[]


اندیشه شریعتی

471 اندیشه شریعتی

توشیو کورودا – ترجمه‌ی بهمن ذکی‌پور

 

 

توشیو کورودا – ترجمه‌ی بهمن ذکی‌پوربر سبیل مقدمه

 

قریب یک ماه پیش بود که جهت آماده سازی خلاصه رساله ام، برای یافتن کتاب “بیداری ایمان در مکتب ماهایانا” یا به قول ژاپنی ها “دای.جو.کی. شین. رون”1سری به دست فروشی های خیابان “سویی.دوباشی”2توکیو یا بهتر بگویم مرکز کتاب فروشی های دست دوم توکیو زدم.

 

گرچه سر آخر به خرید چاپ جدید کتاب تن دادم، اما در میانه جستجو و به صورتی کاملا تصادفی به کتابی به نام “قلب اسلام”3برخوردم و به صورت تصادفی تر هنگامی که صفحات میانی را ورق می زدم با بخشی به عنوان “اندیشه شریعتی”4مواجه شدم. برخورد با این بخش انگیزه کافی جهت خرید کتاب را ایجاد کرد؛ و بی آن که دیگر به نام نویسنده توجهی کنم آن را خریدم و رهسپار خانه شدم.

 

در طول بازگشت به خانه نگاهی کلی به مطالب کتاب و بخش مطلوبم انداختم و آن ها را خالی از لطف نیافتم. در نهایت نیز جهت فهم سال انتشار و نام نویسنده به شناسه کتاب رجوع کردم و اطلاعاتی درخور یافتم.

 

نویسنده کتاب یکی از اسلام شناسان نامی ژاپن “توشیو کورودا” 5بود. نام کورودا را پیشتر از “مهدی محقق” شنیده بودم و حتی عکس دسته جمعی او، مهدی محقق، سید حسین نصر، هانری کربن، پرویز مروج، توشی هیکو ایزوتسو و چارلز آدامز را که در ساختمان انجمن حکمت و فلسفه گرفته شده بود مدتی از مهدی محقق به عاریت گرفته بودم.

 

نام و آوازه کورودا از یک سو و حس وعلاقه به شریعتی از سوی دیگر موجب شد تا در صدد آن برایم که بخش “اندیشه شریعتی” را با وجود آشنایی وافر مخاطب ایرانی با اندیشه‌های او، به فارسی برگردانم. این تصمیم زمانی مصمم‌تر شد که در هنگامه دیدار با استاد سالخورده توشیو کوردا دریافتم که شرح او از شریعتی، اگر نه نخستین، اما جزء نخستین شرح افکار شریعتی بزرگ به زبان ژاپنی است.

 

 

هنگامی که کار ترجمه را آغاز کردم به سبب وجود پاره ای از عبارات دشوار که از نثر پخته و شیوا استاد بر می آمد و همچنین به دلیل پاره ای از خطاها که از عدم اطلاع کافی نویسنده از زندگی نامه شریعتی برمی خواست، راغب شدم که به جستجوی نشانی او برآیم و به هر قیمتی که شده، استاد سالخورده ای را دیدار کنم که در آستانه 80 سالگی عمری را به مطالعه بر روی اسلام گذاشته بود و خاطراتی بس عظیم در سینه نهفته داشت.

 

بالاخره به یاری دوستان تلفن استاد را یافتم و پس از معرفی و آشنایی اولیه به خانه اش دعوت شدم. به خانه ی او رفتم اما با کمال تعجب محل سکونت وی را مجتمع ایی یافتم که مخصوص اسکان سالمندان بود.

 

استاد که دو سالی بود غم فراغ همسر را در سینه داشت، واحد کوچکی در این مجتمع گرفته بود و به دور از قیل و قال خانه و فرزند به کار تحقیق و پژوهش مشغول بود.

 

می گفت: ترجمه ژاپنی کتاب “بدایه الحکمه” علامه طباطبایی را چندی پیش به پایان برده و به زیور طبع آراسته؛ و اکنون نیز برای نخستین بار مشغول ترجمه “نهج البلاغه” به زبان ژاپنی است. از نثر دشوار و فصاحت و بلاغت کلام علی (ع) و دشواری های ترجمه آن گلایه داشت، اما می گفت که با تمام سختی هایش بخش خطبه را به طور کامل به ژاپنی برگردانده است.

