[]


شریعتی؛ پدر- پسر: تداوم یا گسست | سوسن شریعتی (روزنامه اعتماد ـ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷)

شریعتی؛ پدر- پسر: تداوم یا گسست*

سوسن شریعتی
منبع: روزنامه اعتماد
تاریخ: ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

 

شناخت و فهم نسبت عمیق محمدتقی شریعتی و فرزندش علی شریعتی  و ارزیابی رفتار او با میراث پدری می تواند به تعاریف متعدد از مدرنیته نقبی زند همچنانکه می تواند الگویی باشد برای حل متناقض نمایی به نام وفاداری و استقلال.

غالبا وارثان در معرض دو نوع نقد و یا انتظار از خود هستند. از یک سو انتظار اینکه به میراث خود وفادار باشند، ادامه دهنده باشند و از سوی دیگر این نقد که زندانی میراث اند و سخن نو نمی گویند. هم متهم به عبور و بدعت و هم متهم به درجا زدن و زندانی شدن و خوردن نان پدری.عصیان یا سرسپردگی؟ این پرسش از مدرنیته هم شده است. انسان مدرن چگونه نسبتی با میراث ماقبل مدرن خود برقرار کرده است. آیا مدرنیته را باید گسست از دیروز و میراث( خروج از زیر سقف حافظه؛حافظه‌ای که با سنت گره خورده است وجهان‌بینی ای که دینی است) تعریف کرد یا تداوم دیروز و بازسازی و باز تفسیر امر دیروزی دانست؟

کدام مدرنیته؟

گفته می شودکه از زمانی که انسان قرون وسطیِ غربی از زیر سقف حافظه سنتی و چتر قدس بیرون می‌آید و ادعای خودبنیادی و اربابی طبیعت می کند و دیگر مشروعیت خود را در حوزه علم، هنر، تفکر و اجتماعی خود را از منابع دینی  نمی گیرد و مبتنی بر سنت تعریف نمی‌کند عصر مدرن آغاز شده و انسان مدرن سر زده است: جادو بدل می شود به علم، معجزه بدل می شودبه پزشکی، امر قدسی به عقلانیت و…انسان سر می زند و عقلانیت مدرن می‌شود از نتایج همین اتفاق.

تفسیر دوم از تجربه مدرنیته، نه گسست که تداوم است.در این نگاه مدرنیته عبارت است از تداوم ی یک سری از مولفه های جهان قدیم اما به شکل دیگر و به صورت سکولاریزه شده یا قدسی‌زدایی شده آن:

*سکولاریزه شدن ایده مسیحی نگاه خطی به تاریخ؛تاریخ نجات و محتومیت رستگاری که در شکل مدرنش با ایده تکامل و ترقی عصر روشنگری بازسازی می شود.

*ایده دوم همان ایده مسیحی «کرامت بشری» است که در نگاه مدرن و با شأنیت یافتن انسان بدل می شود به «حقوق بشر»…

* تفکیک عرف و قدس و جدایی ساحت ها که از اصول بنیادین مدرنیته است برگرفته و بازسازی شده ایده قدیمیِ مسیحیِ تفکیک «مسیح و قیصر»است.

* آیین‌ها و جشن های مدنی جاری در دنیای مدرن غربی در اکثر اوقات  بازسازی سکولاریزه همان مناسک مذهبی است.

این نگاه به تجربه مدرنیته نه تنها در تعریف امر مدرن تداوم می بیند که در تعریف سنت نیز خود-ویژه است. سنت در این نگاه نه امر متصلب و یک بار برای همیشه در دیروز تعیین شده بلکه موجودیتی است دینامیک و دارای استعداد تطبیق خود با شرایط جدید و از همین رو توانسته است تا به امروز بیاید و حذف نشود. سنت را نباید در برابر مدرنیته نشاند و دعوت به انتخاب کرد: سنتی یا مدرن؟ دیروزی یا امروزی؟نه مدرنیته پشت به دیروز است و نه سنت ناب و یک دست و سرسپردگی مطلق به دیروز. هرگونه درک ثنوی از این دو تقلیل واقعیت متکثر منشوری و رنگین کمانی چند بین یا آن وجه.

