[]


پوران شریعت رضوی: وارث امین | سوسن شریعتی (مشهد ـ فروردین ۱۳۹۸)

پوران شریعت رضوی: وارث امین*

سوسن شریعتی

تاریخ: 22 فروردین 1398

مکان: مشهد

 

یادبود چهلمین روز درگذشت زنده یاد دکتر پوران شریعت رضوی

آقای دکتر قبل از من در باره شرایط زیست بهتر، طولانی تر صحبت کردند و اینکه چگونه میشود شانس بهتر زیستن و طولانی زیستن را برای خود فراهم کنیم. صحبت های من هم بی ربط به این موضوع نیست.قراراست صحبت از زنی باشد که خوب زیست و با کیفیت زیست و علی رغم بیماری های متعددی که با آنها دست به گریبان بود، علی رغم شرایط اجتماعی و سیاسی ای که در همه ادوار زندگی اش بر او تحمیل می شد توانست باقی بماند و بدل شود به نمونه ای و امکانی و امیدی برای ما زنان. اینکه در جامعه ای که زنان همیشه جنس دوم محسوب میشوند و در مرتبه دوم قرار می گیرند و در بهترین شکل در زیر سایه ی مردان بزرگ تعریف میشوند می توان همچون زن جور دیگری هم زیست. پوران شریعت رضوی علی رغم این همه توانست همچون زن شکوفا زندگی کند، همچون جوان مشهد دهه ی 30 علی رغم فضای سنتی این شهر آزاد زندگی کند، تحصیل کند، عاشق شود، در دهه سی آن جور که دوست دارد ازدواج کند، با کسی که دوست دارد و نه کسی که برایش انتخاب کرده اند؛با همکلاسی ای که به لحاظ طبقه ی اجتماعی و تیپ فرهنگی با خانواده خودش متفاوت است. (اما به قول شریعتی:«آنگاه که عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می اورد».) با ازدواج با علی شریعتی همچنان به رشد خود ادامه دهد و با حمایت همسرش در اروپا ادمه دهد، تجربه ی مادری کند، برگردو در مشهد دهه ی 40 معلمی کند. در تهران دهه ی 50 و با دستگیری همسرش به تنهایی 4 فرزند را حمایت و تربیت کند و در عین حال امنیت روح و روانشان راتضمین کند. با این همه قصه ی پوران شریعت رضوی با مرگ همسرش شروع می شود و چهل سال پس از او ادامه پیدا می کند. در جامعه انقلابی، به عنوان همسر معلم انقلاب، معلمی که در حکومت دینی بر سرش اجماع نیست. گرفتار یک موقعیت دوگانه، نه این و نه آن و در نتیجه در بسیاری اوقات یک ” خسر الدنیا والآخرت”ی که به آن دچار است: 8 سال ممنوع الخروج از یک سو و در عین حال انگشت هایی که به اتهام به سوی او نشانه می رود. در چنین وضعیتی پوران شریعت رضوی باید همچون همسر و نیز وارث، بقا و امنیت یک میراث را تضمین کندو در عین حال امکان انتخاب را برای مخاطبان شریعتی فراهم بیاورد.می دانیم که در آستانه ی انقلاب ایران، علی شریعتی نام بسیار معروفی است و بسیاری از آثارش در تیراژ 100هزار 200 هزار تا تکثیر می شود و خوانده می شوداما این آثار فقط شاید 40 درصد سخنرانی های او را در بربگیرد و در اختیار همگان باشد و بسیاری از عناوین و یا نوشته ها هنوز در اختیار عموم قرار ندارد. یعنی مخاطب شریعتی در دهه ی 50 و در آستانه انقلاب ایران با نیمی از آثار شریعتی آشنا است و در مورد خود شخصیت هم شناخت دقیقی ندارد. حتی سال ها بعد در همین چند سال پیش وقتی ما کتاب آخرین تصویر را که مجموعه ای از عکس های دکتر است را به چاپ رساندیم واکنش های غریبی را دیدیم.

