[]


وداع با زنی که «مرگِ روح‌دمنده» بود | نرگس سوری (ایران فردا ـ اسفند ۱۳۹۷)

وداع با زنی که «مرگِ روح‌دمنده» بود

نرگس سوری

منبع: ایران فردا

تاریخ: اسفند 1397

 

28 بهمن ماه روز وداع با زنی بود که سوژگی‌اش با همسر علی شریعتی بودن به رسمیت شناخته می‌شود در حالی که او استوار بر خویشتن آفریننده‌ی حیاتی فکری و سرشار از امید برای حرکت و رهایی بود. سرگذشت بودن‌ و سیر زیستن‌اش را باید به گونه‌ای دیگر روایت کرد تا چهره‌ی زنِ ابژه به زنِ سوژه بدل شود؛ تا حاشیه‌ی‌ تاریخ از زیر آوار طردشدگی‌اش برون آید و سرگذشت “مقاومتِ مدام” خود را در شکننده‌ترین لحظاتی که هر انسانی را درهم می‌شکند، به گوش متن برساند. مقاومتی که اگر نبود و در برابر قدرت و سرسختیِ واقعیتِ خشن تسلیم می‌شد شاید امیدِ حرکت را از شریعتیِ روشنفکر سلب می‌کرد؛ اگر این اراده‌ی تسلیم‌ناپذیر نبود شریعتی که سودای درافکندن طرحی نو در تاریخ را داشت شاید راهی به سوی تحول دوران خویش نمی‌گشود. ولو اینکه او در نامه‌های خود پوران شریعت رضوی را امیدبخش راه‌اش می‌داند.

(بیشتر…)


پوران شریعت‌رضوی: مومن‌رضا | مینو مرتاضی لنگرودی (دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ـ ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸)

پوران شریعت‌رضوی: مومن‌رضا

مینو مرتاضی لنگرودی

مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

زمان: 2 اردیبهشت 1398

 

سلام عرض می کنم! خیلی ممنون از انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی؛ دانشکده ای که ما این همه دوست داریم و از آن محرومیم!(خنده حضار) فضایی که لذت بخش است، امید بخش است؛ دانشگاه است؛ جوان است؛ علم است؛ همه ی آن چیزهای خوبی که در طبیعت وجود دارد.

(بیشتر…)


پوران شریعت رضوی: وارث امین | سوسن شریعتی (مشهد ـ فروردین ۱۳۹۸)

پوران شریعت رضوی: وارث امین*

سوسن شریعتی

تاریخ: 22 فروردین 1398

مکان: مشهد

 

