[]


همایش «از نخشب تا شریعتی» (حسینیه ارشاد ـ ۲۰ شهریور ۱۳۸۴)

سیاست‌ورزی در دایره اخلاق

به مناسبت سی و یکمین سالگرد درگذشت محمد نخشب
مکان: تالار کتابخانه حسینیه ارشاد
زمان: ۲۰ شهریور ۱۳۸۴

 

تالار کتابخانه حسینیه ارشاد عصر روز سه‌شنبه‌‌ شاهد برپایی همایشی با عنوان «از نخشب تا شریعتی» در سی و یکمین سالگرد درگذشت دکتر محمد نخشب با حضور جمعی از فعالان سیاسی و دانشگاهی بود. در این همایش شش نفر از صاحب‌نظران پیرامون «سوسیالیسم انسان‌گرا در جامعه اخلاق‌مدار» به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

علیرضا علوی تبار

در بخش نخست این همایش علیرضا علوی‌تبار ابتدا با تقسیم‌بندی چپ دموکرات با مردم‌سالار به میانه قدیم تا میانه جدید، به نقش و ویژگی محمد نخشب در این خصوص اشاره کرد و گفت: خلیل ملکی و محمد نخشب در یک دوره خاص زمانی ظهور می‌کنند و دو جریان مختلف را ایجاد می‌کنند که ویژگی مشترک‌شان چپ و دموکرات بودن‌شان بود یعنی خواستار این بودند که دولت عدالت‌پرور باشد و سه اصل دموکراسی در حاکمیت، برابری شهروندی و حکمرانی اکثریت با حفظ حقوق اقلیت را پیاده کند.

علوی‌تبار با بیان اینکه این سه اصل در تقابل با چپی بود که به دموکراسی در ایران اعتقاد نداشت عنوان کرد:«چپ دموکرات اعتقادات دینی ـ ملی نخشب از جمله توجه به میهن دوستی او را قبول داشت که همین ویژگی هم آنها را از چپ غیر دموکرات متمایز کرده بود.»

به  گفته او آنها معتقد بودند چپ دموکراتیک را باید بومی و ایرانی کرد. هر دو آنها از تجربه‌های عینی جهان درس می‌گرفتند و دستمایه گفتمان چپ دموکراتیک قرار می‌دادند. این محقق با اشاره به اینکه چپ دموکرات در جهان سوسیالیسم ساز و کار تحقق برابری است افزود: «آنچه چپ را از راست متمایز می‌کند، اولویت دادن به برابری و نقش دولت در تحقق برابری است. چپ در حال پشت سر گذاشتن تحولی است که چپ دموکرات ما را با چالش و پرسش مواجه کرده است.» علوی‌تبار توضیح داد: از سال ۱۹۹۰ به بعد در غرب چپ‌های دموکرات از پیدایش میانه جدید در رابطه با میانه قدیم صحبت می‌کنند.

میانه قدیم بین کمونیسم و سرمایه‌داری لجام گسیخته است که به سوسیال دموکراسی مشهور شد و یک طرف آن نئولیبرالیسم  و در طرف دیگر سوسیال دموکراسی قدیم است.

او افزود :« چپ دموکرات قدری به راست متمایل شد و میانه جدید به جای میانه قدیم نشسته است. در مقایسه دو خط میانه سوسیال دموکراسی قدیم دو منشاء داشته است: سوسیالیسم دموکراتیک و لیبرالیسم اجتماعی. علوی‌تبار با اشاره به ویژگی‌های میانه قدیم با سوسیال دموکرات‌های غربی به توضیح آن پرداخت و گفت: ابتدا دیدگاه آنها به اقتصاد، دیدگاه کینزی بود که این دیدگاه چند ویژگی اصلی دارد:

-الف: دیدگاه معطوف به تقاضا است یعنی تقاضا به عرضه شکل می‌دهد.

– ب: در دیدگاه کینزی دولت جایگزین درماندگی بازار است. یعنی جاهایی که سیستم عرضه و تقاضا پاسخ می‌دهد، دولت هر جا درماندگی بازار را می‌بیند باید خلا را پر کند.

