[]


نسبت شریعتی و استاد مطهری به روایت شاهدان عینی ( ماهنامه اندیشه پویا- اردیبهشت ۱۳۹۷)

 1 044

 

استاد مطهری و روشنفکران دینی

منبع: ماهنامه  سیاسی-فرهنگی« اندیشه پویا»

تاریخ: اردیبهشت 1397

ماهنامه  سیاسی-فرهنگی« اندیشه پویا» در پنجاهمین شماره خود پرونده ویژه تاریخ شفاهی خود را به  « فراز و فرود رابطه آیت الله مطهری  و روشنفکران دینی » اختصاص داده است .«مطهری، اصلاح و انقلاب» نام  این پرونده است و شامل گفت و گوهای منتشر نشده ای با مهندس عزت الله سحابی، ابراهیم یزدی، احسان نراقی، علی اکبر معین فر و عبدالمجید معادیخواه می شود. رضا مختاری اصفهانی، مسئول مدیریت این مصاحبه ها، در یادداشت آغازین این پرونده می نویسد: «مصاحبه هایی که در ادامه می خوانید مربوط به پروژه  تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات  شهید مطهری است که در ابتدای دهه هشتاد انجام گرفت». او ادامه می دهد که «این مصاحبه ها  به صلاحدید  متولیان مرکز اسناد انقلاب اسلامی کم ترین نشان را در کتاب «شهید مطهری در حدیث دیگران» یافته اند و از همین رو بخشی از آنها برای اولین بار در ماهنامه اندیشه پویا به چاپ می رسند. رضا مختاری اصفهانی در شرح خاطرات این شخصیت ها در باره آیت الله مطهری، اشاره ای دارد به دوگانه شریعتی- مطهری؛  دوگانه ای که به تعبیر او« از حوزه فکر و اندیشه به حوزه سیاست هم تسری می یابد.»

نسبت ایت الله مطهری با حسینیه ارشاد و شریعتی یکی از محورهای ثابت این مصاحبه ها است و هر یک از شخصیت ها بنا بر حساسیت خاص خود به این برهه از زندگی آیت الله  مطهری نگاه انداخته اند. از کدورت های شخصی تا اختلافات عقیدتی. در اینجا بخش هایی از این مصاحبه ها که به شریعتی مربوط است درج می شود.

 

مهندس سحابی:

نقطه ضعف مطهری رقابتش با شریعتی بود.

« بله آقای مطهری با آقای شریعتی هم اختلاف پیدا کرد. شریعتی در آن موقع حرف هایی می زد که مطهری با آن ها مخالف بود… آن طور که  ما می شنیدیم….وگرنه آقای مطهری قبل تر خیلی طرفدار شریعتی بود. وقتی کتاب پانزدهمین قرن بعثت درآمد، آقای مطهری  برای من تعریف کرد که مقاله سیمای محمد در آن کتاب، ایشان را تحت تاثیر قرار داده. منظورم این است که ایشان تا دورانی با شریعتی خیلی هماهنگ و خوب بود. بعدها اختلاف پیدا کردند و من زندان بودم. مطهری مقداری ایرادات اخلاقی و شرعی داشت. فرض کنید می گفت شریعتی رعایت ساعت نماز را نمی کند و عمدا صحبت های خود را  کش می دهد و نماز خیلی ها قضا می شود. از این ایرادت داشت. البته ما آن موقع احساس می کردیم آقای مطهری یک مقداری هم احساس رقابت می کند از این که یک غیر روحانی منبر اسلامی می رود و حرف های مدرنی می زند. آقای مطهری از شیوه های شریعتی، از گل کردن شریعتی، از این که جوانان به طرف شریعتی هجوم ببرند تا به طرف روحانیت، خوشش نمی آمد…».

«…شریعتی از جهت فکر همسو با طالقانی بود. روحانیون قدیمی مبارز و روشنفکر القانی را قبول داشتند تا زمانی که مطهری همراه این جریان و روشنفکری بود. ولی وقتی که مطهری علیه شریعتی موضع گرفت، دیگر طالقانی نمی توانست هماهنگ باشد. بعد دیگر طالقانی از شریعتی و از مسلمان های مجاهدین هم دفاع می کرد.»…«نقطه ضعف مطهری رقابتش با شریعتی بود، والا همه چیز او خوب بود.».

