این روستا را رها نکرد. شیخ قربانعلی (عموی شریعتی) به تعبیر او سنت نشکست و روحانی این روستا باقی ماند و پس از فوتش در سال ۱۳۵۴، فرزندش شیخ محمود شریعتی به سنت پدر وفادار ماند و روحانی این روستا شد.

شریعتی خود در باره روستای مزینان می گوید:

«…روستای محبوب من! مزینان! ای گرسنه‌ی ژنده‌پوش مغموم که بر حاشیه‌ی خشک و تشنه‌ی کویر افتادهای! ای نجیبزاده‌ی بزرگواری که قربانی ستم ایامی و رنجور فقر و محکوم ویرانی و فراموشی و شرف تبار و شکوه تاریخت مستمندی را بر تو روا نمیدارد. ای کوه و کویر و ارگ و بازار و مدرسه و رباط و سرچشمه و قبرستانی که همه از اجداد من سخن میگویید و یادگار عصمت اعصارید؛ اعصار سرشار از ایمان و لبریز از آرامش و یقین و طهارتی که در زیر منجلاب این تمدن کثیفی که در آن، تنها وقاحت و حقارت و نیرنگ و قساوت خوب میپرورند، برای همیشه مدفون شدند و عصری آمد که خورشیدش از مغرب میتابد و اشعه‌ی سیاهش همچون چنگال هول‌آور دیو بر سرزمین اهورایی ما سایه افکنده است و قندیلهایی را که در آن عصیر زیتون شرقی میسوخت و از آن خدا تابان بود خاموش کرد.

ای در و دیوارهای شکسته، خانههای گلین، مزرعه‌های غبارگرفته و کوچه‌باغهای اندوه‌بار همیشه پاییزی و شما مردم نیرومند و هوشیار و مغروری که اینک گرسنگی آوارهتان کرده است و به بردگی شهرهای روسپی‌خسب تهران و گرگان و… تان برده است! و تو ای مسینان! ای نام اهورایی که از بزرگی عصر مزداپرستی حکایت میکنی و اکنون، پیران شکسته و زنان چشم‌به‌راه و کودکان بیپناهی را در خود داری که پدران، شوهران و پسرانشان به جست‌وجوی نان تو را که تهیدست ماندهای ترک کردهاند. چقدر شما را دوست میداشتم و شما میدانید که علی‌رغم زندگی، چه تعصبی داشتم که یک روستایی راستین بمانم و به شما وفادار باشم.

و تو ای شهر شهادت!» ( آثار گوناگون م.آ ۳۵)

کاهک، محل تولد علی شریعتی (از بلوک مزینان ۱۳۱۲)

scan0004

 

روستای کاهک (منزل مادری)

نشانی: حاشیه کویر مرکزی نمک مزینان، روستای کاهک

پنج‌شنبه دوم آذرماه، در حاشیه‌ی کویر مرکزی نمک، جایی که امروز مرز خراسان رضوی‌ست، در روستای کاهک (خانه‌ی مادری، زهرا امینی) در کنار مزینان (خانه‌ی پدری، محمدتقی شریعتی مزینانی) از توابع سبزوار، زاده شد. پدر و اجداد او در شمار عالمان دینی بودند (با گرایش به حکمت اسلامی). استاد محمدتقی پس از اتمام تحصیل در حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد، در این شهر مقیم شده بود و خانواده وی در ایام فراغت به روستا بازمی‌گشتند، از این رو مادر علی ترجیح داده بود که برای وضع حمل به روستای خود بازگردد.

دبستان ابن یمین، مشهد (۱۳۱۹ تا ۱۳۲۷)

IMG_9037

دبستان ابن یمین

نشانی: خیابان ابن سینا (نبش چهار راه کوی دکترا)   

شریعتی تحصیلات ابتدایی خود را از سال ۱۳۱۹ تا سال ۱۳۲۷ در این دبستان می‌گذراند. تاریخ تأسیس این مدرسه ۱۳۱۴ است و امروزه به نام دبیرستان شاهد حکمت تغییر نام داده است.

کانون نشر حقایق اسلامی، مشهد (۱۳۲۳ تا ۱۳۴۴)

کانون نشر حقایق اسلامی

نشانی: مشهد، خیابان شاه رضا (خیابان آزادی)، کوچه چهارباغ

کانون نشر حقایق اسلامی پس از شهریور بیست توسط استاد محمد تقی شریعتی و طاهر احمدزاده تاسیس یافت. در ابتدا جلسات این کانون به شکل سیار و در منازل علاقه مندان تشکیل می‌شد و از سال ۱۳۲۴ در اتاق‌های بالای ساختمانی در کوچه‌ی چهارباغ [که امروزه مغازه فروش تولیدات پلاستیکی است] مستقر شد. از سال ۱۳۴۷ به کمک اعضای کانون و پشتیبانی مالی خیرین ساختمان جدیدی در همین کوچه ساخته می‌شود و جلسات کانون در آن برگزار می‌شده است. با ممنوع شدن فعالیت‌های کانون نشر حقایق اسلامی کمی بعد از انقلاب اسلامی، این ساختمان متروکه شده و امروزه اثری از آن به جا نمانده است. شریعتی از نوجوانی (از ۱۳۲۷) به عنوان فرزند استاد شریعتی و یکی از شاگردان وی در فعالیت‌های فرهنگی مشارکت داشته است.

