[]

به دموکراسی رادیکال اعتقاد داشت | احسان شریعتی (روزنامه شرق ـ ۲ آذر ۱۳۹۸)

احسان شریعتی به بهانه 86 سالگی‌ تولد پدرش در گفت وگو با «شرق»:

به دموکراسی رادیکال اعتقاد داشت

گفت‌وگو با احسان شریعتی

منبع: روزنامه شرق

تاریخ: ۲ آذر ۱۳۹۸

امیرمحمد حسینی: در دومین روز از ماه آذر متولد شد. خراسان زادگاهش بود و 42 سال بعد در خرداد 1356 از دنیا رفت؛ فرسنگ‌ها دورتر از زادگاه خود در انگلستان. علی شریعتی از آن دست اندیشمندانی است که هنوز نسبت خود با جامعه و فضای دانشگاهی را حفظ کرده است. هرچند این نسبت با گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی تغییرات زیادی هم کرده است؛ شاید به‌همین‌دلیل است که مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس سرشناش، در اواخر دهه 80 از نوشریعتی‌گرایی سخن می‌گوید. نوشریعتی‌گرایی از سال 95 نیز در قالب سمپوزیوم‌هایی دنبال شده و همچنان بحث‌هایی زیادی با محور اندیشه‌های شریعتی می‌گیرد. آنچه امروز در سالروز تولد شریعتی مورد بحث قرار گرفته، موضوع مردم در افکار و اندیشه‌های سیاسی اوست. اینکه مردم در آرای شریعتی چه جایگاهی دارند و دموکراسی در اندیشه‌های او چطور تبیین می‌شود. احسان شریعتی استاد فلسفه و فرزند او، سعید مدنی جامعه‌شناس و صادق زیبا‌کلام، استاد دانشگاه، گفتارهایی در این زمینه ارائه دادند. احسان شریعتی همچنین به «شرق» می‌گوید مجلس بزرگداشت دکتر شریعتی که قرار بود امروز (شنبه) در بنیاد ایشان برگزار شود، به‌دلیل اتفاقات اخیر لغو شده است.
صادق زیباکلام: با اندیشه‌های شریعتی به دموکراسی نمی‌رسیم
چندسال پیش در دوران اصلاحات کتابی با عنوان از دموکراسی تا مردم‌سالاری دینی نوشتم که در آن به بررسی اندیشه‌های سیاسی دکتر شریعتی پرداختم. در این کتاب همه حرف من این است که با افکار شریعتی به‌هیچ‌وجه به دموکراسی یا مردم‌سالاری نمی‌رسیم، زیرا عقاید او ستیزه‌جویانه، رادیکال و انقلابی است و کارکرد آن به‌چالش‌کشیدن رژیم شاه بود، اما در افکار و اندیشه‌های سیاسی شریعتی درباره نظام جایگزین رژیم شاه و نظام دیکتاتوری چیزی نیست، به‌ویژه وقتی به کتاب امت و امامت ایشان رجوع کنید.
البته این کتاب باعث شد که خانم سوسن شریعتی آزرده‌خاطر شوند و مقاله‌ای در نقد من نوشتند. اما همچنان معتقد هستم که با افکار و عقاید شریعتی به دموکراسی نمی‌رسیم. نکته دیگری که درباره ایشان وجود دارد، نزدیکی به افکار و عقاید انقلابی چپ‌گرایانه است. نکته سوم غرب‌ستیزبودن شریعتی درست مثل آل‌احمد و سایر اندیشمندان ضدغرب اسلام‌گراست. این سه شاخصه در این اندیشمندان وجود دارد. باید توجه کنیم که همین سه شاخصه و جنبه از شخصیت شریعتی بعد از انقلاب برجسته شد که هر سه با دموکراسی فاصله دارند و جنبه‌های دیگر شخصیت او پروبالی پیدا نکردند. بنابراین افکار و اندیشه‌های شریعتی به دموکراسی ختم نمی‌شود.
احسان شریعتی: شریعتی به نوعی دموکراسی رادیکال معتقد است
«مردم» در اندیشه شریعتی از جهان‌بینی فلسفی او می‌‌آید؛ جایی که می‌گوید در جهان‌بینی توحیدی و خوانش قرآنی در حوزه‌های اجتماعی، تاریخی و اقتصادی می‌توانید جای «الله»، «ناس» بگذارید؛ یعنی در همه عرصه‌های تاریخی، اجتماعی و اقتصادی مردم نماینده خدا هستند و اراده خدا از آستین خلق بیرون می‌آید. به‌این‌ترتیب مبنای مردم‌سالاری در اندیشه شریعتی، نوع توحید، جهان‌بینی و هستی‌شناسی اوست.حال این سؤال مطرح است که نمایندگی خداوند از نظر دینی بر چه کسانی است؟ در طول تاریخ تئوکراسی‌ها روحانیون را نماینده خداوند می‌دانند، اما در بینش شریعتی مردم نماینده خداوند هستند. همان‌طور که اشاره کردم، مبنای نظام سیاسی شریعتی جهان‌بینی فلسفی اوست که شامل چهار عنصر «ناس» به معنای مردم، قانونمندی، تصادف و نقش شخصیت‌های تاریخی است. شخصیت‌های تاریخی و تصادف نسبت به مردم و قانون وجه فرعی دارند و به‌این‌ترتیب عنصر سازنده اجتماعات و تعیین‌کننده سرنوشت جامعه مردم هستند؛ بنابراین از لحاظ هستی‌شناسی و فلسفه تاریخی، بینش شریعتی، مردم‌محور و مردم‌گرایانه است. اما سوءتفاهمی که درباره کتاب امت و امامت ایجاد شده به نقشی بازمی‌گردد که شریعتی برای روشنفکر قائل است.البته این کتاب در سال 48 نوشته شده است؛ در آنجا دو سؤال مطرح بود؛ سؤال اول اینکه آیا مردم به آگاهی برای تحول‌خواهی نیاز ندارند. از نظر شریعتی این آگاهی لازم است و تا وقتی این آگاهی و امکان تغییروتحول به وجود نیامده باشد، صرف توجه به مسائل مادی کافی نیست. شریعتی معتقد است که در آن برهه تاریخی نقش روشنفکران اهمیت پیدا می‌کند و آنها باید به صحنه بیایند و این آگاهی را منتقل کنند. بنابراین اصولا بحث دکتر شریعتی مربوط به حوزه دیگری است و به ولایت که ترمی عرفانی است ارتباط ندارد. سؤال‌های بعدی که پیش آمد این بود که روشنفکران باید در قدرت هم دخالت کنند؟ و دموکراسی باید به شکل گذار باشد یا لیبرال؟
شریعتی در آن مقطع به دموکراسی برای دوره گذار قائل بود که تحت‌تأثیر جنبش‌های چپ در کشورهایی بود که به سوی دموکراسی پیش می‌رفتند. این جنبش‌ها به دموکراسی متعهد و هدایت‌شده قائل بودند. از سوی دیگر او در مذهب خاص تشیع به این قائل است که در دوره غیبت، دوره امامت خاص پایان می‌یابد و دموکراسی آغاز می‌شود. بااین‌همه سیر اندیشه شریعتی تکامل دارد. او سال‌های بعد ایده دخالت در قدرت از سوی روشنفکران را نفی می‌کند و بنابر تجربه سرنوشت جنبش‌های چپ و کشورهای جهان‌سوم مثل الجزایر که به دموکراسی نینجامیده، به دموکراسی رادیکال روی می‌آورد.شریعتی به معنای فلسفی به نوعی دموکراسی رادیکال معتقد است. دموکراسی مستقیم شورایی را ایدئال خود می‌داند که از نمونه آتن شروع می‌شود و تا مدینه پیامبر را دربر می‌گیرد. این دموکراسی مستقیم در برابر دموکراسی‌های غیرمستقیم که حاکم هستند، قرار می‌گیرد. در این نوع عده‌ای نمایندگی مردم را غصب می‌کنند و گاهی تبدیل به قشری می‌شوند که در برابر مردم قرار می‌گیرند. مثل جنبش جلیقه‌زردهای فرانسه و رشد انواع جنبش‌های پوپولیستی در جهان.شریعتی به‌عنوان یکی از معلمان انقلاب ایران علیه استبداد، بعضا خوب فهمیده نشده است. تفکر او مردم‌سالارانه بود و استقلال، آزادی و عدالت جزئی از آرمان‌های شریعتی بود. این مسئله در اندیشه‌های او تا تحقق طرح‌های توسعه‌ای که به عدالت و آزادی بینجامد همچنان باقی است، چراکه مشکلاتی که وجود دارد نشان می‌دهد اندیشه اعتراضی شریعتی همچنان مطرح و مدافع خواست‌های حق‌طلبانه مردم است و از مسئولان می‌خواهد رفتار و شیوه برخورد و مدیریت و نحوه گزارش را اصلاح کنند.
سعید مدنی: شریعتی به‌طورقطع به دموکراسی اعتقاد داشت
با توجه به شرایط کنونی، در سالروز تولد شریعتی باید بیش از هر زمان دیگری به دیدگاه‌ها و نظرات او بازگردیم. چه کسی می‌تواند تحت تأثیر آرای شریعتی باشد و نسبت به آنچه بر مردم و به‌ویژه فرودستان می‌گذرد، بی‌تفاوت باشد. به سؤال شما بازگردیم.بر اساس آرای شریعتی و منظر او برای شناخت نگاه یک اندیشمند نسبت به مردم باید به تبیین و تحلیل او از انسان بپردازیم. بر اساس دیدگاه شریعتی انسان سه خصوصیت عمده دارد. انسان موجودی خودآگاه، انتخاب‌کننده و آفریننده است. به‌این‌ترتیب منشأ تمام خصوصیات دیگر انسان‌ها این سه ویژگی است. شریعتی بر اساس شناختی که از انسان در منابع و قرآن داشت، معتقد بود که انسان صاحب اراده و انتخاب است و برای این انتخاب آگاهی و شعور دارد.