شریعتی 40 سال پس از خودش همچنان مخاطبش را سورپریز می کند و دستخوش شگفتی می کند. پرونده شریعتی همچون طوماری بسته طی این چهل سال آرام آرام باز میشود و این اتفاق در 99درصد به یمن وفاداری و آگاهی و هوشیاری پوران شریعت رضوی ممکن شده است. اواست که به عنوان وارثی امین بی هیچ سانسوری همه چیز را با دیگران تقسیم می کند: عکس را، نوشته خصوصی را، نامه ها را..با چاپ «یادگاران مانا» بر روی اسمی به نام شریعتی عکس می گذارد و آنها را در دهه شصت-هفتاد به چاپ می رساند و همچنین کتاب «آخرین تصویر» را. «گفتگوهای تنهایی» را که نوشته های خصوصی شریعتی تلقی می شود و در زمان خودش به چاپ نرسیده، پوران شریعت رضوی در پایان دهه شصت به چاپ می رساند. کتاب « طرحی از یک زندگی» را در سال 1373 می نویسد وعلت چاپ خاطرات مشترکش با شریعتی را جوابیه ای می داند به افشاگری های مجله 15 خرداد که در سال 1371 شریعتی را متهم به همکاری با ساواک می کند.( 13 سال بعد از انقلاب اسلامی ایران و بعد از اینکه 13سال ما معلم انقلاب را شریعتی میدانیم تازه کشف میشود که او همکار ساواک بوده و برای ساواک خوش رقصی می کرده)پوران شریعت رضوی به تعبیر خودش دست به قلم میشود تااز این میراث دفاع کند. چاپ این کتاب هم در همان زمان با واکنش های بسیاری روبرو می شود؛ کتابی که در آن صادقانه و شفاف از زندگی مشترک اش با شریعتی با مخاطب سخن می گوید بی هیچ خودسانسوری ای. در این کتاب پوران شریعت رضوی به هیچ عنوان در هیئت همسری که در ستایش مردش می نویسد ظاهر نمی شود؛ «طرحی از یک زندگی» نوشته ی زنی شیفته و خودباخته در برابر همسری که اسطوره شده، نیست بلکه از واقعیت های زندگی مشترک با علی شریعتی شفاف سخن میگوید و از همین رو کتابی می شود اعتمادبرانگیز و تا به امروز حداقل به پانزده- شانزده چاپ رسیده است آن هم در زمانه ای که تیراژ کتاب ها در بالاترین تیراژ به 1000 نسخه می رسد. این نوع رویکرد از سوی یک وارث خیلی متداول نیست؛ اینکه وارث تن بدهد به شفافیت و به تعبیری برملا کند.

این نوع رفتار شفاف در آغاز برای مخاطب نوعی افشاگری تلقی می شد و به دنبالش واکنش های تندی ایجاد می کرد ولی علی رغم واکنش هاو سؤتفاهم های اولیه آرام آرام مخاطب اعتماد می کند و در این رفتار فضیلت می بیند.

منظور از ذکر این نکات توجه نشان دادن به نقش زنان، و در اینجا نقش زنی به نام پوران در تاریخ و یا تاریخچه ای است که تا کنون به نام شریعتی به ثبت رسیده است. در دهه هفتاد میلادی در فرانسه سمیناری تشکیل شد با این عنوان: « آیا زنان تاریخ دارند؟»تاریخ به مثابه امر مکتوب، امر به ثبت رسیده. می دانیم که زنان متعلق اند به سنت شفاهی و سنت شفاهی، تاریخ شفاهی تاریخ نیست. ده سال بعد سمینار دومی بر گذار شد و این بار با این عنوان:«آیا تاریخ زنان را می شود نوشت؟» حتی اگر زنان تاریخی دارند معلوم نیست بشود نوشت ؛ سندی بجا نمانده،از آنجا که از خاموشان بوده اند و طبیعتا تاریخشان را هم نمیشود نوشت. ده سال بعد در دهه 90، سمینار سومی برگزار شد توسط همان دست اندر کاران با این مضمون: «آیا می شود تاریخ را نوشت بدون لحاظ کردن زنان؟» مگر می شود تاریخ را نوشت بدون زنان؟ پس تاریخی که تا کنون به ما نشان داده اند تاریخی بوده است ناتمام و نیمه کاره و بنابراین معلوم است که نمی توان گفت:« تاریخ می گوید» یا «تاریخ نشان می دهد» ؛ آنچه تا کنون گفته شده تاریخی بوده است نیمه کاره؛ نه تنها برای اینکه نیمی از تاریخ یا نیمی از سازندگان تاریخ را به حساب نیاورده بلکه اساسا از آن رو که همان نیمه هم نیمه ای بوده است نیمچه تعریف شده. چرا که همان نیمه مذکر هم در گفت و گو با نیمه ی دیگرش شکل گرفته است.

چهره هایی مثل پوران شریعت رضوی به دلیل اینکه علی رغم شرایط اجتماعی و رسم زمانه شانس آن را داشته اند تحصیل کنند توانسته اند شخصیت های شکوفایی داشته باشند، به ثبت برسند: همچون زن، همچون عاشق، همچون همسر، همچون مادر.