 

توشیو کورودا، علاوه بر ترجمه آثار فوق تالیف و ترجمه 18 اثر دیگر را در کارنامه داشت که از جمله آنان می توان به ترجمه آثاری چون “تاریخ فلسفه اسلامی” هانری کربن (از فرانسوی)، “سه حکیم مسلمان” سید حسین نصر(از انگلیسی)، “تاریخ اسلام و اسپانیا” مونت کومری وات (از انگلیسی)، “مقاصد الفلاسفه” غزالی(از عربی) و “اقتصاد اسلامی”و “فلسفه اسلامی” محمد باقر صدر (از عربی) و تایف آثاری چون “ساختار اسلام”6، “اقتصاد اسلامی”7“روش تحقیق منطقه ای و خاورمیانه شناسی”8اشاره کرد.

 

کورودا در خلال صحبت ها می گفت: بر خلاف توشی هیکو ایزوتسو که حق استادی بر گردن وی دارد، او توجه و حوزه تحقیق خود را معطوف فلسفه و عرفان و انتزاعیات موجود در تفکر اسلامی نکرده ، بلکه (همان طور که آثار او گواه است) کوشیده تا در سایه سه اصل توحید، شریعت و امت که به اعتقاد او بنیان و ساختار اجتماعی اسلام است به تببین جوامع اسلامی، موقیعت آن ها در دوران جدید و معرفی صحیح و بدور از غرض فرهنگ و تمدن اسلام به جامعه ژاپن بپردازد.

 

وی در این زمینه بر این عقیده بود که با تمام تلاش های صورت گرفته از جانب اسلام شناسان بنام ژاپنی، مردمان این سرزمین هنوز شناخت درست و دقیق و کافی از فرهنگ و اندیشه و بنیان و تمدن اسلام ندارند و او کشیده است به سهم خود خلاای را در این زمینه پرنماید.

 

حتی وی اظهار داشت، زمانی که کتاب “قلب اسلام” را که درست یک سال پس از انقلاب ایران تالیف کرده و در آن علاوه بر ارزیابی موقعیت اسلام در ژاپن، به معرفی مصلحان دینی اسلام از جمله سید جمال الدین اسدآبادی و علی شریعتی؛ و توضیح روند انقلاب ایران پرداخته است، کمتر کسی در سرزمین آفتاب تابان با روند انقلاب ایران و آثار و عقاید مصلحانی چون شریعتی و سید قطب و اقبال لاهوری و ابوالعلا مودودی آشنایی داشته است.

 

از تحولات اخیر خاورمیانه استقبال می کرد و از اینکه می دید دیکتاتورهای جهان اسلام همچون مبارک و بن علی یک به یک سقوط می کنند بسیار خرسند بود. آزادی و به خصوص آزادی ملل مسلمان را بسیار دوست می داشت ، اما نگران بود که اشاعه سیاست های امریکا در قبال کشورهای خاورمیانه بتواند این تحولات را از سیر رشد خارج کند.

 

سیاست ها و اعمال خشونت های دوران رژیم پهلوی را در قبال روشنفکران و مردم ایران به شدت تقبیح می کرد و ایران را در آستانه تحولی بزرگ به سوی امید و آزادی می دید.

 

رشته اصلی کورودا در دوران فوق لیسانس ادبیات فرانسه و در دوره دکتری تاریخ شرق آسیا در دانشگاه “کیو”9بود، سبب علاقه اش را به اسلام و حوزه اسلام پژوهشی جویا شدم که گفت: در دوران تحصیل در دانشگاه “کیو” و هنگامی که بر سرجلسات درس ایزوتسو حاضر می شده ، علاقمند به این حوزه می شود و تحت راهنمایی و هدایت ایزوتسو که معتقد بود هنوز در ژاپن در حوزه اسلام شناسی مطالعات و پژوهش های جدی ای صورت نگرفته گام به این حوزه گذاشته و دل در گرو آن نهاده است.

 

توشیو کورودا دوسال و نیم پیش از انقلاب، به ایران سفر کرد و تا وقوع انقلاب در تهران رحل اقامت گزید و تحت نظر و راهنمایی اساتیدی چون توشی هیکو ایزوتسو، هانری کربن، سید حسین نصر به تحقیق بر روی فرهنگ ایرانی-اسلامی پرداخت. در خلال همان سال ها با روشنفکران و اساتید و روحانیون مطرح ایران چون داریوش و یگانه شایگان، ، غلامرضا اعوانی، نصرالله پورجوادی، مرتضی مطهری، سید محمد بهشتی، کاظم شریعتمداری و… به معاشرت و تحقیق و پژوهش و گفتگو پرداخت.