 

 

دبیرستان فردوسی، مشهد (۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹)

دبیرستان فردوسی

نشانی: خیابان ارگ پهلوی (امام خمینیخیابان دانش غربی

شریعتی دوران تحصیلی متوسطه خود را در این دبیرستان گذرانده است. دبیرستان فردوسی در مجاورت کافه داش اقا قرار داشته است. امروزه نام این دبیرستان دکتر شریعتی است و نام خیابان شاهرضا نیز به خیابان امام خمینی تغییر یافته است.

منزل مسکونی پدری، مشهد (۱۳۲۸تا ۱۳۶۴)

منزل استاد شریعتی در مشهد 

نشانی: خیابان تهران (امام رضاکوی فرهنگ، نبش کوچه مشار

استاد شریعتی از سال ۱۳۲۸ این خانه را خریداری می‌کند و همراه با خانواده‌اش در این خانه مستقر می شود. شریعتی ایام جوانی خود را ـ قبل از رفتن به اروپا در سال ۱۳۳۷ ـ در این خانه گذرانده است. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۲ همراه با همسر و فرزندانش به مدت یک سال در قسمت جنوبی همین خانه مستقر می‌شود. این ساختمان در سال ۱۳۶۴ توسط استاد محمد تقی به فروش رفت و امروزه جای آن را مغازه‌های بلور فروشی گرفته‌اند.

دانشسرای مقدماتی ، مشهد (۱۳۲۹ تا ۱۳۳۱)

دانشسرای مقدماتی

نشانی : خیابان شاه عباس، حد فاصل چهارراه عشرت‌آباد و چهارراه زرینه 

شریعتی از سال ۱۳۲۹ و با به پایان بردن سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) به دانشسرای مقدماتی (تربیت معلم) وارد می‌شود و در سال ۱۳۳۱ با اتمام دوره دانشسرا به استخدام اداره فرهنگ مشهد در می آید. نام این دانشسرا امروزه به هنرستان جلیل نصیرزاده تغییر یافته است.

(بیشتر…)

تدریس در دبستان کاتب پور، مشهد (۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴)

حکم-آموزگاری-مدرسه-کاتب-پور

اولین تجربه تدریس در کلاس پنجم دبستان

نشانی : مشهد، خیابان احمد آباد

«…علی شریعتی در  سال ۱۳۳۱ پس از فارغ التحصیلی از دانشسرای مقدماتی از مهر ماه همان سال به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به تدریس در دبستان کاتبپور احمد آباد مشغول شد. شریعتی در این دبستان معلم کلاس شش پایه‌ی ابتدایی بود هر چند احمد آباد فاصله زیادی با مشهد نداشت، از آنجا که سرویس منظمی در این مسیر وجود نداشت، شریعتی تصمیم گرفت دوچرخه‌ای بخرد. او به عنوان تنها معلم روستا ، قرار بود که کل هفته را به تدریس در مدرسه بپردازد…»*


*به نقل از “شریعتی مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد” علی رهنما، انتشارات گام نو

(بیشتر…)

قهوه خانه داش آقا، مشهد (۱۳۳۱ تا ۱۳۳۸)

قهوه خانه داش آقا

نشانی: مشهد، خیابان ارگ مشهد (امام خمینیکوچه سینما ایران

قهوه‌خانه داش‌آقا که به نوعی «کافه نادری» مشهد به شمار می‌رفته، پاتوق شریعتی و رفقایش در سالهای دهه سی بوده است. داش آقا۱کافه خود را در دهه سی، در تیمچه نصیربیگ، مجاور کاروانسرای قدیمی و نزدیک باغ ملی و سینماهای خیابان ارگ باز می‌کند. این محل پاتوق مصدقی‌ها بوده و نیز محل گردهم‌آمدن شاعران خراسانی از جمله مهدی اخوان ثالث، محمد قهرمان، فریدون مژده، محدث و قدسی. داش آقا اگرچه تحصیلات بالایی نداشته ولی از علاقه‌مندان به شعر خراسان بوده است و کافه‌اش خانه شاعران خراسان به حساب می‌آمده. کافه داش‌آقا در کنار کافه چمن، کافه اتحاد و کتابفروشی‌های برومند و آزادمهر، از محافل فرهنگی دهه سی و چهل بوده و در حرکت‌های روشنفکری مشهد در آن سال‌ها تاثیر به‌سزایی داشته‌ است. با آتش سوزی در سرای نصیر بیک به قهوه‌خانه آسیب می‌رسد و با سکته داش آقا این محل از فعالیت باز می‌ماند. دکتر شفیعی کدکنی کافه داش آقا را از مهمترین مراکز روشنفکری مشهد می‌داند و به تعبیر او، این محل جایی‌ست برای انقلابیون شکست خورده‌ بعد از کودتای ۲۸ مرداد.

۱. میرعلی اکبر تبریزیان (۱۲۸۵-۱۳۶۲) که در ۵ سالگی از تبریز به مشهد نقل مکان کرده است.