یادبود چهلمین روز درگذشت زنده یاد دکتر پوران شریعت رضوی

آقای دکتر قبل از من در باره شرایط زیست بهتر، طولانی تر صحبت کردند و اینکه چگونه میشود شانس بهتر زیستن و طولانی زیستن را برای خود فراهم کنیم. صحبت های من هم بی ربط به این موضوع نیست.قراراست صحبت از زنی باشد که خوب زیست و با کیفیت زیست و علی رغم بیماری های متعددی که با آنها دست به گریبان بود، علی رغم شرایط اجتماعی و سیاسی ای که در همه ادوار زندگی اش بر او تحمیل می شد توانست باقی بماند و بدل شود به نمونه ای و امکانی و امیدی برای ما زنان. اینکه در جامعه ای که زنان همیشه جنس دوم محسوب میشوند و در مرتبه دوم قرار می گیرند و در بهترین شکل در زیر سایه ی مردان بزرگ تعریف میشوند می توان همچون زن جور دیگری هم زیست. پوران شریعت رضوی علی رغم این همه توانست همچون زن شکوفا زندگی کند، همچون جوان مشهد دهه ی 30 علی رغم فضای سنتی این شهر آزاد زندگی کند، تحصیل کند، عاشق شود، در دهه سی آن جور که دوست دارد ازدواج کند، با کسی که دوست دارد و نه کسی که برایش انتخاب کرده اند؛با همکلاسی ای که به لحاظ طبقه ی اجتماعی و تیپ فرهنگی با خانواده خودش متفاوت است. (اما به قول شریعتی:«آنگاه که عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می اورد».) با ازدواج با علی شریعتی همچنان به رشد خود ادامه دهد و با حمایت همسرش در اروپا ادمه دهد، تجربه ی مادری کند، برگردو در مشهد دهه ی 40 معلمی کند. در تهران دهه ی 50 و با دستگیری همسرش به تنهایی 4 فرزند را حمایت و تربیت کند و در عین حال امنیت روح و روانشان راتضمین کند. با این همه قصه ی پوران شریعت رضوی با مرگ همسرش شروع می شود و چهل سال پس از او ادامه پیدا می کند. در جامعه انقلابی، به عنوان همسر معلم انقلاب، معلمی که در حکومت دینی بر سرش اجماع نیست. گرفتار یک موقعیت دوگانه، نه این و نه آن و در نتیجه در بسیاری اوقات یک ” خسر الدنیا والآخرت”ی که به آن دچار است: 8 سال ممنوع الخروج از یک سو و در عین حال انگشت هایی که به اتهام به سوی او نشانه می رود. در چنین وضعیتی پوران شریعت رضوی باید همچون همسر و نیز وارث، بقا و امنیت یک میراث را تضمین کندو در عین حال امکان انتخاب را برای مخاطبان شریعتی فراهم بیاورد.می دانیم که در آستانه ی انقلاب ایران، علی شریعتی نام بسیار معروفی است و بسیاری از آثارش در تیراژ 100هزار 200 هزار تا تکثیر می شود و خوانده می شوداما این آثار فقط شاید 40 درصد سخنرانی های او را در بربگیرد و در اختیار همگان باشد و بسیاری از عناوین و یا نوشته ها هنوز در اختیار عموم قرار ندارد. یعنی مخاطب شریعتی در دهه ی 50 و در آستانه انقلاب ایران با نیمی از آثار شریعتی آشنا است و در مورد خود شخصیت هم شناخت دقیقی ندارد. حتی سال ها بعد در همین چند سال پیش وقتی ما کتاب آخرین تصویر را که مجموعه ای از عکس های دکتر است را به چاپ رساندیم واکنش های غریبی را دیدیم.

(بیشتر…)


زندگی زیباست | سوسن شریعتی (مشهد ـ فروردین ۱۳۹۸)

زندگی زیباست*

سوسن شریعتی

زمان: فروردین ۱۳۹۸

مکان: مشهد ـ منزل استاد طهماسبی

 

از ما توقع هست که «شریعتی‌وار» صحبت کنیم. اما امشب می خواهم شبیه پوران شریعت رضوی شروع کنم: پیش‌ پاافتاده و در دسترس و بی مقدمه. با ذکر خاطره

(بیشتر…)


پوران شریعت‌رضوی؛ آن مستقلِ وفادار | احسان شریعتی (مشهد ـ فروردین ۱۳۹۸)

متن سخنرانی احسان شریعتی به مناسبت چهلم پوران شریعت رضوی

پوران شریعت‌رضوی؛ آن مستقلِ وفادار

زمان: 11 فروردین 1398

مکان: مشهد (منزل استاد طهماسبی)

به نام خداوند زیبائی، خوبی و راستی و با خیر مقدم به همه دوستان و یاران خراسانی؛ هم‌دوره‌ای‌های مادر بودند و یا از علاقه‌مندان به راه شریعتی.
این مجلس صمیمی و دوستانه قرار بود در منزل دکتر سرجمعی برگزار شود که به دلایل و تذکراتی میسر نشد و به لطف استاد طهماسبی خانه ایشان میزبان این مراسم شد. همانطور که دکتر به دنبال بسته شدن حسینیه ارشاد گفت امروزه هر خانه‌ای باید یک حسینیه‌ی ارشاد باشد، این خانه نیز نمادین است و یکی از حسینیه ارشادهای کشور است. این مجلس صمیمی که به مناسبت چهلم مادر است البته تمرینی خواهد بود برای جلسه ای که امیدواریم بتوانیم بعد از تعطیلات در دانشگاه مشهد برگزار کنیم.