بر این اساس به شریعتی ها بر می گردیم و بررسی موقعیت میراث و نسبتی که پسر با پدر برقرار می کند:  آیا شریعتیِ پسر تداوم سنت پدری است ؟ تکرار او است یا ابداع است؟ پروژه ای است مبتنی بر گسست یا تداوم؟

برای رسیدن به پاسخ باید از میراث استاد شریعتی و سر خط های اساسی آن در حوزه اندیشه، روش ها و چشم اندازها سخن گفت تا معلوم شود گسست (خروج از زیر سقف حافظه) کجاست و تداوم به چه معنا است؟ این پرسش از میراث  و قرار گرفتن بر سر دوراهی های متعدد پرسش و وضعیتی است که لااقل از زمانی که «ما» با دیگری روبرو شده ایم سر زده است؛ از زمانی که دیگری آینه‌ای شده که خود را در آن ببینیم و بعد میل به تغییر در ما سر بردارد. دو راه هایی چون« عقل و دل»،«شرق و غرب»، «دیروز و فردا»، و..دو راهی های ساده ساز و تقلیل دهنده که ما را مجبور به انتخاب میان آن دو می دانند.

تشابهات پدر و پسر:

* سر باز زدن از انتخاب و تلاش برای ابداع راه دیگر

شریعتی پدر نیز مانند شریعتی پسر با این دوگانه رو به رو بوده است. در آثار استاد به وضوح دیده می‌شود:« شرق کیست؟ غرب کیست؟» دیگری ای که گاه کمونیزم خوانده می شود، گاه غرب و غرب زدگی و می تواند تهدیدی محسوب شود. این تقابل «غرب و شرق» در آثار استاد شریعتی دیده می‌شود و معلوم است که  تهدیدی ایجاد کرده و از نظر او باید تکلیف ‌مان را  با آن روشن کنیم چرا که در غیر این صورت یا دو پاره می‌شویم و یا مجبور به انتخاب.استاد شریعتی نمی‌خواهد مجبور به انتخاب میان این یا آن شود. شریعتی پسر  نیز در زمانی دیگر با همین دو گانه ها روبرو می شود و همچون پدر از درغلتیدن به ساده سازی و انتخاب های تقلیل دهنده سر باز می زند و به دنبال ابداع راه دیگری، راه سومی است. و البته می دانیم که رویکرد او همچنان در معرض نقد  است و این اتهام که دستخوش تناقض و پارادوکس است. پدر و پسر هر دو از مجبور شدن به انتخاب میان این دو گانه ها سر باز می زنند.

تاریخ زندگی و فکری استاد شریعتی نشان می دهد که او مدام در جستجوی برقراری ربط است و نه صف آرایی؛ برقراری ربط میان دنیاهایی که از همان ایام در برابر هم صف کشیده اند.مقصود از برقراری ربط بی تردید برقراری آشتی الزاما نیست؛ به رسمیت شناختن تنش است و نیز کشف دریچه های ورود. در شریعتی نیز تداوم این رویکرد را می بینیم. شریعتی در اثارش از تعبیر سراسیمگی استفاده می کند(«انسان سراسیمگی میان غرب و شرق و میان خویشتن است»م.آ.13)شریعتی این تنش غرب و شرق را ( و البته دوگانه های دیگر را) بسط اگزیستانسیل می دهد و فراتر از جغرافیا و تاریخ می برد. به این معنا هم تداوم یک میراث است و هم بسط آن و خود ویژه.

* بازگشت به متن مقدس

دومین ایده مشترک پدر-پسر دعوت و یا بازگشت به «متن مقدس» برای بازاندیشی حقیقت دینی است.

زمانی که استاد شریعتی بازگشت به قرآن را مطرح می‌کند حتی برای متولیان و محافل دینی شگفت آور بود و واکنش محافل سنتی را برانگیخت.