ما خواهان وضعیتی هستیم که در آن زنان بتوانند دیده و شنیده شوند و از موجودیت های نامرئی فاصله بگیرند چرا که مادری که بتواند صدایش را به گوشها برساند بی تردید مادر بهتری است؛ زنی که بتواند عشقش را زندگی کند همسر بهتری است؛ دختر جوانی که بتواند تحصیل کند، رشد کند و…فرزند وفادارتری است.

سخن گفتن از چهره هایی مثل پوران شریعت رضوی از همین رو است: معرفی الگویی متفاوت از زن بودن در شرایط نابرابر و نیز زنی که با مرگ همسرش میراث دار می شود و در نتیجه الگوی متفاوتی از وفاداری.

گفته شد که او زنی بوده است که با مساعدت خانواده اش در دهه سی در شهر مشهد می تواند تخصیلات دانشگاهی کند و پس از ازدواج نیز به تحصیلاتش در خارج از کشور ادامه دهد. در دهه چهل در مشهد معلمی کند (در مدارسی جون ارض اقدس، رفعت، انوشیروان دادگر)با انتقال به تهران از سال 1352 به عنوان بازرس راهنمای تعلیماتی در جنوب شهر تهران کار کند، با انقلاب ایران در وضعیت تعلیق درآید (از سال 1358) و نهایتا در سال 62 بازنشسته شود.پوران شریعت رضوی خیلی زود، یک سال بعد از انقلاب باید کفاره ی نسبت با شریعتی را بپردازد. پوران شریعت رضوی بعد از انقلاب مسئولیت نشر آثار شریعتی را خود شخصا بر عهده می گیرد. آثار شریعتی در فاصله میان 56(مرگ دکتر) تا زمان انقلاب در خارج از کشور (فرانسه)و با مدیریت دکتر حسن حبیبی در می آید.(به دلیل ممنوعیت نام شریعتی ).با انقلاب ایران ادامه کار به ایران انتقال می یابد و از همینجا پوران شریعت رضوی مسؤلیت تدوین این آثار و نظارت بر چاپ آنها را بر عهده می گیرد. میدانیم که از منظر فقهی زنان بعد از مرگ همسرانشان وارث نیستند( یا فرزندان و یا پدر) و به یمن پشتیبانی استاد محمد تقی شریعتی، این پوران شریعت رضوی است که عهده دار این مهم می شود و موفق می شود در سال های انسداد سیاسی و جنگ، بسیار امین تر از متولیان قبلی بر چاپ این آثار نظارت کند. (در هفت شماره ی اولی که در خارج در آمده است گاه می توان گزینش های سلیقه ای را دید). ولی از زمان نظارت پوران شریعت رضوی بر چاپ آثار هیچگونه گزینشی را نمی توان دید؛ این زن است که وفادارانه و بی رعایت هیچ مصلحتی (حتی مصلحت خودش)همه آثار را به چاپ می رساند. به عنوان مثال با چاپ «گفت و گو های تنهایی» که یادداشت هایی از جنس ادبیات و شطحیات است گاه حتی موقعیت خودش رابه خطر می اندازد ولی او چاپ میکند.این جهان مردانه است که سانسور می کند و مصلحت اندیشی دارد و تحت عنوان مصالح کلان، دخل و تصرف میکند.(چنانچه می دانیم که در همان سال 56در ایران نیز کمیته ای برای بررسی آثار دکتر به قصد عمل به وصیت دکتر توسط استاد حکیمی و با حضور آقایان آیت الله مطهری و بهشتی و چند نفر دیگر تشکیل می شود و با اوج گیری انقلاب و تکثیر وسیع اثار شریعتی منحل می شود)