(بیشتر…)


پوران یعنی ایران | مسلم زمانی (اسفند ۱۳۹۷)

پوران یعنی ایران

مسلم زمانی*

تاریخ: اسفند 1397

 

برسد به دست پوران عزیزم

سلام! حسرت بودنت در عسرت این زمانۀ بدعهدِ جانفرسایِ بدچشمِ بی معنا به دلم نماند و آرزوی دیدارت در پسِ آسمانِ سربیِ کویرِ جانهای سرسخت اتفاق اوفتاد و چه مبارک اتفاقی. پورانِ صبورِ بی باکِ همدلِ همراهِ روزهای نبودنم! حال که خوشبختی دست تو را گرفته و به سوی من می کشاندت و دیگر آسمان خاکستری و دلهای قندیل بسته و چشمهای بسته شان نمی آزاردت، چگونه به تو خوش آمد بگویم؟ دهلیزهای سرسبز واژه های ناب و باشکوه را روانه کرده ام تا تو را از قبرستان زندگان بی درد و عبوس جدا کنند و به سوی من آورندت.

شگفت است که چهل سال، یعقوب چشمم به راه تو در اشک بود و تو یوسف وار نمی آمدی. مانده بودی به مرمت راه و تا صدایت میکردم که پوران! شانه بالا می انداختی به رسم قدیم که فعلا وقتش نشده است. باید بچه ها از آب و گل در می آمدند، باید کتابها دست نخورده به دست مخاطبشان میرسیدند،باید می ایستادی و من ، بیتاب، شکیبایی ات را که در پوشش لجبازی بود تماشا میکردم و حالا داری می آیی. و چه لذت بخش است آب و جاروکردن راه و چه نعمت بزرگی است بودنت و حضور روح سرکشت در آسمانِ سبزِ خیالِ بازیگوشِ من.در معبد تنهای ام و در کالبد جانِ شیفتۀ عشقم محرابی است از آن تو.

بگذار دیگران بگویند و بگویند، اما راستش را بخواهی این 29/خرداد/1356 نبود که من را از جهان گذشتم یا درست تر، از جهانم گذاشتند که با از جهان رخت بربستن توست که من دیگر در جهان نیستم. و مگر جهان شان چه بود و چه هست، جز حرصهای سطحی برای آدمهای سطحی و رنجهای بزرگ برای آدمهای بزرگ. تو ،مهراوۀ با ابهت معبد منی، پوران و خود بهتر میدانی که روح دو خویشاوند یک روح بیشتر نیست و من تو بودم و تو من بوده ای…

سخن کوتاه میکنم و بر شانه های شکیبایت بوسه میزنم که بار هستی بر دوش داشتی و خم به ابرو نیاوردی که رسم زنانگی ایستادگی و غرور است و تو بهتر از هر کسی این رسم را میدانی و چون دماوند ایستادی تا به انسان بودن مفهومی دوباره بخشی. راستی به بچه ها بگو که دوری ات را بهانه نگیرند. بگو من گفته ام اینجا نیز بدون تو تحمل ناپذیر است. درک میکنند.

قربانت

علی تو

 

*  دانشجوی رشته‌ی اقتصاد


فراتر از یک زندگی | ناصر فکوهی (روزنامه اعتماد ـ ۴ اسفند ۱۳۹۷)

فراتر از یک زندگی

ناصر فكوهی

منبع: روزنامه اعتماد

تاریخ: ۴ اسفند ۱۳۹۷

 

من آن ماهم كه اندر لامكانم/ مجو بيرون مرا در عين جانم

تو را هر كس به سوي خويش خواند/ تو را من جز به سوي تو نخوانم

پوران را هر كس به گونه‌اي مي‌خواهد، پوران را هر كس در لباسي و در جامه و رنگ و پيرايه‌اي مي‌بيند.

مادري كه هر كدام از فرزندانش، هر كدام از دوستدارانش، او را براي خود مي‌خواهند. و او در تناقضي روحي و هميشگي براي آن است كه به همه آنها ثابت كند، هيچ كدام را بيشتر از ديگري دوست ندارد، و كه: هر كدام را به گونه‌اي خاص خود، دوست دارد.