احسان نراقی:

با شریعتی مخالف بود به خاطر تلقینات مارکسیستی

«نگاه مطهری به دین، عالمانه و نگاه یک فیلسوف بود. او می خواست مبانی اسلام را حتا با تطبیق آن با زمانه  حفظ کند و معتقد بود که شریعتی قید اسلام را ندارد. بیشتر قید سیاسی دارد. به زعم مطهری، شریعتی اسلام را بهانع قرار داده و در حقیقت با دید سیاسی و با تلقینات مارکسیستی به دین نگاه می کرد. به نظر مطهری این یک فاجعه بود برای اسلام. البته شریعتی به این تندی تظاهر به مارکسیزم نمی کرد، ولی مطهری به این جهت با او مخالف بود. زبان شریعتی تماما زبان مارکسیستی است و البته کمی با تشیع آن را پوشانده. واقعیت این است که شریعتی می خواست مارکسیسم را به اسم دین در بین جوان ها جا بیندازد و انداخت. »

علی اکبر معین فر:

کتاب های [شریعتی]باید نقد بشود و بعد چاپ بشود

«کسی که دکتر شریعتی و مرحوم محمد تقی شریعتی را به جامعه تهرانی معرفی کرد و به حسینیه ارشاد آورد، مرحوم مطهری بود. این طور نبود که آن ها آمده باشند تا در مقابل مرحوم مطهری صف بکشند. آقای مطهری به حسینیه ارشاد خیلی نزدیک شده و مشاور نزدیکی برای آقای میناچی بود. …حسینیه ارشاد یک کاروان هم به حج برد که آقای مطهری و دکتر شریعتی هر دو در آن کاروان بودند و خیلی هم سقر خوبی بود. روابط این ها خیلی خوب بود.» …«نمی دانم که آیا بر اساس تاثیر این روابط با آقای فلسفی بود یا به هر علت دیگر، اما بعد از چندی مرحوم مطهری نسبت به صحبت های آقای شریعتی ایراداتی پیدا کرد. خوب شریعتی هم منبرش بیش تر می گرفت و در آن شکی نبود، آقای میناچی و آقای همایون هم اصرار داشتند که حتما آقای شریعتی باید باشد.  این مشکلات به اختلاف بر سر بعضی نظریاتی رسید که مرحوم شریعتی بیان می کرد. مطهری می گفت که یک رسوبات مارکسیستی در بعضی نکات می بیند. همچنین وقتی شریعتی شروع به صحبت می کرد، دیگر توجهی به وقت و این ها نمی کرد. متاسفانه سیگار را می کشید و صحبت را ادامه می داد. وقتی مرحوم مطهری با مهندس بازرگان می نشست، مشترکا ایراداتی داشتند و معتقد بودند که باید یک مقداری تنقیح بشود و به حساب پالوده بشود. نگرانی داشتند که مبادا صحبت های او از نظر فکری مشکلاتی ایجاد کند. مثلا مرحوم مطهری هیچ وقت حاضر نبود لغت خدا و خلق را بگوید. در حالی که خدا و خلق در صحبت های امثال شریعتی دیده می شد.  حتا بازرگان ابایی نداشت از این که وقتی از خانه خدا صحبت می کند هرجا خدا را دیدید، جای آن خلق را بگذارید و هر جا خلق را می بینید جای آن خدا را بگذارید. مطهری دقیق تر از این حرف ها بود. اختلاف شریعتی و مطهری به جهت برخورد دستگاه با حسینیه ارشاد و تعطیل شدن کل حسینیه پایدار نشد. شتر مرد و حاجی خلاص شد. ولی حتی بعد از مرگ شریعتی هم آقای مطهری یک اعلامیه مشترکی را با مهندس بازرگان تهیه کردند که خیلی جوان ها از این بابت رنجیدند. خیلی از جوان ها می گفتند ایشان رفته به مهندس بازرگان فشار آورده. اما مهندس بازرگان کسی نبود که فشار در او کارگر باشد. آن ها نامه مشترکی داده بودند و اشاره کرده بودند که کتاب های ایشان باید نقد بشود بعد چاپ بشود. حرف هم حرف غلطی نبود. ولی متاسفانه در این جور موارد دیگر طرفین یک حالت افراطی را می گیرند و حقیقت گم می شود. می گویند که دو مجتهد محل با هم دعوا می کنند اما ممکن است بعدا بروند آشتی کنند و آشتی کنان راه بیندازند، ولی مریدها را دیگر نمی شود قانع کرد.»

