[]


حافظ در نگاه شریعتی | محمود در گاهی (سایت چشم‌انداز ایران ـ بهمن ۱۳۸۴)

 

حافظ در نگاه شريعتی

دکتر محمود درگاهی

منبع: سایت چشم انداز ایران

تاریخ: ۱۶ بهمن ماه ۱۳۸۴

شريعتي يك دوره مجموعة آثار در 38 مجلد دارد كه در همة آنها ـ به استثناي يكي دو مورد ـ چند بار نام حافظ آمده است. اين بسامد فراوان حاكي از آشنايي شريعتي با انديشة اين بزرگترين شاعر زبان فارسي است. توجه به اين نكته كه شريعتي در شرايط اجتماعي ـ سياسي خاصي به سر مي‌برد كه غالباً تلألؤ انديشه‌هاي فلسفي، سياسي، و ايدئولوژيك نوپديد، هرگونه انديشة بومي را در سايه برده بود، اهميت اين آشنايي را دوچندان مي‌سازد. هم چنين تعيين جايگاه شاعري و نيز انديشه حافظ از زبان مردي كه هر انديشه و آييني را به دقت نقادي مي‌كرد و به دشواري مي‌پذيرفت و با همة عناصر فرهنگي بومي يا بيگانه نقادانه روبه‌رو مي‌شد، ارزش و اعتباري بلند دارد. شريعتي در رشتة ادبيات فارسي تحصيل كرده بود، مطالعة ممتدي روي آثار شاعران و نويسندگان سرزمين خود داشت و يكي از نخستين ترجمه‌هاي نقد ادبي را پديد آورده بود. او هم شعر مي‌سرود، هم داستان براي كودكان و نوجوانان مي‌نوشت، و در كنار اين همه، خالق يكي از شاهكارهاي نثر معاصر فارسي، يعني «كوير» بود. به علاوه تفسيرها و تحليل‌هاي نو و دقيقي دربارة ادبيات داشت و صاحب نوعي نظرية ادبي و نقد ادبيات بود. از اين رو توجه او به حافظ اهميت بسيار دارد، بويژه اين كه او به پرداخت و ترويج نوعي ايدئولوژي متهم است و اتهام خود ايدئولوژي‌ها نيز اين است كه ادبيات را ابزار قدرت‌جويي و وسيلة تبليغ سياسي مي‌كنند؛ و بدين گونه آن را تحريف يا تباه مي‌سازند! پس، امعان نظر در تفسير و تحليل‌هاي شريعتي از حافظ و شيوة نگاه او به شعر و انديشة وي مي‌تواند نوع ايدئولوژي شريعتي و تفاوت آن را با ايدئولوژي‌هاي معاصر او نيز روشن سازد.

آثار شريعتي در كنار انديشه‌هاي تازه و بديعي كه در خود جاي داده، تنيده با اين گونه روي‌آوري‌ها به ادبيات و فرهنگ سنتي و بومي ايران است و چنين كاري در روزهايي كه توجه به سرمايه‌هاي فرهنگي بومي نوعي ارتجاع و عقب ماندگي شمرده مي‌شد و در برابر، آشنايي با فرهنگ بيگانه نشانة ترقي و تجدد بود، بسيار شايستة درنگ و تأمل است. يك مرور كلي در فهرست اعلام آثار شريعتي نشان مي‌دهد كه انديشة او تا چه حد با فرهنگ و ادبيات بومي سرزمين خود گره خورده است. از اين ميان اشارة به آثار و انديشه‌هاي فردوسي، سعدي، مولوي و حافظ بيش از ديگران است. شريعتي هر يك از اين شاعران را از بعد ويژه‌اي مورد بررسي قرار مي‌دهد. عظمت انديشة مولوي را در تاريخ تفكر انساني، يگانه و بي‌همانند مي‌شناسد؛ دلبستگي‌هاي ملي و ميهني فردوسي را مي‌ستايد. بر سعدي نكته‌هاي سخت مي‌گيرد. اما در اين ميان حافظ را شاعري متفاوت مي‌شمارد. شاعري كه ـ به تعبير او ـ هم در بند دلبستگي‌هاي زميني است و هم در جست و جوي ماوراء: «حافظ چيز ديگري است، نه منوچهري زميني است و نه مولوي آسماني، روحش فاصلة زمين و آسمان را پر كرده است».[1]

البته شريعتي هيچ گاه يك فرصت فراخ براي تحليل انديشة حافظ يا هيچ شاعر ديگري را پيدا نكرد، و اصولاً چنين دغدغه‌اي هم نداشت.او در جست و جوي آرماني بزرگتر بود. در نتيجه آنچه كه در آثار او در عطف توجه به حافظ و انديشة او آمده است، تنها مشتمل بر وجوهي از انديشه و شعر حافظ است. اين وجوه چندگانه را مي‌توان بدين صورت تفكيك و صورت‌بندي كرد:

(بیشتر…)


یادنامه روزنامه «شرق» ( تیر ۱۳۸۴)

1

معرفی تیپ جدید دین‌دار

 منبع: روزنامه شرق

تاریخ: تیر ۱۳۸۴

 