به‌این‌ترتیب در فرایند‌های اجتماعی و تصمیم‌‌گیری و تعیین مسیر آتی زندگی با وجود همه محدودیت‌هایی که ساختارها برای او ایجاد می‌کنند، تلاش می‌کند که از اجبار بپرهیزد و نسبت به موقعیت زمانی و مکانی خود تصمیم‌گیری کند.
این منشأ دیدگاه شریعتی از مردم و دموکراسی است. او در آثار خود یکی از خصایص ذاتی انسان را داشتن تعقل و خرد می‌داند و به همین اعتبار معتقد است که انسان در جامعه موجودی منفعل و بی‌مسئولیت نیست. بلکه صاحب آگاهی و شعور است و به‌این‌ترتیب قدرت انتخاب و تصمیم‌گیری دارد. به‌عبارت‌دیگر تأکید می‌کند انسانی که فاقد آگاهی است، خصلت انسانی خود را از دست داده است. از همین منظر شریعتی با دعوت مردم به تقلید کورکورانه نیز مخالفت می‌کند.
در واقع همان‌طور که اشاره کردم، مردم در نظر شریعتی همان‌طور عبارت است از کسانی که می‌توانند تکیه‌گاه استوار هر فعال سیاسی، هنرمند یا نویسنده آزاده‌ای باشند؛ بنابراین شریعتی ضمن توجه به اهمیت نقش مردم بر درک و آگاهی توده‌های مردم تأکید می‌کند.
بنابراین از نظر شریعتی در جوامعی که پختگی سیاسی حادث نشده، جامعه نیاز به نوعی تبعیت دارد؛ اما بعد از آن به دموکراسی از طریق آرای عمومی تأکید می‌کند.
از سوی دیگر در آرای شریعتی با عبارتی تحت عنوان حساسیت سیاسی مردم بسیار مواجه می‌شویم که به حکومت‌هایی که مبتنی بر آرای عمومی و مشارکت همه‌جانبه شهروندان باشند، اشاره دارد. به‌این‌ترتیب می‌توان گفت مهم‌ترین دغدغه و نگرانی شریعتی در حکومت حضور‌نداشتن کنشگران اجتماعی در عرصه عمومی است. او فکر می‌کند منفعل بودن مردم یک فاجعه مصیبت‌بار است.
باید به تعبیر شریعتی از مسجد در صدر اسلام نیز توجه کنیم. او معتقد است که مسجد معبد، مدرسه و پارلمان آزاد مردم بود؛ پارلمانی که هر کسی از مردم در آن نماینده است؛ بنابراین حتی تعبیری که از مسجد در صدر اسلام دارد، تریبونی است که مردم صدایشان را به گوش حاکمان برسانند. درباره منبع مشروعیت حکومت در آرای شریعتی نیز بسیار می‌توان سخن گفت. او در دوران غیبت مشروعیت حکومت را هم وابسته به نظر و رأی مردم می‌داند. در کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی به‌صراحت می‌گوید در تشیع علوی دوره غیبت دوره دموکراسی است. به این اعتبار شریعتی بر اصل دموکراسی و شورا تأکید می‌کند و سرچشمه مشروعیت و قدرت هر نظامی را رأی و انتخاب مردم می‌داند. او طبق تعبیری که از ناس در قرآن می‌کند و اعتقاد دارد که به‌جای مردم به کار می‌رود، تصریح می‌کند نظام ایدئال او بر پایه ناس استوار است. برای همین حاکمیت و نظام سیاسی مورد نظر خود را از هر نوع حکومتی که حاکمیت را به یک گروه، طبقه یا صنف محدود کند، به‌شدت متمایز می‌کند.
در نهایت بحث را با جملات شریعتی جمع‌بندی می‌کنم. او دموکراسی را مترقی‌ترین و اسلامی‌ترین شکل حکومت در جامعه کنونی و عصر جدید می‌داند؛ یعنی بدون قید و شرط دموکراسی را می‌پذیرد. اما شکل‌گیری آن را در جامه قبایلی غیرممکن می‌داند و بر نقش و رأی مردم در کسب مشروعیت تأکید می‌کرد. شریعتی برای مردم این حق را قائل بود که به‌هر‌نحو ممکن خواست و اراده خود را محقق کنند.

