چمران، شریعتیای در هیأت چریک(ماهنامه نسیم بیداری شماره ۵۹ ، خردادماه ۱۳۹۴)
چمران، شریعتیای در هیأت چریک
شکل مبارزه مسلحانه تفکر شریعتی، چمران است نه مجاهدین
نویسنده :حسین سخنور
کویر. چمران، مجسم کویر شریعتی است: بیباک، صبور، قهرمان، تنها و غریب. چمران است که سکوت کویر شریعتی را با صدای گلوله خط مقدم جنگ هم میشکند و هم پیوند میزند؛ این شکستن و پیوند زدن، فقط از او برمیآید. «ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ “بنت جبیل” رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم “تل مسعود” در میان جنگندگان “امل” گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن “کویر” تو بود…»
لینک: اینجا
شریعتی و ضرورت قشر واسط ( خرداد ۱۳۹۴)
شریعتی و ضرورت قشر واسط
نویسنده : عباس نعیمی
این مقدمه تاریخی به شما خواهد گفت که شریعتی چه روندی را به چشم ندید و تجربه نکرد. و باز مطرح می شود این سوال که چرا شریعتی هنوز مطرح است؟! لااقل این مطرح بودن طیف گسترده ای از مخالفان را معطوف به خود تعریف کرده است.
لینک: اینجا
دربارهی، رزاس مخاطب آشنای شریعتی. (۵-خرداد ۱۳۹۴ مراسم سیوهشتمین سالگرد شهادت شریعتی )
دربارهی، رزاس مخاطب آشنای شریعتی*
محمدلطیف عباسپناه
مقدمه – مفهوم دوست داشتن در اندیشه ی دکتر علی شریعتی : مفهوم خویشاوندی یا آشنائی یکی از مفاهیم کلیدی و بنیادین در اندیشه و آثار دکتر شریعتی است ،که گاهی مترادف با “آئین مهرپرستی” و”دوست داشتن” و نیز به معنی دوستی و ولاءدر مذهب “تشیع ودر تصوف” به کار رفته است.همان طور که در سرنوشت وتاریخ ملت ایران نیز چنین بوده است.زندگی شاندل نیز چنین مسیری داشته است.در اینجا به منظور دریافت این معنی وپی بردن به چگونگی پیدایش ونقش رزاس دلاشاپل در زندگی شاندل ،واینکه به واقع رزاس دولا شاپل کیست؟ ابتدا به “نظریه “ی دکتر شریعتی در باب هنر می پردازیم.
لینک : اینجا
قربت در غربت. ( ۴-خرداد ۱۳۹۴ مراسم سیوهشتمین مراسم سالگرد شهادت شریعتی)
قربت در غربت
سعید رضادوست
موضوع کلّی صحبت من در این جلسه بررسی تأثیر آموزه های مکتب ِ عرفان ِ خراسان بر اندیشه های شریعتی در کویریّات است امّا با عنایت به زندانسرای ِ زمان که همواره بند به پای ِ گویندگان کشیده است، به گونه ای جزئیتر این موضوع را پی خواهم گرفت. موضوع جزئیتر من در اینباره، تأثیر یکی از مهمترین اعضای خانوادهی مکتب عرفان خراسان، مولانا جلال الدّین محمّد بلخی است بر هبوط ِ شریعتی که از سرشناسترین افراد ِ حلقهی کویریّات اوست. در این تطبیق ِ مفهومی و مصداقی، در هر دو ساحت اندیشگی و لفظی میتوان این تأثیر را مورد توجّه و تحلیل قرار داد. یکی از مهمترین نتایج چنین مقایسههایی میتواند پی بردن به ریشه و تبار ِ اندیشهی افراد در اینچنین گستره هایی باشد. در این سخنرانی تلاش میکنم فرازهایی گزیده از هبوط را با فرازهایی از جهان اندیشهی مولانا در آیینه ی مقابله گذاشته و تصویری از این میانه را عیان نمایم.
لینک : اینجا
آیا سخن گفتن از عرفان…. (۲-خرداد ۱۳۹۴مراسم سیوهشتیمن سالگرد شهادت شریعتی)
آیا سخن گفتن از عرفان، دیر یا زود به شکست هر نوع پروژهی سیاسی- اجتماعی منجر میشود؟
شریعتی از« احساس عرفانی» سخن میگوید[2]. این احساس عرفانی تفاوت دارد با پژوهش و مطالعه دربارهی عرفان نظری یا عملی دورهی خاص تاریخی. این احساس عرفانی به شریعتی اجازه میدهد تا از آن یک عرفان فعال بسازد. او با بیاعتنایی به سنتهای عرفانی و در واقع عدم پژوهشهای تاریخی عرفانی، درست است که مخاطرات بازفعالسازی عناصر عرفانی را نمیبیند، اما باید یک مرحله عقبتر ایستاد و گفت از اساس او نسبتی با عرفان به مثابهی «سنت» ندارد.
عرفان به مثابه پروژه رهایی بخشی.( ۳-خرداد ۱۳۹۴ مراسم سیوهشتمین سالگرد شهادت شریعتی )
عرفان به مثابه پروژه رهایی بخشی
نرگس سوری
عارف عرفان شریعتی روشنفکری است که با پرورش سه بعد اساسی وجود انسان در خویش یعنی عرفان، برابری و آزادی و به عبارتی با آشتی دادن سارتر، مارکس و حلاج در خود این قابلیت را پیدا کرده است که در جهت رهایی خلق تلاش کند.