 

ابراهیم یزدی:

درباره نامه مشترک آیت الله مطهری و مهندس بازرگان در 1356

«عکس العمل دانشجویان انجمن اسلامی خارج از کشور به نامه مشترک بازرگان  و مطهری درباره شریعتی] عکس العمل  خوبی نبود. ما ایرانی ها چه مسلمان و دین باور باشیم، چه روشنفکر، چه مارکسیسم، خصوصیاتی داریم که نشئت گرفته از رسوبات دوران استبداد است. ما همه چیز را مطلق می بینیم. دوستی مان مطلق است، همچنان که دشمنی مان هم مطلق است. در یک چنین زمینه ذهنی، هنگامی که بازرگان و مطهری آن نامه را نوشتند و امضاء کردند در بیرون با عکس العمل های بدی روبرو شدند. در حالی که مرحوم بازرگان برای ما توضیح داد که نامه را امضا کرده تا بتواند جو فوق العاده ملتهبی را که علیه شریعتی به وجود آورده بودند، تخفیف بدهد و بر خلاف آن چیزی که گفته می شود که آن متن را مطهری تهیه کرده بود و مرحوم بازرگان در حالت رودربایستی آن را امضا کرده، آن را مرحوم بازرگان تهیه و مطهری هم امضا کرده بود. بازرگان متعمدا از مطهری به عنوان شخصیت شناخته شده روحانی خواست نامه را امضا کند که آن جو را کاش دهد ولی علی الاصول روشنفکران دینی این نامه را نپسندیدند، به خصوص با توجه به جاذبه سخنان شریعتی در آن تاریخ و جو مبارزات انقلابی که وجود داشت و این که شریعتی و دوستانش در نوک پیکان حملات دشمن قرار داشتند».

دکتر یزدی در پاسخ به این سوال که :«بیش تر حملات نسبت به آقای مطهری بود و مهندس بازرگان کم تر مورد حمله قرار گرفت؟» می گوید: همین طور است. نقار و کدورتی میان مرحوم مطهری و مرحوم شریعتی در حسینیه ارشاد پیش آمده بود و برای همین هم می گفتند مطهری نامه را نوشته و بازرگان هم امضا کرده.

عبدالمجید  معادیخواه:

ایشان نمی خواست رهبری حرکت توسط دکتر شریعتی را قبول بکند

شهید مطهری شریعتی را به عنوان فردی که نوآوری هایی دارد قبول داشت. اصلا دعوت شریعتی هم به وسیله ایشان بود. اما این که شریعتی رهبری یک جریان فکری را عهده دار بشود و قرائتی را جایگزین قراِئت دیگری بکند، به این عنوان برای دکتر شریعتی صلاحیت قائل نبودند. مجموعا ایشان نمی خواست رهبری حرکت توسط دکتر شریعتی را قبول بکند. ایشان معتقد بودند بنیادی مثل حسینیه ارشاد  که می خواهد مرجع نسل جوان باشد، در معرفی اسلام صحیح باید حساب و کتاب داشته باشد و چنین نباشد که یک نفر این جا را با سلیقه خودش اداره کند، سلیقه ای که ممکن است تحت تاثیر عواملی هم قرار بگیرد اعتماد به یک نفر را درست نمی دانستند.

pdf.پرونده تاریخ شفاهی ماه نامه اندیشه پویا



نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : می 30, 2018 15 بازدید       [facebook]