شریعتی، فاطمه 

و

مساله زنان

 محسن زال:

دیباچه: پرسشی امروزه طرح افتاده است که اصولا  الگوها ی زنانه مذهبی  به چه کار زن امروز می‌آید و آیا این الگوها برای زن امروز پیام یا فایده ای دارند .کسانی بر این هستند که این الگو ها دیگر کارکردی ندارند و از این رو به فراموشی سپرده شده اند و نیازی نیز بدانها نیست و اگر حتی ارجاعی نیز بدانها انجام بگیرد بیشتر باعث تقید بیشتر زن امروز می‌گردد تا راهی برای رهایی او. بنا براین این کهن الگوهای فرهنگی-دینی بیشتر کژ کارکرد دارند تا تاثیری مثبت. از طرفی در خصوص تصویری که شریعتی از فاطمه ارایه می‌دهد نظری این است که اصولا شریعتی از دالی سخن می‌گوید که هیچ مدلولی ندارد. او از فاطمه ای سخن می‌گوید که حضور و بروز تاریخی نداشته و از این رو او فاطمه را ساخته است وسپس در خصوص آفریده خود سخن گفته و او را ستایش کرده است و چون کل این ماجرا حاصل تصورات وتخیل فعال شریعتیست به طور خاص فاطمه هیچ گونه استعدادی برای الگو شدن ندارد و فقط می‌تواند ابزاری گردد در دست بنیادگرایان تا زنان را سرکوب کنند و حقوق آنها را ضایع گردانند.این نوشته بر این است که این وجوه را در حد بضاعت بررسد.  ادامه