براساس این دو ویژگی دیدگاه کینزی بر مدیریت تقاضا تاکید می‌کند. علوی‌تبار در ادامه به ویژگی دوم اشاره کرده و افزود: «ویژگی بعدی کینزی اداره بخش عمومی است. در این مدیریت، پست‌های سیاسی به دست دموکراسی و پست‌های اداری به دست بوروکراسی سپرده می‌شود و بخش دولتی اینطور سازمان می‌یابد. اما در ویژگی سوم میانه قدیم دنبال خط‌ مشی‌های جایگزین بازار است. خط‌ مشی جایگزین بازار و خط‌مشی‌های هم سو با بازار در اینجا. در اینجا علوی‌تبار به وضعیت حقوق کارگران اشاره کرد و توضیح داد … دیدگاه لیبرالی در این خصوص باید رد شد تا کارگران با چانه‌زنی با کارفرمایان به دستمزد تعادلی برسند. اگر دستمزد تعادلی از نظر شما کم باشد و بخواهید آن را بالا ببرید، دو نوع خط‌مشی می‌توانید داشته باشید. خط‌مشی جایگزین بازار که تعیین دستمزد توسط دولت است و حداقل دستمزد را دولت از بیرون دارد. به گفته او رابطه کارگر و کارفرما راه دیگر وضع کردن مالیات است یعنی از افزایش مالیات برای بهره‌وری کارگران استفاده کنید. این را خط‌مشی همسو با بازار می‌گویند.

میانه قدیم از خط‌مشی جایگزین بازار استفاده می‌کرد و وارد رابطه کارگر و کارفرما می‌شود و با قوه قهریه حقوق را بالا می‌برد.

علوی‌تبار در ویژگی چهارم به تحلیل آنها از نابرابری اجتماعی براساس ستیز طبقاتی اشاره کرد و گفت که میانه قدیم این جدایی و نزدیکی طبقاتی را مفروض می‌گیرد و تحلیل طبقاتی می‌کند. میانه قدیم این محفوظات را می‌پذیرفت و نابرابری اتفاق افتاده را پیگیری می‌کرد. حاصل این نگاه‌های میانه قدیم تاکید بر ملی کردن منابع و عوامل تولیدات و گسترش بخش عمومی است.

در ادامه علوی‌تبار به دیدگاه میانه جدید در این مقوله پرداخت و عنوان کرد: اولا از نظر اقتصادی برخلاف دیدگاه کینزی میانه جدید از جانب و رو به عرضه نگاه می‌کند و می‌گوید عرضه است که تقاضا را تعیین می‌کند نه تقاضا. برای تحول اقتصادی برای مدیریت تقاضا باید به مدیریت عرضه بپردازید که این به آزادسازی در عرضه تحولات اقتصادی در جامعه منجر می‌شود. دیدگاه اینها در مدیریت، مبتنی بر اداره امور عمومی مبتنی بر بازار است و بخش دولتی شبیه بخش خصوصی اداره می‌شود. به گفته او قشری‌مداری و توجه به کیفیت برای جلب رضایت مشتری اهمیت دارد.

خط‌مشی، همسویی با بازار است یعنی سعی می‌کند برای رسیدن به مقصدش با تقویت یکی از طرفین و دادن ابزاری به یک طرف، معامله را به جای خود باقی بگذارد و از بین نبرد. سیاستش به جای دیدگاه طبقاتی میانه قدیم، به عنصر طرد شدن و حاشیه‌یی شدن تغییر کرده است که فقط حاصل تضادهای طبقاتی نباشد.

علوی‌تبار به این نکته اشاره کرد که عوامل دیگری غیر از تحول طبقاتی می‌تواند فرد را حاشیه‌یی … کند و در ادامه گفت: گسترش بخش عمومی در شرایط خاص اجتماعی حاشیه‌یی شدن را می‌تواند تشدید بکند. تأکید بر مفهوم کامیونیتی جماعت در میانه جدید جای فردگرایی مبتنی بر بازار در لیبرالیسم و لیبرالیسم جای اشتراک‌گرایی و نقش حکومت مفهوم تازه‌یی به نام جماعت مدنی نشسته است.

به گفته او در اینجا سعی می‌شود افراد نه به صورت تک افتاده‌های جدا و نه در قالب پوشش دولت بلکه جماعت‌هایی مدنی را تشکیل می‌دهند. علوی‌تبار تصریح کرد: بدین ترتیب چپ دموکرات جدید، چپ قدیم را با چالش تازه‌ای مواجه کرده است. اگر چپ قدیم نمی‌تواند در برابر اتفاقات بی‌تفاوت باشد باید این تفاوت‌ها را در نظر بگیرد و راه حل ارائه دهد. علوی‌تبار در پایان نتیجه‌گیری کرد سیاست‌ورزی بدون آرمان بی‌معنا است. اما اگر آرمان‌ها با واقعیات توآمان نشود به پوچی می‌رسد. این پژوهشگر ضمن برشمردن ویژگی‌های میانه قدیم و جدید گفت: کاروانی که توسط امثال نخشب به راه افتاد نباید پویایی خود را از دست بدهد. این کاروان پویا، زنده و پرتحرک است و امید می‌رود از این درخت ثمرات بیشتری گرفته شود.

