[]


شریعتی و داعش؛ شریعتی و آزادی؛ محسن زال (۹۵/۱۱/۲۳)

محسن زال

 

 

شریعتی و داعش؛ شریعتی و آزادی

محسن زال

 به بهانه سخنان اخیر حاتم قادری

“خدایا این کلام مقدس را که به روسو الهام کرده ای، هرگز از یاد من مبر که: من دشمن تو و عقاید توهستم،اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم”(شریعتی؛ نیایش/ص8/م آ.8)

نقد حاتم قادری به شریعتی محور های متفاوتی دارد که بررسیدن همه آنها مثنوی ای هفتاد من می شود.البته شریعتی شناسان در باب آن زیاد نوشته اند. اما چونان که گویی سنت روشنفکری ایران است، از طرفی مرغ یک پا دارد و از سویی حریفان رغبتی به خواندن آثار یکدیگر نشان نمی دهند؛از این رو نگارنده بر این است که این نوشته نیز مخاطبی جز حاتم قادری دارد، مخاطب خواننده منصفی است که در پی حقیقتی فراتر از نام هاست.

ادامه


شریعتی، معلم کدام انقلاب؟: سوسن شریعتی(1386)

images

شریعتی، معلم کدام انقلاب؟

 آیا شریعتی انقلابی بود ؟ به کدام معنا انقلابی بود ؟ در روش ؟در اهداف؟ در تفکر؟

ادامه


بی ذوقی سیاست، اندر معایب سنگ قبرهای متحدالشکل (در حاشیه سنگ قبرهای سه شهید دانشگاه )؛ سوسن شریعتی ( ۱۶/آذر/۱۳۹۵)

دهه ۱۳۹۰

دهه ۱۳۹۰

قبل از انقلاب

قبل از انقلاب

 

روزهای اول انقلاب

روزهای اول انقلاب

 

بی‌ذوقی سیاست

اندر معایب سنگ قبرهای متحدالشکل

(در حاشیه سنگ قبرهای سه شهید دانشگاه )

 « …گورستان ها به تعبیر مورخ فرانسوی، نورا، “اماکن حافظه” هستند؛” رفرانس‌های اساسیِ تاریخ ِفرهنگی یک قوم .«مکان حافظه می تواند یک بنا باشد، یک شخص مهم، یک موزه، آرشیوها، یک سمبول یا یک نهاد…» فراخواندن، به ثبت رساندن و به رسمیت شناختن این اماکن حافظه تکیه گاهی ضروری برای وجدان تاریخی جامعه است تا با آینده مواجهه ای بی ترس داشته باشد. به گفته نورا، تنوع اماکن تنوع و تکثر حافظه ها را نمایندگی می کند؛ تنوع و تکثری که در عین حال ضامن تمامیت یک اجتماع است. از همین رو فراموشی، دفرماسیون و یکسان سازی این اماکن حافظه که غالباً به نام ایجاد وحدت ملی از سوی قدرت ها انجام می گیرد نه تنها ریشه کن شدن تاریخی امر اجتماعی را موجب می شود بلکه با نادیده گرفتن و به رسمیت نشناختن این تنوع، عملاً حافظه ها را به رقبای پنهان و خاموش یکدیگر بدل می سازد و تمامیت مطلوب را بدل به تکه پاره های رقیب ساخته و میدان را کارزار حافظه ها می کند. در برابر فراموشی، دفرماسیون و یکسان سازی ، تنها راه به ثبت رساندن تعدد واقعیت ها و نشان دادن تنوع حافظه ها، به عبارتی چند صدایی بودن دیروز است.»

ادامه

 


شریعتی به مثابه روشنفکری بی‌نقاب: نرگس سوری، به مناسبت (زادروز تولد شریعتی) دوم آذر ماه 1395

photo_2016-11-25_14-53-21

 