عبدالکریم سروش را می شناخت و حتی با او دیدار کرده بود، اما با اندیشه روشنفکران دینی جهان عرب چون نصر حامد ابوزید و محمد ارکون آشنایی بیشتری داشت. شاید علت این موضوع را در شناخت دقیق او از زبان عربی و عدم شناخت کافی از زبان فارسی بتوان جستجو کرد.

 

با این حال وی بی آن که با علی شریعتی دیداری داشته باشد، اندیشه و شرافت و کرامت انسانی او را پس از سالیان هنوز می ستود.

 

آنچه در پی می آید ترجمه بخشی است با عنوان “اندیشه شریعتی” از کتاب “قلب اسلام” که آن را مستقیما از ژاپنی به فارسی برگردانده ام. البته در ترجمه نقل قول های مستقیم به جز یک مورد که منبع عبارت را نیافتم، تمامی جملات را از اصل فارسی نقل کرده ام. زیرا از یک سو ترجمه های استاد کورودا که از انگلیسی به ژاپنی برگردانده شده بود با اصل فارسی اختلاف داشت و از سوی دیگر نتوانستم به خود این اجازه را بدهم که قلم شیوای شریعتی را به رنگ ترجمه بی آرایم.

 

چنان که از متن برخواهد آمد نگارنده از زندگی نامه شریعتی اطلاع جامع ای نداشته و آن گونه که خود در هنگامه دیدار ابراز داشت این اطلاعات را از متون انگلیسی که آن زمان راجع به دکتر در اختیار داشته اخذ کرده است. لذا جهت وفادار ماندن به ترجمه، اصل متن را آورده ام و هرکجا که نیاز به اصلاح و توضیح بود آن را در پاورقی توضیح داده ام.

 

در خاتمه نیز وظیفه خود می دانم از استاد و دوست گرانقدر “کی ایچی کیتاهارا”10استاد زبان فارسی و ایران شناسی دانشگاه “چیو”11که با وجود تمامی مشغولیت ها و مسئولیت ها پذیرفت که متن ژاپنی و فوق العاده پخته این کتاب را با ترجمه اینجانب مقابله نماید و بر غنای آن بیفزاید کمال سپاس گزاری را به جای آورم.

 

*****

 

اندیشه شریعتی12

 

 

ناظران و محققانی که فقط قشری گرایی پیروان اسلام را مد نظر قرار نداده اند، بر این باورند که صرفا خود اسلام، دلیل عقب ماندگی مناطقی است که جهان اسلام خوانده می شوند. به این جهت، وضعیت عموم این مناطق که چنین اشارت و عنایت شایسته ای را برانگیخته، به طور فزاینده ای از جانب مردم مورد تایید و تصدیق قرار گرفته است.

 

با این حال نظام ارزشی همه این کشورها به گونه ای است که امکان ظهور مصلحان [دینی] را در خود خفته نگاه می دارد. ولیکن، به هر میزان که اصلاحات آنان فراگیر تر شود، در به غبار فرو بردن موضوعات غیر ضروری و ارزش های قدیمی رو به زوال، جان تازه ای عطا می‌کند.

 

در جهان اسلام، مصلحانی که در ابعاد فکری گوناگون برای احیا دوباره دین کمر همت بسته اند، فراوان اند. سید جمال الدین افغانی که پیشتر در باب او در این کتاب صحبت شد، و در دوران اخیر اقبال لاهوری، سید قطب، ابوالعلا مودودی ودیگران در زمره متفکرانی هستند که پا به عرصه ظهور گذاشته اند.

 

اما، ما در این جا قصد داریم به طور ساده و مختصر کوشش های علی شریعتی را، که به نظر می رسد پدر فکری انقلاب ایران نیز باشد، در بازخوانی اسلام معرفی کنیم.

علی شریعتی در سال 1933[1312 خورشیدی] در حوالی سبزوار، در مجاورت کویر بزرگ ایران واز پدری فرهیخته که از عالمان بنام اسلام بود، دیده به جهان گشود. وی که در مشهد از دانشسرای مقدماتی فارغ التحصیل شده بود، در سال 1960 جهت ادامه تحصیل به فرانسه رفت و پس از چهار سال با نمره عالی موفق 13با اخذ درجه دکتری جامعه شناسی شد. اما در هنگام بازگشت به ایران به دلیل فعالیت های سیاسی در خارج از کشور در مرز دستگیر و زندانی شد.