 

فرید مرجایی

فرید مرجائی پژوهشگر دیگر سخنران این همایش بود. مرجائی در این خصوص به شهریور سال ۱۳۲۰ اشاره کرد و گفت: «بعد از شهریور ۲۰ و پایان اختناق و استبداد عریان، فضای سیاسی باز می‌شود. بهارستان و مدرسه سپهسالار بغض سیاسی کشور می‌شود. غروب‌ها مردم برای نماز جماعت به آنجا می‌روند. و مردم و مبلغین با تفکرات مختلف در حیاط سپهسالار با هم تبادل عقاید و آرا می‌کنند. با آزادی ۵۳ نفر و تشکیل حزب توده و ایجاد تشکل مدرن سیاسی و ایدئولوژی جذاب برای زمانه، کشور دچار التهاب بود. به گفته او نخشب در این محیط حضور پیدا می‌کرد. به قول شریعتی اینجا یک مکان نبود یک جریان بود. از یک طرف نسیم تجدد و تمدن آمیخته می‌شد، حزب توده و انجمن اسلامی دانشجویان دو مشکل عمده بودند. از نظر اجتماعی رضاشاه رفته بود، دیکتاتوری سرنگون شده بود.»

مرجائی با اشاره به نقش نخشب افزود: «نخشب در این زمان پی برده بود که باید طرز فکرها عوض شود و تغییر قانون کافی نیست. با نبود تشکیلات سیاسی در کشور نخشب به تشکیلات منظم سیاسی متمایل می‌شود. نخشب در سال ۱۳۲۲ با گروهی از جوانان، جنبش خداپرستان سوسیالیست را بنا می‌گذارد. آشتیانی، راضی، حصار و شکیبا … اینها خود را سوسیالیست خداپرست نامیدند نه خداپرستان مسلمان. این اولین تشکل ملی بود که (در دوره چهاردهم مجلس) در مبارزه با استعمار و آزادی و دموکراسی مبارزه می‌کرد و بر اندیشه پویای اخلاق و خداپرستی استوار بود که نخشب در سوسیالیسم تحققی ( نه سوسیالیسم ساز و کاری) یعنی سوسیالیسم مبانی نظری و حاکمیت مردم را در دو جبهه اجتناب‌ناپذیر و تفکیک‌ناپذیر آزادی و عدالت می‌دید. مارکسیسم فقط به یک حزب معتقد بود اما نخشب و متفکرانش سوسیالیسم و چپ برون را لاینفک می‌دانستند. در دوره چهاردهم اقلیتی ملی انتخاب می‌شود. مرجائی با اشاره به مجلس پانزدهم که طی آن جبهه ملی به‌وجود آمد و مصدق با سخنرانی‌هایش جامعه را خودآگاه می‌کرد افزود: «اما نهضت خداپرستان سوسیالیست قبل از آن دلمشغولی ملی و همراهی با مصدق را داشت. وقتی ناصر فخرایی به شاه تیراندازی می‌کند فعالیت‌های ملی و حزب توده منفعل می‌شود. گروه نخشب هم زیرزمینی می‌شود و به اسم تعاون ملی، مرکزی را نزدیک سپهسالار در سرچشمه برای خودش پایگاه می‌کند. رادیو مسکو آن زمان همراهان نخشب را سوسیال‌های خیالباف می‌نامد و می‌گوید محکوم به شکست‌اند. مرجانی با اینکه نخشب سیاست‌های علمی تحت‌تأثیر تفکر مارکس را سوسیالیست خیالباف می‌دانست افزود: نخشب و متفکرانش، تفکری را ابداع کردند که عناصر ماندگار دارد. خصوصیت آزادای‌خواهی پارادایم رهایی‌بخش است که آن را ماندگار می‌کند نه علم تجربی روز، زیرا علم تکامل و تغییر پیدا می‌کند و نمی‌شود تحولات اجتماعی را در پارادایم علمی توضیح داد. هابر ماس می‌گوید: نگرش علمی کنش ارتباطی را توضیح نمی‌دهد. آنها می‌گفتند حیات مادی جامعه مهم است اما حیات فرهنگی جای خودش را دارد.

مرجائی به انتخابات مجلس شانزدهم و تقلباتی که صورت گرفت اشاره کرد و گفت: در این دوره اقلیتی اجازه نمی‌داد دولت دکتر مصدق کارش را ادامه دهد. خداپرستان سوسیالیست از صندوق‌های رأی نگهبانی می‌کردند. این تصاویر تاریخی این معنا را می‌رساند که سیستم قدرت در ایران به تنهایی کافی نیست و نیروی مضاعف برای مردم سالاری لازم است. اینجاست که شریعتی دموکراسی متعهد می‌کند. هر چند امروز این نظر نقد شود اما در زمان خود مهم بود. او در پایان به فعالیت خداپرستان سوسیالیست در شهرهای بزرگی چون شیراز و مشهد اشاره کرد.