اما بياييم، منصف باشيم و پوران را براي خودش بخواهيم: براي آن دخترك دانش‌آموزي كه بايد در شهر و زمانه‌اي سنتي چيزي بيشتر از زن بودن، چيزي بيشتر از همسر ماندن؛ چيزي بيشتر از مادر شدن مي‌خواست. براي خواهري كه برادرش را كشتند و با غمش ساخت و نگاهش را به آينده دوخت. براي آن دختري كه 60 سال پيش، وقتي هنوز دانشگاهي در مشهد نبود، تنها، براي تحصيل به تهران آمد تا به دانشگاه راه يابد. براي دختر عاشقي كه هنوز عشق را تازه تجربه كرده بود كه گرفتار امواج سياست شد و بند و زندان و دربدري. براي مادري كه كودكي در آغوش داشت و كودكاني در آن سوي جهان و همسري گرفتار و آينده‌اي نامعلوم و سايه‌هايي تيره در تعقيب و ترس‌هايي بزرگ بر دل و شهامتي عميق در جان و لبخندي شيرين بر لبانش. براي همسري كه زيباترين ِ چيزها عشق را و مادري را و ادبيات را و حافظ و شادي و شوخ ‌طبعي را و هواي تازه و طبيعت و سادگي سنگ‌ها و آب‌ها و سبزي چمن‌ها و شهري چون پاريس را همه و همه را دوست داشت، همه و همه را در مُشت داشت اما همه آنها همچون شن‌هايي روان و لغزان و بي‌وفا بر آن بودند يك به يك و در كمترين زمان از ميان انگشتانش بگريزند. زن جوان انگشتانش را بر هم مي‌فشرد، مُشتش را محكم مي‌گرفت، آنقدر محكم كه به خون مي‌افتاد، مي‌خواست هر چه مي‌تواند را در دستانش نگاه دارد. هر چه ممكن بود را. يك زن و جهاني از زن‌ستيزي، يك معلم و دنيايي از محروميت، يك مادر و 4 فرزند تشنه محبت؛ يك زن و انبوهي از نگاه‌ها، پرسش‌ها، ترديدها و انتظارها. زني كه مي‌خواست وجودش را وقف ادبيات، خواندن و نوشتن كند اما چاره‌اي جز آن نداشت كه به وظيفه سنگين اخلاقي‌اش تن در دهد، با سنگ‌ها و آب‌ها و ابرها و طبيعت وداع كند و تنها بر شن‌هاي سوزناك بيابان ِ سياست قدم بگذارد و تمام وجودش را سپر بلاي ِ فرزنداني كند كه تنها يادگار ِ آرزوهاي رنگين عشقي قرباني شده بودند. پوران هر روز زندگي‌اش را فدا مي‌كرد و حتي براي فرزنداني به جز فرزندان خودش.

(بیشتر…)


تا هستم و هست دارمش دوست | مینو مرتاضی لنگرودی (ایران فردا ـ اسفند ۱۳۹۷)

تا هستم و هست دارمش دوست

به یاد پوران شریعت‌رضوی زنی توانمند و مقاوم

مینو مرتاضی لنگرودی

منبع: ایران فردا

تاریخ: اسفند 1397

 

انسان از طریق درگیری با جهان هستی خود را درک می‌کند. زندگی انسانی متمایز از سایر جانداران و ناانسان‌ها چیزی جز تجربه دائم درگیری‌های ذهنی با واقعیت‌های موجود و تبدیل ذهنیت به تجربه‌های زیسته و انظمامی نیست. با این تعریف مرگ هر لحظه و هرجا در طی فرآیند انسان شدن و انسانی زیستن بخش‌هایی از زندگی انسان را که در قالب زمان و گذران عمر درک می‌شود، از او می‌رباید. درعین‌حال همزمان هستی درون ماندگار انسان را جهت تحمل شرایط جدید تقویت می‌کند. باین معنا مرگ نقش کرکس را در طبیعت بازی می‌کند و با هضم جسم فرسوده و هستی نامیرا، هستنده را از قفس کالبد رها و آزاد می‌سازد. همان هستی که مدتی به امانت در کالبدی آشنا همراه ما بود و مرگ با آشنازدایی کردن از امر آشنا، هستی بی‌واسطه زمان و مکان را مجددا در شعور طبیعت جاری می‌سازد.