 

او که یک سال بعد از زندان آزاد شد، در دانشگاه مشهد سمت استادی گرفت. اما بواسطه رعب و هراسی که قدرت و نفوذ کلام او ایجاد کرده بود، از دانشگاه اخراج و در تهران خود را هویدا ساخت.

 

در تهران او در کانون تحقیقات اسلامی حسینه ارشاد سخنرانی هایی را برپا کرد که همیشه جلسات آن مملو از دانشجو بود. تا جایی که گفته می شود در کلاس های ترم تابستان یکی از آن سال ها، شش هزار دانشجو و کارگر 14بر سر درس او حاضر شده‌اند.

 

علاوه بر تشکیل کلاس ها و جلسات، شریعتی به کار تالیف کتاب و برپایی سخنرانی های پرخروش پرداخت، اما رعب و وحشتی که از تاثیر و نفوذ کلام او ایجاد شده بود، دوباره او را به زندان انداخت.

 

به سبب این که او به دو سال حبس تن داده بود و پس از آن هم از تمامی فعالیت ها منع شده بود به سوی لندن جلای وطن کرد؛ و در سال 1977 به طرز مشکوکی در آن جا وفات یافت. در شهر هم شایع شد که وی توسط نیروهای اطلاعاتی-امنیتی ایران [ساواک] مسموم و کشته شده است. وی در هنگام مرگ تنها 44 سال داشت.

 

“نمی توانم سکوت را تحمل کنم. نمی توانم چیزی بگویم. ولی ساکت خواهم ماند.اما من اکنون احساس کسی را دارم که درد جان سپردن را تحمل می کند و می داند که از آن پس، آرامش است و نجات و خسته از رنج زندگی که “جز احتضاری که یک عمر به طول می انجامد هیچ نیست”، سر به زانوی معشوق خویش خواهد نهادو سیراب و سرشار، در زیر دست های او که دو مسیح خاموشند، نوازش خواهد شد. یک “شهید”! نمی بینی که چه شیرین و چه آرام می میرد”.15

 

این عبارت [برگرفته] از زندگی نامه خودنوشت او “کویر” است که در آن ظلم و جور نظام پادشاهی، بینشی که در برابر ناتوانی مسلمین است و استهزا اندیشه خویش را به طرز روشن و آشکاری روایت می کند. وی بلافاصله پس از این عبارت خود آگاهیی را که به آن دست یافته را چنین توصیف می کند ” برای آن ها که به “روزمرگی” خو کرده اند و با خود ماندگارند، مرگ فاجعه ای هولناک و شوم زوال است. گم شدن در نیستی است. آن که آهنگ هجرت از خویش کرده است، با مرگ آغاز می شود. چه عظیمند مردانی که عظمت این فرمان شگفت خداوند را شنیده اند و به کار بسته اند که “بمیرید،پیش از آن که بمیرید!”.”.16

 

عبارات “از خود هجرت کردن” و “مردن، پیش از مردن” که در این جا آمد دارای معنای بلند و رسایی است. شریعتی در این باره به طور مبسوطی بحث می کند، اما در هرحال او برای آن که با عزمی راسخ شان اندیشه خود را نگاه دارد، تن به مرگ بی عزت نمی دهد17. مرگ برای او مصادف است با تصویر حسین شهید (ع) که خانه دل های مردم جذبش نشده و ویرانش نگشته است.18

 

با ممنوع شدن آثار او، در میان عموم مردم شوق خواندن آن ها شدت گرفت، وعاقبت اندیشه او قدرتی شد که نظام سلطنتی را برانداخت. در این جا نکته مهمی وجود دارد و آن این حقیقت است که این جنبش از پس یک عقیده بیرون آمد، نیروی قلم از نیروی شمشیر به مراتب برنده تر است.

 

شریعتی که “دوزخیان زمین” فرانس فانون و و دیگر آثار او را ترجمه کرده بود19با تاثیرپذیری از اندیشه های او جهت اهمیت دادن به فرهنگ سنتی خویش [بازگشت به خویشتن] ، به طور آشکاری خود را تا حد توان وقف بازیابی معانی عمیق اسلام کرد.