ابوذر، شنوای ندای هستی! | سعید حنایی کاشانی (کانال تلگرامی فلُّ‌سَفَه ـ آذر ۱۳۹۸)

ابوذر، شنوای ندای هستی!

سعید حنایی کاشانی

منبع: کانال تلگرامی فلُّ‌سَفَه

تاریخ: یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸

هایدگر سخن هگل را که می‌گفت فرد بزرگ «روح زمانه» را تجسّم می‌بخشد و ندای آن را می‌شنود، به شنیدن «ندای هستی» تعبیر کرد. اما خود در شنیدن ندای هستی به بیراهه رفت و آن را با سخن «رهبر» (هیتلر) یکی گرفت. می‌توان تمامی تاریخ اندیشه، از حکمت و عرفان و هنر و دین گرفته تا علم، همه را پاسخی به این ندا گرفت. اما در این باره که چه کسی این ندا را به‌درستی شنیده است فقط تاریخ می‌تواند قضاوت کند، چون شنوندگان این ندا هستند که تاریخ را می‌سازند. تاریخ توقف نمی‌کند و با دگرگون شدن ساخته می‌شود. بنابراین، هرکس که «تغییر» نمی‌کند، هرکس که در برابر «تغییر» می‌ایستد، هرکس که خواهان «حفظ وضع موجود» است، جز به دیوار و زنجیر نمی‌اندیشد و چاره‌ای جز «سرکوب» ندارد. اما دریا را نمی‌توان فروکوفت، زمین را نمی‌توان از حرکت بازداشت، و هوا را نمی‌توان به زندان کرد. دیر یا زود هرچه رفتنی است می‌افتد. با مرگ ملت‌ها و نظام‌های سیاسی و تمدن‌ها و اندیشه‌ها و ادیان و مذاهب همان گونه می‌باید رو به رو شد که با مرگ خویش رو به رو می‌شویم: آرام و متین، خاموش و تسلیم، بی‌هیچ ناله و شکوه‌ای.

(بیشتر…)

چه باید کرد؟ | احسان شریعتی (کانال تلگرام احسان شریعتی ـ آبان ۱۳۹۸)

چه باید کرد؟

احسان شریعتی

منبع: کانال تلگرام احسان شریعتی

تاریخ: آبان ۱۳۹۸

این مقاله پیش درآمدی است بر ترجمه «جه باید کرد» دکتر شریعتی به زبان عربی که به‌زودی منتشر خواهد شد.

(بیشتر…)

از عرفان سنتی تا عرفان شریعتی | علی طهماسبی (مشهد ـ ۳۰ خرداد ۱۳۹۸)

از عرفان سنتی تا عرفان شریعتی

علی طهماسبی

منبع: سخنرانی به مناسبت چهل و دومین سالگرد هجرت شریعتی در مشهد

تاریخ: ۳۰ خرداد ۱۳۹۸

 

این سخنرانی به مناسبت چهل و دومین سالگرد هجرت شریعتی در ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ در مشهد ایراد شده است.

(بیشتر…)

زیرا او، او بود! | حسین مصباحیان (فصلنامه پویه ـ بهار و تابستان ۱۳۹۸)

زیرا او، او بود!

درسی از یک زندگی، طرحی از یک دوستی، دعوتی برای رهایی از هر نوع بندگی!