(بیشتر…)


چه سرنوشت عجیبی است تاریخ منورالفکری در ایران | زهرا رهنورد (اسفند ۱۳۹۷)

چه سرنوشت عجیبی است تاریخ منورالفکری در ایران

زهرا رهنورد

منبع: سایت کلمه

تاریخ: اسفند 1397

 

بودن یا نبودن مساله این نیست مشغله این است/ و چه سرنوشت عجیبی است تاریخ منورالفکری در ایران

بستن درهای حسینیه ارشاد برروی بانو دکتر پوران شریعت رضوی نویسنده و زبان شناس و ناشر اندیشه های دکتر علی شریعتی، یکی از برجسته ترین روشنفکران کشورمان نماد تلخیست از سرنوشت جریان روشنفکری در ایران که همیشه مشمول سوظن حاکمان و رقیبان بوده است. چرا که روشنفکران اگر کنشگر حزبی و اندیشه و تالیف و ترجمه باشند به غربزدگی متهم و تکفیر می شوند و اگر سکوت کنند به بی عملی و عدم همراهی با ملت محکوم می شوند.

از آغاز منور الفکری تاکنون، جریان روشنفکری با این سوظن ها و خشونت ها از حضور در سرنوشت کشور در قلمرو حکومت منع و در قلمرو جامعه مدنی سرکوب یا رانده شده است. از دوختن لب و دندان و آمپول هوا تا کودتا به کمک بیگانه و زندان و اعدام از قتلهای زنجیره ای، کاردآجین شدن و سودای پرتاب دسته جمعی اتوبوس به قعر دره تا تکنیکهای جدید تخریبهای سهمناک و جرمهای نابخشودنی، طومار این سوظن، بدبینی و طرد است.

و امروز، چگونگی حضور مفید و موثر در جریان روشنفکری و سرنوشت کشورمان …، مشغله این است.

گاه کسانی با فقر اطلاعات تاریخی و آناکورنیسم به ادبیات گفتمان پیش از انقلاب شریعتی خورده می گیرند که چرا تکیه کلامش «آزادی ،خجسته آزادی چه رنجها که برایت کشیدم» بود جمله ای که بسان چتری برسرتمام آثار شریعتی عرفان و عدالت و آزادی قرار داشت.

گفتمان مناسب با شرایط آن دوران که واژگان امپریالیسم، استعمار و استحمار و سلطه سرمایه داری و از خود بیگانگی و بازگشت به خویش این ترمینولوژی و بسته پیشنهادی آن زمان روشنفکری بخصوص شریعتی برای سعادت ملت بود و جرم بزرگ او و حالا نیز این رقیبان و رفیقان پیشتاز به جلو هستند حتی در حد فرار به جلو و نفی گذشته.

انگار فراموش کرده اند که ملت در چه فلاکتی به سر میبرد. به قول مارکس زایمان داشت انجام می شد و نوزاد داشت به دنیا می آمد و هیچ کس نمیتوانست جلوگیر آن باشد و در این موقع بود که این ترمینولوژی به یاری اش آمده بود.

حالا بعضی رقیبان و رفیقان پیشتاز هستند حتی در حد فرار به جلو و نفی گذشته …آنها انتظار دارند به جای آن گفتمان و آن افق انتظار گفتمان حقوق بشرو جامعه جهانی تابلوی سخنرانی شریعتی برسر در جلسات او بوده باشد. حال آن درشرایط امروز روشن شده که این گفتمان زیبا که به حق جایش در کشور ما خالیست و بدون اغراق بسیاری از تبعیض ها و سرکوبهای ملت ما به دلیل فقدان آزادی و نفی و محدودیت حقوق بشر و وفاق جهانی است، اما به زعم آنان و به تلافی گذشته سزاوار است کلیه آثار اورا در بغچه های مادربزرگ بسته بندی و به مخزن گرد و غبار کتابخانه هایی متروک هدیه کنیم.