شریعتی نیز در آغاز دهه پنجاه با ترسیم دوره تاریخی ما و ذکر این نکته که ما در اواخر قرون وسطی و آغاز عصر مدرن قرار داریم به ضرورت رفرم دینی می رسد و متاثر از شعار پروتستان ها(لوتر) ایده بازگشت به متن را به عنوان یکی از راه حل ها مطرح می کند؛ مراجعه بی واسطه به متن مقدس توسط مومن و نه با واسطه متخصص علوم دینی و یا روحانی. مراجعه مستقیم به متن و تجربه بی واسطه دینی است که به ایمان تشخص فردی می بخشد و آن را محصول انتخابی آزادانه می کند. مراجعه به متن انفعال در برابر تفسیرهای متولی گرایانه متن قرار می گیرد.

شریعتی پدر و پسر ضرورت مراجعه مستقیم به متن را تاکید و به این موضوع اشاره کرده اند و این نوآوری بزرگی است. به یمن همین نگاه است که امروز در سطح شهرُ در فضای عمومی و یا در نشست های خانگی  جلسات تفسیر قرآن عمومیت یافته است و حتی بانوان را در این عرصه فعال نموده است. به یمن این سنت است که امروز ما از مراجعه‌ی مستقیم به متن نمی‌ترسیم؛ به عبارتی مراجعه به متن دموکراتیزه شده است.(بی تردیداین رفتار در برابر متن نقاط منفی ای هم با خود دارد)از مزایای این دموکراتیک شدن مراجعه به متن این است که هر مومن منتظر مجوز نمی‌ماند.

* تکیه بر «فایده و لزوم دین»

ایده مشترک دیگر تاکید بر «فایده و لزوم دین» است.

«فایده و لزوم دین» مجموعه سخنرانی های استاد شریعتی در رادیو مشهد در سال های پایانی دهه بیست است که بعدها توسط شرکت سهامی انتشار به چاپ می رسد. در مقدمه این کتاب استاد از «نیاز مبرم بشر امروز به دین به طور کلی و مطلق»، سپس دین اسلام و دست آخر مذهب تشیع سخن می گوید.  «عصر تعجب و حیرت»، «شادی و ماتم»، «نیازمندی عقل به دین» و…از عناوین این کتاب است. فایده دین نه فقط برای رستگاری بشر بلکه توجه به وجوه اجتماعی موقعیت مذهب در جوامع، از نکات دیگر این مجموعه سخنرانی است.

شریعتیِ پسر همین رویکرد دوگانه به دین(نیاز بشر امروز به مذهب و نیز توجه به نقش اجتماعی آن) راادامه می دهد و با نگاه انتقادی به هر دو وجه، زمینه های جدید نظری را تدارک می بیند.

 

*نقد قدرت و گفتمان های غالب؛ پارتیزان های فرهنگی

وجه اشتراک مهم دیگر پدر و پسر را باید در رفتار مشابهشان در برابر قدرت پی گرفت: نقد آن و حرکت فرهنگی از پایین.

زندگی در زمانه اضطرار و انسداد سیاسی و مواجهه با این پرسش که چه باید کرد و از کجا باید آغاز کنیم شریعتی ها را به رفتاری مشابه با قدرت وا می دارد: مرزکشی با قدرت و تکیه بر سیاست ورزی اخلاقی.رفتاری که نقد قدرت را در ادامه وظیفه اجتماعی و اخلاقی انسان مسئول و مومن می داند و در این سیاست ورزی کسب قدرت را مد نظر دارد.استاد شریعتی فعالیت های سیاسی و فرهنگی خود را از دهه بیست –همزمان با سقوط رضا شاه و نهضت ملی شدن نفت – پا به پای هم آغاز می کند و تا پایان بر یک صراط ادامه می دهد.در این مسیر چه هنگامی که کانون نشر حقایق اسلامی را بنیان می گذارد، چه زمانی که کاندیدای نمایندگی مجلس شانزدهم می شود و چه وقتی که در دو نوبت از زندان های زمان شاه سر در می آورد و چه پس از انقلاب از گفتن حقیقت به قدرت باز نمی ایستد. جبهه او همیشه روشن است: همسو و هم مسیر با مردم.