 

“رفقا! وقتمان را با ترهات و اباطیل و تقلیدهای میمون وار و مهوع تلف نکنیم. ترک کنیم این اروپایی که همواره از انسان سخن می گوید و همه در پیچ و خم کوچه های سرزمین خویش، در هر گوشه جهان، هر کجا که او را بیابد به کشتارش می پردازد”.20

درباب ایدئولوژی های رفیعی که اروپا ارائه داده و تاثیر نامطلوب آن بر روی دنیای خاورمیانه، این عبارات را می بایست به بیان می آوردیم، [چرا که] تاریخ خاورمیانه بیش از هرچیز خود گواه بر آن هاست و شریعتی به طور حتم با اروپای که در زبان و عمل وحدت و انسجام ندارد، وداع می کند. اما بنیان سنت گرایی که توسط او پی ریزی می شود، چگونه است؟

 

به اعتقاد او اسلام راهی را که مردم باید در پیش بگیرند را به وضوح توضیح داده است. اسلام یگانه وسیله ای است که خودش هرگز هدف و مقصود نبوده است. اما مصیبت و بدبختی این دین از آن جا ناشی می شود که پیروانش جوهره اصیل آن را بدست فراموشی سپرده اند.

 

” مصیبتی که در جوامع دینی پیدا شده ، از این حقیقت نشات می گیرد که جوهره اصیل دین تغییر کرده است. نقش دین دگرگون شده و خود دین به عنوان هدف مد نظر قرار داده شده است”21.

 

در نتیجه پیروان آن، دین را صیقل داده و بزک کرده و در نسل های متمادی خود را در عبادت کردن و عشق کورکورانه ورزیدن 22 فروبرده اند و هر بار که نام دین برده می شود چشمان خود را از اشک جاری می سازند. آنان مسائل دنیا را خار می شمارند و تمام توش و توان خود را صرف خود دین کرده اند، و غبار دین را بر چشم مالیده اند و تاثیر معجزه آسای آن را در همه جا پراکنده اند. به گمان[این ها] نمونه ای از اعمال و رفتاری است که به پیروان دین و مذهب تحویل داده شده است. در حالی که عبادت و نیایش تنها یک وسیله است.

 

قرآن [هم] صراحتا اظهار می کند که عبادت وسیله ای است که از اعمال بد، مومنان را ایمن نگاه می دارد. اما جای بسی تاسف است کلماتی که در هنگام نیایش بر زبان جاری می شوند و فرایض و اعمال که صورت می گیرند، خودشان هدف شده اند و از درجه اعتبار ساقط گشته اند. البته این چیزها فقط محدود به نیایش و اعمال عبادی نیستند.

 

نتیجه ای که از هدف قرار دادن خود اعمال و فرایض بدست آمده، معنای اصیل دین را از اعتبار انداخته و عموم مومنان را در خواب غفلت عمیقی فرو برده است. لذا شریعتی اعتقاد دارد که دین در نهایت چیزی جز یک راه و وسیله نیست.

 

او بدین جهت به اصطلاحات خاص و فراوانی که در اسلام مورد استفاده قرار گرفته و معنای راه از آن استنباط می شود، اشاره می کند ” دین: غیر از معنی هایی که از قبیل حکمت و خرد مقدس برایش قائل اند به معنی راه هم هست. سلک: راه باریک کوهستان. شریعت: راه کنار رودخانه که به سطح آب پایین می آید تا مردم تشنه بتوانند از آن آب بگیرند. طریق: راه های بزرگ از سرزمینی، شهری، به سرزمین یا شهری دیگر. مذهب: راه سفر و عزیمت. صراط: راهی که به سوی معبد می رود”.23ولیکن این راه ها که در طی قرون متمادی جریان و سریان داشته اند اکنون خود هدف و مقصود شده اند. و در نتیجه وضعیتی چون دوران کنونی را به بار آورده اند.

 

امت اسلام از عقب ماندگی و تحجر در رنج است اما به طور ذاتی این امت اسلامی چگونه معنایی را می تواند داشته باشد؟ “امت، جامعه انسانیی که همه افرادی که در یک هدف مشترک اند، گرد هم آمده اند تا بر اساس یک رهبری مشترک، به سوی ایده آل خویش حرکت کنند”.24

 

از این رو محتملا کسانی که خود راه را هدف و مقصود قرار داده اند، از وضعیت موجود دل چندان خوشی ندارند. [لذا] برای بهبود وضع موجود، بر تک تک مومنان واجب است که با تلاش بسیار و آگاهی لازم ، از زندگی تحقیر آمیزی که خود تحقیری، عقب ماندگی و نادانی و جهل را به همراه داشته، با نیروی های روحانی عزت، حرکت و بصیرت به سوی شکوه و عظمت زندگی هجرت کنند. و جمیع مومنانی که آن ها را سرلوحه خویش قرار داده اند، کوششان محتملا به عنوان یگانه نیروی حرکت و راه عبور از وضع موجود ادامه خواهد یافت. و آیا آن هنگام که راه و وسیله ای به نام اسلام،به واسطه تلاش فرد فرد پیروانش نیروی حیات خود را بار دیگر رشد و بسط دهد، با متدی خاص، امکان اتحاد و مدیریت بهتر امتش را نخواهد داشت؟ تاریخ شهادت می دهد که اسلام روزی بنیاد و بنیانی بوده که امپراتوری بزرگی را مدیریت و راهبری کرده است.