شریعتی به مثابه روشنفکری بی‌نقاب

به مناسبت (زادروز تولد) شریعتی دوم آذر ماه 1395

نویسنده : نرگس سوری

پرسش جدی که در رابطه با شریعتی باید طرح کرد اینکه چرا علی رغم تمام سانسورها علیه او، علی رغم تمام تخریب‌ها، تحریف‌ها، اتهام‌ها، تحقیرها، تمسخرهایی که چه در زمان حیات‌اش و چه در این چند دهه بعد از انقلاب علیه او از جانب گروه‌های فکری و ایدئولوژیک مختلف صورت گرفته است، همچنان امروزه ندای “بازگشت به شریعتی” آن هم از جانب فضای آکادمیک شنیده می‌شود؟ چه عاملی سبب می‌شود که اندیشه و فکر او بعد از گذشت چند دهه همچنان زنده و پویا و جذبه‌آفرین باشد؟ در پاسخ باید گفت که جنس اندیشه و تفکر شریعتی از یک سو و جنس روشنفکر بودن او عاملی است که چرایی ماندگاری او را توضیح می‌دهد که در ادامه سعی خواهیم کرد چگونه‌بودگی این دو جنس را تشریح کنیم.

ادامه


دکتر سیدجواد میری : شریعتی و نقد حاتم قادری در بنیاد باران(مصاحبه تیر ماه ۱۳۹۵)

سید جواد میریشریعتی و نقد حاتم قادری در بنیاد باران

دکتر سیدجواد میری :

«… نکته اینجاست که بسیاری از مشکلات، معضلات و پیچیدگی‌های جامعه امروزی ایران را بسیاری از اندیشمندان و دانشگاهیان به شریعتی نسبت می‌دهند. بعد وقتی به این کارها رجوع می‌کنید، چون این‌ افراد از اهالی علم و آکادمیک هستند، باید کتابی نوشته باشند و نقد شریعتی را به صورت سیستماتیک و نظام‌مند انجام داده باشند و بر اساس آن نگاه و آن رویکرد به این نتیجه رسیده باشند که بله مثلاً امروزه واپسگرایی در جامعه ایران وجود دارد و اگر رادیکالیزم، بنیادگرایی، مبارزه با نظام سرمایه‌داری یا پسرفت در جامعه ایران وجود دارد یا بسیاری از مشکلات دیگر، ربط وثیقی به گفتمان شریعتی دارد. باید بتوانند این ادعاها را به صورت علمی و مستدل نشان دهند، اما حقیقت امر این است که بسیاری از دوستان مثلاً آقای قادری و حتی کسانی نظیر دکتر آشتیانی و دیگرانی که به نقد شریعتی می‌پردازند، به صورت مستدل و نظام‌مند به آثار شریعتی ارجاع نمی‌دهند.»

 

ادامه مطلب


ترس از شریعتی در زمانه جولان پراگماتیسم: محسن زال (تیرماه ۱۳۹۵)

محسن زال« ترس از شریعتی در زمانه جولان پراگماتیسم»

 

شریعتی همراه فضیل عیاض کاروان به کاروان می‌رود تا دل هر دردمندی که آزرده شده را به دست آورد و حقیقت را و عدالت را دوباره باز گرداند، صدای قرآن برای او این معنا را نیز دارد، کسانی که صدای دیگری از قرآن می‌شنوند همواره با او در ستیزند. دین علوی از نظر او یک سبک زندگی درخود دارد. ایجاد ترس خصلت این نوع از بودن است. ترس از شریعتی واقعیست.

حسن زال:

ادامه مطلب


احسان شریعتی:گرته‌ای از اندیشهٔ «رهایی»، نزد علی‌شریعتی ( ایران فردا شماره ۲۲، تیرماه ۱۳۹۵)

