برآمد سمپوزیوم «اکنون، ما و شریعتی»

نوشریعتی و ابداعِ خویشتن

«هیچ تفکری بدون حافظه، بدونِ مبارزه علیه فراموشی و خطرِ فراموشی وجود ندارد» . اندیشه به‌خلافِ علم به‌دنبالِ ردِ پای خود است و با همین درک است که «نوشریعتی» خود را به میراثِ فکری شریعتی وفادار می‌داند. نسبت "نو" با "شریعتی" با هیچ یک از مفاهیمِ "تکرار"، به-روز‌سازیِ "اکنون‌زده"، نئو در برابر "ارتدوکس" و "عبور" قابل توضیح نیست. در "نو" عناصرِ اساسی و رویکردهای پایه‌ای فکر یک متفکر یا تئوری‌های او حفظ می‌شوند و تلاشِ کسانی که خود را به کلیاتِ یک نظریه وفادار می‌دانند معطوف به شبهه‌زدایی، ساخت‌گشایی و توسعه‌یِ اساس اندیشه در ساحت‌های جدید می‌شود. در رویکردهای تجدیدنظرطلبانه اما تلاش‌ها معطوف به تصحیح بخش‌هایی از اندیشه است که سست پنداشته می‌شود. تفاوت بین "نوگرایی" و "تجدیدنظرطلبی" هم از این‌رو اهمیت بسیار دارد. جریان نوشریعتی می‌بایست معین کند که اولاً چه بخش‌هایی از اندیشه‌یِ شریعتی را بنیادی تلقی می‌کند و به آن وفادار می‌ماند، و ثانیا، با توجه به تحولاتِ دوران، چه افزوده‌هایی بر اندیشه‌یِ او دارد؟ نوشریعتی بی‌تردید در درونِ خود گفتاری چندوجهی است و عمده‌ترین دغدغه‌اش این ‌‌است که غیبتِ جزم‌های متصلب با غیبتِ مرزهای معرفتی و نبودِ وفاداری به یک‌رشته از ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی در عرصه‌یِ عمومی و در حوزه‌یِ سیاست و جامعه یکی گرفته نشود. ادامه‌ی متن