استاد شریعتی یک پارتیزان فرهنگی است. امروزه روش و منش استاد شریعتی همچون معلم و مبلغ در برابر دگراندیشان، مخالفین خود و نیز روحانیت بر همگان روشن است: شب را به روز دوختن و کوچه به کوچه رفتن، زدن در خانه ها، تمدید کلاس های درس و…حنجره ای که گاه از شدت سخن گفتن با صدای بلند و بی بلندگو خونین می شده است. کلاس‌هایش را به دلیل عدم کفایت ساعات، شبانه روزی و رایگان می کند؛ شبانه  به خانه های شاگردان متاثر از اندیشه های مارکسیستی می رود و با آنها بحث را ادامه می دهد؛ کلاس های آموزشی هفتگی در کانون نشر حقایق اسلامی، تکثیر و پخش جزوات آموزشی، بسیج نیرو برای تظاهرات آرام علیه سیاست های وقت..و این همه درایامی که روش های مبلغین مذهبی و فعالین سیاسی در بسیاری اوقات توسل به خشونت است و چاقوکش اجیر کردن!(دهه بیست و سی را همگی می شناسند: نزاع های با چاقو میان هواداران جبهه ملی و حزب توده از یک سو و ترور دگر اندیش با چاقو و تپانچه!

شریعتی پسر نیز همین سنت را ادامه می دهد. چه هنگامی که استاد دانشگاه است(کلاس هایی که تا حیاط دانشکده و تا پاسی از شب ادامه می یابد) و چه هنگامی که از حسینیه ارشاد سر در می آورد و گاه در عرض یک ماه 18 سخنرانی در اقصاء و نقاط  ایراد می کند (به نقل از اسناد ساواک) آن هم در سال هایی که سلاح به دست ها گرفته شده است. هر دو پارتیزان های فرهنگ اند؛ بی وقفه و شبانه روزی و با به حاشیه راندن ریتم آرام زندگی روزانه خانوادگی و یا شغلی.

*تفاوت میان پدر و پسر

بی تردید آنچه این تشابهات میان پدر و پسر را قابل اعتماد می کند تفاوت ها و یا فاصله های این دو در روش و در تجربیات زیست شده آن دو است؛ تفاوت هایی که منجر به گسست نمی شود اما آنها را از یکدیگر متمایز می کند و مهمترین آن عبارت است از:

* تجربه عبور از کویر

آنچه از علی شریعتی یک وارث وفادار اما مستقل ساخته است محصول تجربه ای است که شریعتی آن را تجربه «عبور از کویر» می نامد و یا «هبوط»؛ تنهایی است و پرتاب شدگی، عصیان علیه زندان های چهارگانه «خویشتن، تاریخ، جامعه و طبیعت»؛جایی که قرار است «من»ی سر زند که با «نه» آغاز می شود: «هیچ کس در کنارم، هیچ کس در برابرم و هیچ کس بالای سرم»؛(م.آ. 13-هبوط) جایی که با مرگ خدای باستانی، سراسیمگی و اضطرابِ انتخاب و تجربه تراژیک آزادی آغاز می شود. شریعتیِ وفادار پس از عبور از کویر سر می زند و به سراغ میراث می رود تا این بار ضامن تداومی متفاوت گردد.

نتیجه:

علی شریعتی بی تردید وارث وفاداری است. برخورد او با میراث پدری برای امروز ما بسیار درس آموز است. او این میراث را اینگونه تعریف می کند: «کتاب، فقر، آزادگی». اما آنچه در این تداوم و وفاداری قابل توجه است این است که این درک از وفاداری شریعتی را تکرار پدر نکرده است. پسر تکرار پدر نیست. برای رسیدن به این موقعیت او مجبور به عصیان علیه میراث نبوده است.آیا دلیل آن را باید محصول محافظه کاری شریعتی دانست یا دلیلش میراثی است که وارث را سرسپرده و منفعل و دگم نمی خواهد و بقا و تداوم خود را در آزاد گذاشتن «عقل و دل و نگاهِ» بازمانده می داند.

میراث استاد شریعتی را باید چنین خلاصه کرد: آزادگی!

  • متن تنقیح شده سخنرانی در دفتر مشارکت خراسان به مناسبت سالگرد مرگ استاد شریعتی 1387

دانلود فایل پی‌دی‌اف این صفحه روزنامه اعتماد



نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : آوریل 1, 2020 73 بازدید       [facebook]