 

دکتر نظام الدین قهاری

دکتر نظام‌الدین قهاری به عنوان سخنران سوم این همایش به خصوصیات فردی نخشب اشاره کرد و گفت: «اولین چیزی که از نخشب آموختم تواضع بود. او مجذوب ذات الهی بود. وقتی به نام خدا می‌گفت گویی خود را در محضر او می‌دید. او خداپرستی را پایه تفکرات خود قرار داده بود اما گرایش او، گرایش علمی است که باید در برابر نظرات غیرمذهبی پاسخگو باشد. در آن نوع خداپرستی که متکی بر عقل و علم است باید به استدلالات جدید و علمی مجهز شد.

به گفته قهاری طرز تفکر خداپرستی با این بینش آغازگر راهی برای ما بود که به دنبال آن به خیلی موارد از جمله اخلاق‌مداری برسیم. لذا خداپرستان سوسیالیست، سوسیالیست‌های اخلاقی هم نام گرفتند.

به اعتقاد او نخشب خداپرستی را تنها با نظریه‌های انتزاعی ترسیم نمی‌کرد بلکه اخلاق و انسانیت و پرورش فکر و ذهن و مجهز یافتن خود را با دانش روز ترسیم می‌کرد و پس از آن انسان موحد را منتسب به عدالت هم می‌دانست. او خداپرستی، اخلاق و عدالت را زنجیر به هم پیوسته می‌دانست. قهاری تصریح کرد: نخشب فقر فرهنگی و مادی جامعه را ناشی از سلطه سیاسی و اقتصادی اقلیتی که بعد بهره‌وری‌های اقتصادی را به خود اختصاص می‌داده و اکثریت را محروم گذاشته‌اند، می‌دانست.

به گفته او نخشب از صاحبان زر و زور و تزویر یاد می‌کرد که بعدها شریعتی از این اصطلاحات به خوبی برای تبیین نظریات استفاده کرد.

 

دکتر هاشم آقاجری

در ادامه این نشست هاشم آقاجری استاد دانشگاه به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: در جامعه ما مغالطه غیر واقعی تاریخی صورت گرفته است و دروغی گفته شده و می‌شود و آنقدر هم تکرار می‌شود که گاه لباس حقیقت به تن کرده است.

این استاد دانشگاه گفت:« گویا تاریخ مبارزات مردم ایران در دوره معاصر برای آزادی و آزادی‌خواهی صرفاً زیر پرچم لیبرالیسم رقم خورده است و نوعی تعاریف کاذب میان لیبرالیسم و دموکراسی و آزادی صورت گرفته است. در حالی که اگر تاریخ معاصر را با دقت مطالعه کنیم در خواهیم یافت درست عکس این ماجرا رخ داده است. آقاجری که با عنوان (تبارشناسی سوسیال دموکرات‌های مسلمان در تاریخ مسلمان ایران) سخن می‌گفت گفت: «تبارشناسی جناح عدالت‌خواه و آزادی‌طلب و مدافعان آزادی و سوسیالیسم با تکیه بر دین بسیار قدیمی‌تر از دهه ۲۰ و پس از تأسیس حزب توده است. باید به عقب برگردیم و از دوران مشروطیت آغاز کنیم. او ضمن اشاره به تقسیم‌بندی مورخان و صاحب‌نظران از جریان‌های سیاسی تاریخ ایران گفت: در صدر مشروطیت سوسیال دموکرات‌های مسلمان فعال بودند. نخشب چهره شاخص دوره دوم و شریعتی نیز چهره شاخص دوره سوم است.

این استاد دانشگاه گفت: نخشب بر اخلاق و معنویت تأکید داشت و معتقد بود انسان آزاد در کارخانه ساخته نمی‌شود. برای ساختن شخصیت اخلاقی نیازمند دین، معنویت و خداپرستی هستیم. زیربنای مادی قادر نیست که جامعه اخلاقی را شکل دهد.

 

دکتر حبیب الله پیمان

این همایش با سخنان حبیب‌الله پیمان فعال سیاسی پایان یافت. او در این نشست عنوان کرد اندیشه‌های نخشب در شریعتی فوران کرد و شریعتی بر دوش نخشب ایستاد. نخشب بر آگاهی مردم از ریشه‌های انحطاط جامعه ایران تأکید داشت و وجدان اخلاقی را لازمه جامعه می‌دانست. او نیروی محرکه تاریخ را نیروی معنوی ایمان، ایده‌آل بشر و معنای او برای زندگی خود می‌دانست.

او که با عنوان «نخشب و شریعتی یک پروژه ناتمام» سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: نخشب نشان داد کسانی که به عدالت و آزادی ایمان ندارند در موقعیت‌های سخت نمی‌توانند به آن وفادار بمانند. وی معتقد بود این ایمان نیازمند فلسفه و جهان‌بینی خداپرستی است.

منبع: روزنامه اعتماد (۲۲ شهریور ۱۳۸۴)


نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : مارس 29, 2020 263 بازدید       [facebook]