[]


پوران شریعت‌رضوی؛ معمار و طراح زندگیِ خود | رباب مزینانی (امامزاده عبدالله ـ ۲۸ بهمن ۱۳۹۷)

پوران شریعت‌رضوی؛ معمار و طراح زندگیِ خود*

رباب مزینانی

مکان: امامزاده عبدالله شهر ری

زمان: 28 بهمن 1397

ای شمس دل ما، بانوی مهر و زیبایی
ای شمس دل ما، بانوی مهر و آیینه
آفتاب وجودت را از ما دریغ مدار، جوانه ای در سینه داریم که برای سرزدن در سرزمین عشق، حیات را از تو می طلبد.

امروز برای وداع و بدرقه ی سفر ابدی مهربانوی زندگیمان پوران عزیز دور هم جمع شده ایم، برای او که زندگیش سراسر ایمان بود و عشق:
ایمان به خداوند و مهر بی کرانش
و عشق به زندگی و دغدغه چگونه زیستن
همسفر سختی ها و رنج ها در روزگار وصل، رهرو تنهای پر صلابت در دوران هجر و نامردمی ها
او که خود معمار و طراح زندگی خود بود، بی آنکه مقلد باشد و تکرار را زندگی کند، او که خود خودش بود بی هیچ تکلفی.
او که:
پر از جان بود برای زیبا زیستن
پر از آسمان بود برای سفر کردن
پر از دامن بود تا هر چه بخواهیم اشک بریزیم
پر از شنیدن بود تا هر وقت بخواهیم حرف بزنیم
پر از پناه بود تا هر وقت بخواهیم بگریزیم
پر از  آشنایی بود برای هر خویشاوندی و حتی بیگانه دردمندی
پر از طلوع بود بی آنکه غروبی را سلام گوید
پر از صلابت بود برای به سخره گرفتن هر صخره ای
و پر از زندگی بود و عشق برای هر منی و هر مایی
پوران عزیز، زندگیش چون دریا پر از تلاطم بود و تا لحظه وداع هرگز درنگ نداشت. مهربان بود و صبور، صمیمی، مقتدر، با صلابت و پر تلاش، سرشار از انرژی، شوخ طبع و با نشاط، طغیانگر و عاصی، فروتن و بزرگوار، واقعگرا، مدرن و روزآمد، اهل علم و بازیگر صحنه سیاست و آگاهی، اهل اینجا و اکنون، پر از احسان و خیرخواهی، بیباک و جسور در دفاع از حق، شفاف و آشکار و صریح در گفت و گو، سنگ صبور و راز دار، با جوان جوان و هم سو، با پیر همراه و همدل با لبخندی همواره بر چهره، تاب آور در مقابل سختی ها و مرارت ها.
اکنون بیش از چهل سال از هجرت ابدی همسفر زندگیش دکتر عزیز می گذرد و در این سال ها همواره در کنار او، از دکتر گفته ایم و شنیده ایم و خوانده ایم. اما امروز از او سخن می گوییم در فقدان جسمانی او; چهل سالی که صبورانه، وفادارانه، پابرجا و استوار، نستوه وخستگی ناپذیر و خستگی ناپذیر و خستگی ناپذیر برای اعتلای فرهنگ، آزادی، ایفای حقوق انسانی و برقراری عدالت اجتماعی تلاش کرد و اکنون در کنار برادر اهوراییش آذر در سینه آرام و سرد خاک، قرار و آرامش می یابد.
حال این ما و این تنهایی ما که بی تو بودن و بی تو زیستن را تجربه کنیم و زندگی و عشق را آنچنان که تو معنا کردی از سر گیریم.
در وصف مهربانیت وام می گیریم از سروده ی زیبای استاد گرانمایه دکتر شفیعی کدکنی:
ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران
آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران
بازا که در هوایت خاموشی جنونم
فریاد ها برانگیخت از سنگ کوهساران
ای جویبار جاری زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف دادند بیشماران
گفتی به روزگاران مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران
* متن سخنرانی دکتر رباب مزینانی، روانپزشک و از نزدیکان خانواده‌ی شریعتی در مراسم خاکسپاری پوران شریعت‌رضوی


نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : می 27, 2019 518 بازدید       [facebook]