برای و درباره دکتر پوران شریعت رضوی

حسین مصباحیان

منبع: فصلنامه پویه (شماره ۷ و ۸)

تاریخ: بهار و تابستان ۱۳۹۸

 

درآمد

جمله ای که عنوان این نوشته شده است، نقل قولی است از میشل دو مُنتِنی[1] در باره اینکه چرا او اتین دو لابوئسی[2] را دوست داشته است.این مقاله از طریق ساخت گشایی این نقل قول و برجسته ساختن عناصر و مولفه های اصلی آن، بحث خود را در دو قسمت به هم پیوسته به سامان می رساند. در قسمت اول رهایی را به ترتیبی که خواهد آمد، در دوستی پی می گیرد و در قسمت دوم از طریق نگاهی به وجوه اصلی زندگی پوران شریعت رضوی ، درس هایی از زندگی  او بر می کشد. درس هایی که، بی هیچ تلاشی برای چسباندن چیزهای لایتچسبک به یکدیگر، با درس دوستی و آئین رهایی جفت و جور شده اند.

(بیشتر…)

ویژگی‌های نثر ادبی دکتر علی شریعتی | امین یاری (ماهنامه انشا و نویسندگی ـ تیر ۱۳۹۸)

ویژگی‌های نثر ادبی دکتر علی شریعتی

امین یاری

منبع: ماهنامه انشا و نویسندگی

تاریخ: تیر ۱۳۹۸

 

در شماره ۱۰۵ ماهنامه انشا و نویسندگی، مقاله‌ای با عنوان «ویژگی‌های نثر ادبی دکتر علی شریعتی» به قلم امین یاری به چاپ رسیده است. در این مقاله نثر ادبی شریعتی در سه سطح زبانی، فکری و ادبی مورد بررسی قرار گرفته است.

شریعتی و عدالت | گفت‌وگو با احسان شریعتی (ماهنامه ایران فردا ـ خرداد ۱۳۹۸)

شریعتی و عدالت

گفت‌وگو با احسان شریعتی

منبع: ماهنامه ایران فردا

تاریخ: خرداد ۱۳۹۸

 

شماره ۴۹ (خرداد ۱۳۹۸) ماهنامه ایران فردا در بر دارنده‌ی گفت‌وگویی با احسان شریعتی است که پیرامون نسبت میان اندیشه شریعتی و مسئله‌ عدالت انجام شده. متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه مطلب می‌خوانید:

(بیشتر…)

توجه به شریعتی اضطرار است نه تفنن | گفت‌وگو با آیدین ابراهیمی و محمدحسین بادامچی (خبرگزاری ایبنا ـ ۳۰ خرداد ۱۳۹۸)

 

توجه به شریعتی اضطرار است نه تفنن

گفت‌وگو با آیدین ابراهیمی و محمدحسین بادامچی

منبع: خبرگزاری ایبنا

تاریخ: خرداد و تیر ۱۳۹۸

 

در سالگرد شهادت شریعتی، خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت‌وگویی با آیدین ابراهیمی و محمدحسین بادامچی پیرامون اندیشه شریعتی ترتیب داده است. این گفت‌وگو در دو بخش مجزا روی سایت این خبرگزاری منتشر شده است که متن کامل آن را می‌توانید در ادامه مطلب بخوانید:

(بیشتر…)

از شریعتی چه چیزی مانده است | علی ربیعی (روزنامه شرق ـ ۱ تیر ۱۳۹۸)

از شریعتی چه چیزی مانده است

علی ربیعی

منبع: روزنامه شرق

تاریخ: ۱ تیرماه ۱۳۹۸

 