626-781-1391-3-29-18-43-51-3973گرته‌ای از اندیشهٔ «رهایی»،نزد علی‌شریعتی

احسان شریعتی

فهم سادهٔ «الهیاتِ رهائیبخش» شریعتی اما، با کلیدی که خود او بدست می دهد، ممکن است: آزادی، همچون عدالت و معنویت، یکی از سه رُکن این تفکر را می‌سازد. تحقق این درک از آزادی، در نسبت با برابری و خودآگاهی، مبنای طرحی انضمامی را برای رهائیبخشی تدریجی و مرحله‌ای درمی‌افکند که از آزادی لیبرال به برابری سوسیال و تا فلاح اسپریتوآل بسط می‌یابد. ویژگی رستگاری غایی مورد نظر او این‌ست که این مهم تنها در جامعه‌ای آزاد و برابر متصور و ممکن خواهد شد، و در غیراین‌صورت، فراسوی بُعد فردی و در سطح اجتماعی، دم زدن از هرگونه معنویت و اخلاق و عرفان، فریبی بیش نخواهد بود! زیرا در یک کلام، رهایی از غیر و نفی بیگانگی، پیش‌نیازِ تحققِ آزادی و بازیافتِ خویشتنِ خویش است. زیرا: « ای آزادی! هنگامی‌که تو نیستی، برای آزادگان، برای آن‌ها که تو را می‌پرستند، زندگی روزمره نیز دشوار است..، ای دریغ! هنگامی که بیگانه بر میهنی چیره است، هنگامی که آزادی در بند است نه تنها دولت، وابستگان به حکومت و استبداد و قانون حاکم، بل‌که همه مردم، یکایکِ خلق، جاسوس‌اند، برای بیگانه کار می‌کنند، در کشوری که خویشاوندی جرم است، همه بیگانه‌پرست‌اند! » (م۳۳/ص۷۴)

ادامه مطلب


محسن زال: نسبت شریعتی و اصلاحات سیاسی ۸ تیرماه ۱۳۹۵

محسن زالنسبت شریعتی و اصلاحات سیاسی

محسن زال

۸ تیرماه۱۳۹۵

  نظام اخلاقی شریعتی از نوعی نگاه عرفانی مشروب می‌شود که سوژه را صیقل می‌دهد تا نام و ننک را بر زمین بگذارد و لذت قدرت و مکنت را وانهد، چراکه مسیری که او پیش می‌نهد جز با این میسر نمی‌گردد. سخن گفت باتوده‌ای که  دانشوران به چیزی نمی‌گیرندش و سخنگو را نیز به بی‌سوادی متهم می‌کنند و کنشگرانی آرمانخواه که به پیشواز مرگی پاک در راهی پوک می‌روند به بی‌عملی و بی‌تفاوتی متهمش خواهند ساخت، منشی دیگر گونه می‌طلبد. اینجاست که او از تنهایی خدایش را صدا می‌‌کند تا مدار ارزشیش را محکم‌تر کند و در برابر طوفان‌هایی که از سرزمین زر و زور و تزویر برمی‌خیزد و دودمان صبر وتحمل را به باد می‌دهد به او طاقت ایستادن ببخشد. شریعتی دست آلوده را نه تحمل می‌کند و نه توجیه. نه به ناامیدی و بی‌اصولی میافتد و نه به رادیکالیسم سر می‌سپارد. راه او از شهر و از روش‌های مدنی می‌گذرد. او‌ نهاد را در شکل سیاسی آن نمی‌بیند اما به فرهنگ به مثابه خاستگاه هر نهادی نظر دارد. او زمین را حاصلخیز می‌خواهد که اگر خاک خوب باشد از آن خاشاک نخواهد رویید.

ادامه مطلب


سوسن شریعتی: زنان در چشم و دل شریعتی ( ایران فردا شماره ۲۲، تیرماه ۱۳۹۵)

photo_2016-07-02_16-01-15 زنان در چشم و دل شریعتی

«مسلم آن است که در کوژیتوی شریعتی زنان نقش مهمی دارند؛ کوژیتویی که «به فکر می‌کنم پس هستم» ختم نمی شود و یک دیگری ضروری و مغتنم مدام فرا خوانده می‌شود: دوستت دارم، پس هستم؛ دوستم داری پس هستم، پس هستی… کوژیتویی که می‌تواند به ساحت‌های دیگر اجتماع، فرهنگ، دین و… تعمیم پیدا کند و چهره‌های آن را دووجهی کند: گشوده، رو به روی هم چون دریچه، توطئه مشترکی که با حذف دیگری (زن-مرد)ناممکن می‌گردد.»

ادامه مطلب


محمد صادقی :بازیِ باخت-باخت (روزنامه ایران ۱تیرماه ۱۳۹۵)

 بازیِ باخت-باخت

 

photo_2016-07-03_13-32-08

روزنامه ایران ۱تیرماه ۱۳۹۵

محمد صادقی

«بهتر است درباره واقعیتی که پیش روی‌مان قرار دارد بیشتر بیندیشیم و بپذیریم که آنچه کمتر آموخته‌ایم و کمتر اهمیت آن را درک کرده‌ایم، مفهوم نقد، گفت‌وگو و آداب آن است.»

ادامه مطلب