پوران شریعت رضوی عمده مجموعه آثار شریعتی را در همان دهه شصت با همکاری مجید شریف و امیر رضایی به چاپ می رساند؛ در همان سال هایی که ممنوع الخروج است و جنگ است و دور از فرزندانش است. برخلاف تصور او پس از مرگ همسرش هیچگاه مقیم خارج نمی شود و در هر دو نوبت –قبل و بعد از انقلاب- فرزندانش را در خارج از کشور همراهی نمی کند.سال های شصت، سال های سختی برای مردم ایران است و بی تردید برای زنی تنها که با کوچکترین فرزندش مونا زندگی می کند و مسئولیت تأمین امنیت مالی فرزندان جوان اش را در خارج نیز بر عهده دارد سخت تر. در شرایطی که بارها به منزلش حمله میشود و در ترس و اضطراب باید زندگی کند. در همان سال هاست که چاپ آثار را بر عهده دارد. اگر شما تاریخ اولین چاپ های مجموعه آثار را ببینید همگی به دهه شصت بر می گردد(مثلا مجموعه 33 که در سال 67 به جاپ رسیده) . این حجم از فعالیت واقعا شگفت آور است و نمی توان به سادگی از آن گذشت و با تعابیری چون «همسری وفادار و مادری فداکار» فیصله داد. باید خیلی دقیق تر صحبت کرد . زنی که ناشر است، در سال های هفتاد موسسه ای فرهنگی را بنیانگذاری می کند(1377) و….فعالیت های پوران شریعت رضوی بسیار ساختاری و کلان است . و البته در کنار این فعالیت های فرهنگی باید از فعالیت های مدنی و اجتماعی او هم نام برد: مشارکت فعال در یکسری فعالیت های خیریه (به عنوان مثال مدرسه سازان «یاوری» که همین دو سال پیش سلسله مدارسی را در سبزوار و مناطقی از سبزوار افتتاح کردند). او در آغاز انقلاب حداقل بانی ساخت هفت-هشت مدرسه در جنوب شهر تهران شد.   این فعالیت های خیریه ای را پوران البته از سال 1354 با خود شریعتی آغاز کار، با تأسیس صندوقی به نام «صندوق خیریه ی فاطمه ی زهرا» در زوستای کاهه، روستایی در اطراف مزینان که زادگاه دکتر هم هست و هدفش تأمین کمک مالی برای ادامه تحصیل کودکان روستا بود.

از خصلت های دیگر پوران در کنار صبوری و وفاداری، امیدواری بود: طرح اندازی امید در شرایط بن بست و انسداد و نیز برقراری نسبت های موزون میان امر کوچک و امر کلان؛ حضوری قدرتمند در عرصه کار فرهنگی (مثلا امضای قرار داد با ناشران خارجی و داخلی )از یک سو و با لذتی بی پایان مشغول زیبایی های کوچک زندگی روزمره( درست کردن مربا باشد یا انداختن سفره زیبا) سدن از سوی دیگر. می دانیم که تمامی اثار شریعتی به زبان ترکی استانبولی به چاپ رسیده است و نیر بیستر از نیمی به زبان عربی و تنظیم قراردادها همگی بر عهده خود او بود و در بسیاری اوقات باید با جنگ پیش می رفت. چه برای گرفتن حق تألیف چه برای کنترل متنی که باید مراقب می بود که سانسور نشود.

منظورم این است که صلاحیت های این زن فراتر از صبوری و وفاداری است و آن خلق فرصت هایی جدید است برای زن بودن، برای زیر سایه نرفتن. خودش تعبیر «خروس جنگی» را در باره خود به کار می برد. و البته راست میگوید. برای هر کدام از این موقعیت ها جنگیده است و در بسیاری اوقات رنج کشیده است و تنها مانده. نفس زندگی با علی شریعتی هم کار آسانی نبوده است؛ چنانچه زندگی برای خود علی شریعتی هم می دانیم که آسان نبوده، چه برسد به زندگی با کسی که زندگی برایش آسان نیست.

مجموعه ی نامه هایی که شریعتی در سال اول ازدواجشان به پوران نوشته است به تازگی و تحت عنوان «برسد به دست پوران عزیزم» به چاپ رسیده است. نامه هایی است که طی یک سال و در فاصله 1337 تا 1338 از پاریس به مشهد ارسال می شده. یکسالی که درست پس از ازدواج این دو از هم دور می مانند. علی شریعتی در پاریس و پوران در مشهد. این نامه ها را ما علی رغم پرهیزهای مادر در دو سال پیش به چاپ رساندیم. ایشان دوست نداشت نامه ها در زمان حیاتش چاپ شود و بر اثر پافشاری ما فرزندان به چاپ رسید. این تردیدها، تردید های یک زن بود در اینکه زیادی دیده شود؛ نامه هایی که اکثرا ستایش امیز است. زنان عادت دارند دیده نشوند و اگر هم قرار است دیده شوند بعد از مرگشان باشد و این پافشاری های ما بود که بالاخره ایشان تن داد به این موضوع. پافشاری ما از همین رو بود؛ چرا نباید یک زن در زمان حیاتش به رسمیت شناخته شود و ارج گذاری شود؟ البته پوران این لذت را برای سال های پایانی حیاتش گذاشت. و به نظر من زیباترین هدیه ای بود که می توانست از سوی شریعتی به پاس یک عمر وفاداری، استقلال روح و امانت داری دریافت کند.

 

* متن سخنرانی سوسن شریعتی در مراسم چهلم پوران شریعت رضوی در جمع سبزواری های مقیم مشهد



نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : می 27, 2019 11 بازدید       [facebook]