پس از آن همه عبور‌ها که از شریعتی صورت گرفت، هنوز هم انگار چیزی از آموزه‌های او با ماست. شاید نخستین نسلی که از شریعتی عبور کردند، مجاهدین خلق قبل از انقلاب بودند که او را ذیل عنوان «روشنفکر خرده‌بورژوایی» طبقه‌بندی کردند. این عبور نفاق‌آلود، نه در جریان بحثی آزاد و انتقادی بلکه در پس تاریک‌خانه‌های تیمی انجام گرفت؛ اما از بیان علنی آن خودداری شد. این عبور نمونه‌ای آشنا از محاکمه‌های درون‌گروهی سازمان بود که دامنه آن شامل مردگان نیز می‌شد. سال‌ها بعد، وقتی سازمان یادشده نقشی در حاشیه ماشین جنگ و تجاوز بعثی بر عهده گرفت، عبور از شریعتی نیز علنی شد. در جریان اعتراف‌سازی‌هایی که «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت، برخی از اعضا را به آنجا کشاندند که شریعتی درون را «بالا بیاورند» و مرزبندی‌های ضد او را تیز‌تر و علنی‌تر کنند. در سطح درون‌گروهی گفتند «شریعتی اگر می‌ماند، با رژیم می‌رفت» و در سطح علنی، روزنامه «مجاهد» به نقل از یکی از کادرهای سازمان به نام محمدعلی توحیدی نوشت: شریعتی «راه‌سومی» بود، به قول خودش «مارکس-وبری» بود و بنابراین اسلام او نمی‌توانست از جنس اسلام سازمان باشد. چه تهمت‌های شیرینی و چه توصیف خوبی برای جامعه‌شناسی که در فراسوی مارکس و ماکس وبر، جایی مستقل برای خود دست‌وپا کند و ضمن پرهیز از عیوب هر دو، منظرنگری اقتصاد سیاسی را با جامعه‌شناسی وبری درهم آمیزد. پنجشنبه در چهل‌ودومین یاد‌مان شریعتی، احساس کردم هر نسلی انگار شریعتی خودش را دارد. این را می‌شد در بازتوصیف گفتمانی شریعتی دید؛ آنجا که جامعه‌شناسی جوان در بازتوصیف تز «چهار زندان» شریعتی از توان انسان در عصیان بر جبر‌های زندان خود، جامعه، تاریخ و طبیعت سخن می‌گفت و پرسش‌واره‌ای دشوار مطرح می‌کرد؛ در شرایطی که «خود» در مرکز و محور کنش‌های هر‌روزه شهروندان قرار گرفته است، چگونه می‌توان هویت جمعی را حول دموکراسی و عدالت شکل داد؟ به تعبیر دقیق‌تر آن سخنران، آن ایدئال مشترک که در دوره دوران‌ساز انقلاب منجر به شکل‌گیری «ما»ی همبسته شد، چگونه می‌تواند یک بار دیگر در تراز تکاملی تازه‌ای تکرار شود، بی‌آنکه استقلال فردی را در تابعیت از یک امر کلی مستحیل کند؟

(بیشتر…)

دکتر، ما و بحران‌های تو در تو | محسن آزموده (روزنامه اعتماد ـ ۲ تیر ۱۳۹۸)

دکتر، ما و بحران‌های تو در تو

محسن آزموده

منبع: روزنامه اعتماد

تاریخ: ۲ تیر ۱۳۹۸

 

شمار سال‌هايي كه از درگذشت علي شريعتي مي‎گذرد در حال نزديك شدن به سن و سال خود اوست. دكتر شريعتي در 44 سالگي درگذشت اما اكنون 42 سال است كه همچنان بحث‌برانگيزترين و مناقشه‌آميزترين متفكر معاصر تلقي مي‌شود و بدون اغراق و ترديد مي‌توان او را اثرگذارترين روشنفكر ايران خواند؛ خواه اين اثرگذاري را امري مثبت ارزيابي كنيم يا منفي، چنانكه همه اين برداشت‌ها در طول دهه‌هاي گذشته صورت گرفته. امسال نيز مراسم چهل‌ودومين سالگرد او از سوي بنياد شريعتي با استقبال فراوان مخاطباني از سنين و اقشار و گروه‌هاي مختلف جامعه برگزار شد، عصر پنجشنبه و در كانون توحيد. در اين مراسم چهره‌هاي سياسي و فرهنگي فراواني حضور داشتند و موضوع آن «ما و بحران‌هاي تو در تو» بود. البته پيش از سخنراني‌هاي فكري مراسم يادبودي براي زنده‌ياد دكتر پوران شريعت‌رضوي كه چند ماه پيش(بهمن 97) از دنيا رفت، برگزار شد با ذكر خاطراتي از او و پخش تصاويري از مراسم تشييع و تدفين او كه با بي‌مهري‌هايي صورت گرفت. اما در بخش سخنراني‌ها آن‌طور كه آرمان ذاكري، مجري اين جلسه گفت، مسائل و مشكلات مختلف ايران امروز به انديشه‌هاي شريعتي عرضه شد و هر يك از سخنرانان كوشيدند با توجه به تخصص خود با توجه به مجموعه آثار شريعتي، راه‌حلي براي اين بحران بيابند. در صفحه پيش رو، گزارشي از اين گفتارها از نظر مي‌گذرد.

(بیشتر…)