یک توضیح مطبوعاتی

 

چند سالی است به نام شریعتی در جهان مجازی جملات کوتاهی چرخ می‌خورد غالبأ بی ارجاع و اکثرا با مضامینی که مصداقی دارد در روزگار ما؛ گاه موضوع عشق است، گاه دین، گاه سیاست ... نام شریعتی گویا مشروعیتی می‌دهد به این جملات. این سنت تازگی ندارد و از همان اوایل انقلاب رسمش گذاشته شد؛ ایامی که رژیم شاهنشاهی در حال سقوط بود و هنوز نظام جدید مستقر نشده بود. ایامی که نوشته‌ها با نامهای مستعار یا بی‌نام و نشان این بار در کنار خیابان ها، بر روی جدول پیاده رو‌ها، لابهلای شبنامه‌ها پخش می‌شد و به این و آن منسوب می‌گشت. در این ایام و سال های آغازین انقلاب سه متن، معروف و منسوب به شریعتی شد و برسر زبانها افتاد و علی‌رغم تکذیب مدام و مکرر خانواده و مولف اصلی، مسیر خود را طی کرد؛ بر دل ها نشست و یا در اذهان جا گرفت :

۱)رساله «نماز، تسلیم انسان عصیانگر» متعلق به جوانِ گمنام آن سال ها و مشهور در سالها بعد، جلال رفیع بود؛ جزوه ای که بی نام و نشان درآمده بود و به دلیل شباهت به نثر شریعتی علی رغم تکذیب خانواده و تأیید مولف اصلی(در آن ایام جزوهای شریعتی نیز با نام مستعار در می‌آمد) به نام او مهر و موم شد .

۲) شعر سوتک : «نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟ »... در همان سالهای ۵۷ منسوب به شریعتی بر سر زبان ها افتاد و بردل ها نشست. براساس این تصنیف تا کنون حداقل دو ترانه ساخته شده است و تا به همین امروز علی‌رغم تکذیب خانواده برای دوست داران شریعتی نوعی خودنوشت محسوب می‌شود .

۳)شعری دیگر به نام «روح خدا» که اخیرا از خبرگزاری فارس و روزنامه جوان‌و... به مناسبت ایام بهمن باردیگر بر سرزبانها افتاده‌است. این شعر که در سالهای پایانی دهه چهل توسط شاعری گمنام سروده شده و به شکل شب نامه‌-که رسم آن روزگار بوده‌است- در قبل از پیروزی انقلاب درآمده بوده است برای اولین بار در ۵ بهمن ۵۷ به ناگاه از سوی روزنامه نگاران انقلابی آن ایام از صفحات روزنامه اطلاعات به نام شریعتی تحت عنوان «تقدیم به زعیم» سر در آورد و بار دیگر در ویژه‌نامه دکترعلی شریعتی متعلق به روزنامه «میزان»( نزدیک به نهضت آزادی) در اردیبهشت ۱۳۶۰ قبل از ممنوع الچاپ شدن با نام « روح خدا »تجدید چاپ شد. در همان ایام تکذیبیه‌ای از سوی خانواده ‌شریعتی و استاد محمدتقی‌شریعتی در مطبوعات منعکس شد.(همراه با کپی از شبنامه و نام مولف که گفته می‌شد از اعدامی‌های سال ۵۴ است)طی سال هاُ این شعر، چنانچه تکذیبیه آن به محاق فراموشی رفت و باز امروز پا به بیرون گذاشته است. شریعتی سرایش شعر را در سنین جوانی تجربه کرده بود اما به گفته خودش از سالهای پایانی ۳۰ این قلمرو از ادبیات را رها کرده بود و به جز چند شعر ( مثل آواز قو ، در کشور و....) که در مجموعه آثار « هنر« به چاپ رسیده شعر دیگری نسروده است.

چنین پیداست که شریعتی طی این سال ها و برای مخاطبین رنگارنگش نه تنها امکانی بوده‌است برای اندیشیدن که فرصتی بوده‌است برای ابراز حبی و بغضی و... احتمالا حکایت همچنان باقیست .

                                                                         روابط عمومی بنیاد شریعتی