امکان‌ها و محدودیت‌های ملی‌گرایی در اندیشه شریعتی

محمد جواد غلامرضا کاشی

  طرح مسئله: فضای عمومی در ایران، شاهد رشد گرایش‌های ملی گرایی است. رشد این احساسات، در شرایط خاص منطقه خاورمیانه و در وضعیتی که صاحب نظران از خطر سهمگین فروپاشی سخن به میان می‌آورند، اتفاق امیدبخشی است. اگرچه آواهایی که این روزها به نفع ملی‌گرایی ایرانی به گوش می‌رسند، قدرت فراگیر شدن پیدا نکرده‌اند. این در حالی است که هیچ روایت هژمونی در فضای فرهنگی و سیاسی کشور وجود ندارد. اعم از اسلام سیاسی یا ایدئولوژی چپ و لیبرال. مرور تحولات یکصد سال گذشته نشان می‌دهد جامعه ایرانی، هر از چندی به نحو هیجانی از یک فضای مسدود ایدئولوژیک به یک فضای ایدئولوژیک دیگر پرتاب شده است. انقلاب مشروطه روایت ملی‌گرایی از حیات ملی را هژمون کرد، اما سه  چهار دهه بیشتر دوام نیاورد و کم کم بسترهای فضای ایدئولوژیک اسلام سیاسی گشوده شد و جامعه به سرعت در آن افتاد. امروز اما، با یک جامعه چند صدا مواجهیم. به تعبیری می‌توان از یک جامعه پیچیده سخن گفت. در یک جامعه پیچیده، صداهای تک بنیاد، اعم از ملی گرایی یا اسلامی، یا چپ، دیگر توانی برای تولید یک فضای همه‌گیر ندارند. صداهای تک بنیاد و فروبسته به خود، با مقاومت مواجه می‌شوند و تولید نگرانی و هراس می‌کنند. هیج نوایی قادر نیست به منزله صدای کل، چهره بنمایاند. تنها صدایی قادر است طنینی از صدای کل را بازتاب دهد که بر تنوعات جامعه و دیگر صداها گشوده باشد. بتواند ارج آنها را در یک بستر همزیستی کلی، بازتاب دهد. ملی گرایی در ایران، باید از عهده چهار معضل زیر با موفقیت برآید:

ادامه