 

 

پاورقی‌ها:

 

1 Daijo-kishinron

 

2 Suidobashi

 

3 Isuramu-no-kokoro

 

4 Shariati-no-shiso

 

5 Toshio kuroda

 

6 Isuramu-no-kozo

 

7 Isuramu-no-keizai

 

8 Chiki-kenkyu-no-hoho-to-chutogaku

 

9 Keio

 

10 Keiichi Kitahara

 

11 Chuo Daigaku

 

12 برگرفته از کتاب قلب اسلام چاپ دوم 20 می 55 شووا (1980میلادی)

 

13 لازم به ذکر است که مرحوم دکتر شریعتی جهت زودتر به پایان بردن تحصیلات، چندان توجهی به کیفیت رساله خود نداشته و صرفا آن را جهت دفاع به دانشگاه ارائه داده بود که پس از مراسم داوری و دفاعیه رساله او با درجه قبول (پایین ترین حد نصاب قبولی) مورد تایید قرار می گیرد.

 

14 نویسنده در متن از کلمه rodosha به معنای کارگر استفاده کرده است. اما طبق استنباط اینجانب و مشورت با خود نگارنده صحیح تر این عبارت و مقصود “فعالان جنبش کارگری” است که در کلاس های درس دکتر فراوان حاضر می شده اند

 

15 عبارت فوق برگرفته از کتاب کویر و مقاله ی نامه ای به دوستم است. که ترجمه ژاپنی که از روی برگردان انگلیسی صورت گرفته، تا حدی با اصل فارسی تفاوت دارد. لذا در اینجا ما اصل متن فارسی را آوردیم.

 

16 همان، نقل از اصل متن فارسی.

 

17 نویسنده در متن در متن از اصطلاح و عبارت higo-no-shi-wo-togezaru-wo-enakatta استفاده کرده که به معنای به مرگ غیر طبیعی نمردن است. که با توجه به متن و شخصیت دکتر شریعتی آن را به مرگ بی عزت تن دادن ترجمه کرده ام.

 

18 مقصود از این عبارت این است که فلسفه شهادت حادثه کربلا در میان مردم کم رنگ شده و عموم مردم از آن فقط عزاداری ها و سینه زنی های سطحی را به ارث برده اند.

 

19 برای خوانندگان فارسی زبان و علاقمندان دکتر شریعتی کاملا آشکار است که وی مترجم آثار فانون نبوده است، بلکه آن گونه نگارنده هم به آن اشاره می کند، شریعتی تحت تاثیر فانون شعار بازگشت به خویشتن را مطرح کرده است.البته لازم به ذکر است که گویا مرحوم شریعتی مقدمه دوزخیان زمین را با عنوان “وصیت نامه فانون” به فارسی برگردانده است.

 

20 وصیت نامه فانون، به قلم علی شریعتی، نقل قول از اضل متن فارسی است.

 

21 عبارت فوق بر گرفته از خود آثار دکتر شریعتی است، اما به سبب آن که جستجوی مترجم در پیدا کردن اصل فارسی ناکام ماند، آن را به فارسی برگرداندم.

 

22 در متن از عبارت ai-shi که از مصدر ai-suru-koto به معنی عشق ورزیدن استفاده شده، که با توجه به بار منفی جمله آن را عشق کورکورانه ورزدین ترجمه کرده ام.

 

 

23 نقل از اصل فارسی درس اول اسلام شناسی حسینه ارشاد. لازم به ذکر است که در متن فارسی تعریف دین در متن و مابقی تعاریف در زیر نویس ها ذکر شده است. که نگارنده در متن ژاپنی این تعاریف را یک جا آورده و تعریف امت را از آن حذف کرده است. اما همان طور که جلوتر خواهد آمد او به تعریف امت نیز خواهد پرداخت و تعریف آن را از کتاب “امت و امامت” نقل آورده است.

 

24 نقل از اصل فارسی کتاب امت و امامت.

 

 



نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : می 27, 2015 602 بازدید       [facebook]