لینک : اینجا
مبنای فلسفی«کویریات» شریعتی چیست؟ ( ۱-خرداد ماه 1394مراسم سیوهشتمین سالگرد شهادت شریعتی)
مبنای فلسفی«کویریات» شریعتی چیست؟
در نسبت عرفان شرقی و فلسفه اگزیستانس
نویسنده : احسان شریعتی
مراسم سالگرد شهادت در بنیاد فرهنگی دکتر شریعتی .خرداد ۱۳۹۴
لینک:اینجا
نظریهپرداز اجتماعی معاصر و ندای بازگشت به شریعتی.(ایران فردا، شماره ۱۲، ۱۵خرداد۱۳۹۴)
نظریهپرداز اجتماعی معاصر و ندای بازگشت به شریعتی
نقدی بر آرای یوسف اباذری
حسن محدّثی گیلوایی
مقدمّه
سخنان اخیر استاد یوسف اباذری از موضع یک جامعهشناس، نقد او به فلسفه و جریانهای فلسفی در ایران، و نیز ندای او برای بازگشت به آلاحمد و شریعتی از هر جهت تأملبرانگیز است. برای من این سخنان فرصتی فراهم کرده است که به بهانه سخن گفتن از شریعتی در خردادماه، درباره افکار و آثار این نظریهپرداز اجتماعی سخن بگویم و نخست، نشان دهم که او که در بیرون از دانشگاه بهعنوان جامعهشناس شناخته شده است و در درون دانشگاه به عنوان مدرّس و شارح جامعهشناسی نقش ایفا کرده است، چه نوع اندیشهای را در میان گونههای تفکّر اجتماعی ارائه میکند؛ و همچنین فرصتی است تا از نسبت اباذری و متفکّری چون شریعتی پرسش کنم و سخن بگویم.
لینک:اینجا
تقدم دموکراسی اجتماعی بر دموکراسی سیاسی .(ایران فردا، شماره ۱۲، ۱۵خرداد۱۳۹۴)
تقدم دموکراسی اجتماعی بر دموکراسی سیاسی
مفهوم «آزادی» و تنشهای درونی آن در آثار شریعتی
سارا شریعتی
شریعتی پس از زندان، رویکردی اکسیولوژیک دارد. در این دوره، آزادی بهعنوان یک ارزش وجودی و نه در شکل تعین یافته در یک مطالبه یا یک نوع نظام سیاسی مورد توجه شریعتی است. شریعتی آخر، ارزش برابری را از شکل آن منفک میکند و ارزش عرفان را نیز از اشکالی که میتواند به خود بگیرد جدا میکند و مثلاً بهجای اینکه از لیبرالیسم، دموکراسی، سوسیالیسم و دین نام ببرد، رویکردی اکسیولوژیک را اتخاذ میکند و به ارزش یا گوهری میپردازد که این اشکال حاوی آناند. در این دوره، به نظر میرسد، آزادی معیار داوری قرار میگیرد و تنها زمانی محدود میشود که بحث اخلاق مطرح میشود: «نقطهضعف مذهبِ موجودِ رسمی این است که انسان را از انسان بودن خارج میکند و بهصورت یک بنده گدای ملتمس، برای نیروهای غیبی که خارج از قدرت اویند درمیآورد، انسان را از اراده خویش بیگانه و خلع میکند. این مذهب رسمی است که ما میشناسیم… نقطهضعف سوسیالیسم این است که آن را به مادهگرایی وصل کردهاند و در عمل هم بهصورت دولتپرستی و اصالت دولتش درآوردهاند. و اصالت دولت هم بعداً بهصورت اصالت رئیس دولت و رهبر درآمده است…. اگزیستانسیالیسم نیز نقطهضعفش این است که هرچند به اصالت وجودی انسان و آزادی او تکیه میکند، ولی وقتی خدا را و مسائل اجتماعی را نفی میکند و به وجود خود انسان برمیگردد، انسان را در هوا معطل میگذارد. وقتی من آزادم که هر چیزی را انتخاب کنم و هیچ ملاک دیگری هم وجود ندارد، این سؤال مطرح میشود که به چه دلیل خوب را انتخاب کنم؟»
لینک: اینجا
شریعتی و الهیات رهاییبخش. (ایران فردا، شماره ۱۲، ۱۵خرداد۱۳۹۴)
شریعتی و الهیات رهاییبخش
گفتوگو با بیژن عبدالکریمی
فرامرز معتمد دزفولی
رابطة اندیشة شریعتی با «الهیات رهاییبخش» چیست؟ آرای شریعتی با جریان «روشنفکری دینی» بعد از انقلاب چه نسبتی دارد؟ این دو پرسش کلیدی، محور گفتوگو با دکتر بیژن عبدالکریمی بوده است. به اعتقاد آقای معتمد دزفولی میتوان اندیشههای شریعتی را تفسیری هگلیـمارکسی و جریان «روشنفکری دینی» بعد از انقلاب را تفسیری لیبرال از دین، اسلام و تشیع دانست و هر دو تفسیر را میتوان ذیل «الهیات رهاییبخش» قرار داد. پرسشهای این مصاحبه بر اساس یک چنین مفروضاتی شکل گرفته است؛ مفروضاتی که مورد نقد و سنجش عبدالکریمی واقع شدهاند.
لینک: اینجا