اما حالا خانم پوران شریعت رضوی تاوان کدامیک را پس می دهد؟ او زنی است که برتارک اندیشه خود ایستاده است. و همانطور که سوسن شریعتی در کانون توحید اذعان داشت که او مرید شریعتی نبود اما عاشق او بود. او زنی مستقل و آزاد اندیش بود. او هر دو گفتمان را درک و تحلیل می کرد: هم گفتمان ضد استعماری و هویت و بازگشت به خویش را و هم گفتمان آزادی و حقوق بشر راو از همین منظر و از این راه تمام تلاشش را در نشر اندیشه های دکتر شریعتی به عهده گرفت.

با یاد خاطره هایی که هنوز زیرخاکی نشده اند، در همین حسینیه ارشاد، روزی دکتر شریعتی در میان جمع شاگردان از مقام حضرت زهرا (س) سخن می گفت و با نقل قولی از خانم پوران شریعت رضوی با کمال تواضع و فروتنی گفت «جرم پوران خانم این است که همسر من است. او با داشتن دکتری از بهترین دانشگاه های پاریس در دانشگاه های کشورمان ممنوع التدریس است و ناچار است برخی ساعتها در دبیرستان دروس غیر تخصصی اش را اراِئه دهد و باقی وقتش را به پرورش فرزندانمان بپردازد تا من در اینجا به ارائه درسهایی بپردازم که او هم میتوانست!»

و آن روز دکتر شریعتی مطمئن بود که در دامن چنین بانویی فرزندان برومند و خلاق و متفکر چون احسان و سوسن و سارا و مونا پرورش خواهند یافت. اگرچه درکنار آن بسیاری از شانسهای حضور علمی و اجتماعی خود را هم که شایسته اش بود از دست خواهد داد.

اما کانون توحید که هنوز به مصادره قدرت درنیامده با حضور و عزت و آبرو و عشق مردمی با جبران مافات حسینیه ارشاد مصادره شده به انها که حیا را خورده و آبرو را تف کرده اند فهماند که علیرغم یک تاریخ وهم انگیز و سرکوبگر ضد روشنفکری این جریان به بها و بهانه دکتر پوران شریعت رضوی هرچند نه در خورد شان و نقشش پاس داشته خواهد شد.


پوران شریعت‌رضوی: مرید نه؛ عاشق! | سوسن شریعتی (متن سخنرانی در کانون توحید به مناسبت مراسم بزرگداشت پوران شریعت‌رضوی ـ ۲ اسفند ۱۳۹۷)

پوران شریعت‌رضوی: مرید نه؛ عاشق!

سوسن شریعتی

مکان: کانون توحید

تاریخ: ۲ اسفند ۱۳۹۷ (به مناسبت مراسم بزرگداشت پوران شریعت رضوی)

این دفعه را قرار است در باره پوران شریعت رضوی صحبت کنم و نه علی شریعتی. این هم تقدیر ما بوده است- تقدیری خود خواسته و پر اعجاز-پذیرش میراث؛ پدری باشد یا مادری. و باز همان مشکل همیشگی، همان سوءظن: از کجا معلوم؟ از کجا معلوم که بی طرفانه است، از کجا معلوم که جانبدارانه نباشد؟
اما امروز مسئله این نیست. مسئله این است که صحبت کردن از کدام یک سخت تر است؟
صحبت کردن از کسی که کوتاه زیست؛ از آن دست ستاره هایی که یک دم در این ظلام می درخشند و می روند و بدل به یک حسرت می شوند سخت تر است و یا صحبت کردن از کسی که بلند زیست، باقی ماند و تکیه گاه شد؟
صحبت کردن از آن کس که متفکر است، مرد ایده ها ست و گشودن افق های جدید و انداختن امید و هوسِ« جایی دیگر – جوری دیگر»؛ آن کس که دعوت می کند به آزادی سخت تر است و یا آن کس که زن زندگی است می شود سقف، دامنِ امن، امنیت و در پی تدارک شرایط تحقق آزادی است؟

(بیشتر…)