روزنامه شرق به سردبیری محمد قوچانی، ویژه نامه‌ای مشترک در باره دکتر شریعتی و دکتر بهشتی در تیرماه ۱۳۸۴ به چاپ رسانده است. مقالات مندرج در این ویژه نامه عبارتند از : شریعتی؛ معرفی تیپ جدید دین‌دار : سوسن شریعتی. زمان شریعتی همه چیز سیاسی نبود: هاشم آقاجری. قصه ما؛ از مشروطیت تا شریعتی: مسعود میری. روشنفکری انقلابی یا اصلاح طلب: احمد صدری. شریعتی و روحانیت: رضا احمدی. زبانی مشترک برای نسل های از هم گسسته: علی طهماسبی. تصویر نو : محمد حیدری. ایدئولوژی یا الزام طبیعی گفتمان: هاشم باروتی. منتقدان سنتی شریعتی: رضا علیجانی. معلمی که شاگردی نداشت: مهدی غنی. معضلات روشنفکر ایرانی : محترم رحمانی .

در این شماره روزنامه شرق گزارش مبسوطی از میز گردی با حضور رامین جهان بگلو، حاتم قادری و امیر رضایی با عنوان « بحث بر انگیزترین روشنفکر سی سال اخیر» که در گذشته در برنامه اندیشه‌ها از رادیو بی بی سی پخش شده بود، به چاپ رساند.

 

pdf. یادنامه شرق


داستان ساواکی کردن شریعتی | علی شکوهی (سایت بازتاب ـ ۲۹ خرداد ۱۳۸۴)

داستان ساواکی کردن شریعتی

علی شکوهی

منبع: سایت بازتاب

تاریخ: ۲۹ خرداد ۱۳۸۴

در سال ۷۲ جلد سوم كتاب «نهضت امام خميني» به قلم «سيدحميد روحاني» منتشر شد كه بخشي از آن به افشاي اسنادي از شريعتي در ساواك مربوط مي شد. نويسنده مدعي بود كه شريعتي ساواكي است و با خط و ربط ساواك براي مبارزه با روحانيت عمل كرده است. در همان زمان سلسله مقالاتي را در دفاع از شريعتي با عنوان «بار ديگر شريعتي» در «كيهان» منتشر كردم كه در معرفي شريعتي بود و از جمله در چند قسمت به نقد كتاب سيدحميد روحاني اختصاص داشت. البته در آن زمان برخي از آقايان از جمله «حسين شريعتمداري» كه در آن زمان هنوز مسئوليت مؤسسه كيهان را بر دوش نداشت، با اين سياست روزنامه كيهان مخالفت مي‌كردند و نقد كتاب فوق را با توجه به حكم امام به سيدحميد روحاني براي تدوين تاريخ انقلاب اسلامي نمي‌پسنديدند، ضمن آن كه با نظر وي درباره مرحوم شريعتي هم موافق نبودند. سرانجام با فشار همين دست از آقايان و از جمله برخي از وابستگان به يك دفتر، ادامه انتشار آن مقالات متوقف شد. در آذرماه 72 در كيهان فرهنگي به صورت مستقل مقاله‌اي را منتشر كردم كه چنين عنواني را داشت: «اين تاريخ ما نيست» و در نقد همان كتاب آقاي روحاني بود.

به دنبال درج اين مقالات در روزنامه «كيهان» و ماهنامه «كيهان فرهنگي»، آقاي سيدحميد روحاني، جوابيه‌اي مفصل را نگاشت كه در روزنامه «كيهان» درج شد اما وي به همين امر بسنده نكرد و در مجله «15 خرداد» كه او مدير مسئول آن بود، به بهانه درج همان جوابيه، اتهامات تندي را متوجه بنده كرد كه درباري و ساواكي بودن از جمله آن اتهامات بود. براي پاسخگويي به ايشان دو راه را در پيش گرفتم: اول، نوشتن جوابيه و ارسال آن به نشريه «15 خرداد» براي درج و دوم، شكايت به دادگاه ويژه روحانيت تا روحاني به اتهام نشر اكاذيب و زدن تهمت مورد محاكمه قرار گيرد و معلوم شود كه دليلي براي اثبات آن اتهام ندارد.

ظاهرا جلسه بازجويي از سيدحميد روحاني تشكيل شد و با آن كه «روح‌الله حسينيان» به عنوان جانشين دادستان دادگاه ويژه روحانيت، همكار سيدحميد روحاني در مركز انقلاب اسلامي بود اما اقدام اوليه را انجام داد و از جمله جوابيه بنده را براي سيدحميد روحاني فرستاد تا در نشريه درج كند ولي از تشكيل جلسه دادگاه براي بررسي شكايت خبري نشد. با طولاني شدن روند رسيدگي به شكايتم از روحاني، تصميم گرفتم نامه‌اي براي حسينيان بفرستم و ضمن يادآوري درخواست‌هايم از دادگاه ويژه روحانيت، وي را به اجراي عدالت تشويق كنم. متن آن نامه به اين شرح است:

(بیشتر…)