[]

پوران آیینه‌دار حقیقت زنان بود | افسانه شریعتی (روستای مزینان ـ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸)

پوران آیینه‌دار حقیقت زنان بود

افسانه شریعتی

سخنرانی افسانه شریعتی در مراسم یادبود پوران شریعت رضوی در روستای مزینان

تاریخ: ۲۶ بهمن ۱۳۹۸

مکان: روستای مزینان

 

امروز ما گرد آمده ایم که با پوران و زندگی پر بارش تجدید عهدی کنیم . ویرجینیا ولف می گوید :«قرن هاست زنان به مثابه آیینه بزرگ نمایی این امکان را فراهم آورده اند که مردان، خود را دو برابر بزرگتر ببینند». اما پوران آیینه دار حقیقت زنان بود تا خود را آنچنان که شایسته کرامت خویش است بازشناسند و طیران خویش ببینند. ما امروز از او یاد می کنیم که به قول ابوالحسن خرقانی: « چون ذکر نیکان  کنی ابری سپید برآید و عشق ببارد».

(بیشتر…)

پوران شریعت‌رضوی دوراندیشی و تدبیر | امیر رضایی (روزنامه اعتماد ـ ۲۶ بهمن ۱۳۹۸)

پوران شریعت‌رضوی دوراندیشی و تدبیر

امیر رضایی*

منبع: روزنامه اعتماد

تاریخ: ۲۶ بهمن ۱۳۹۸

 

خاطراتم را به دوره پنج سال و اندی كه در كار تدوین آثار دكتر شریعتی بودیم، محدود می‌كنم؛ یعنی از سال ۵۸ تا سال ۶۲. البته بعد از آن ایام هم ما با پوران خانم به‌طور مستمر ارتباط داشتیم ولی بیشتر خاطرات من در آن مقطع تاریخی است. هنوز تصویرش در ذهنم است. در جلسه‌ای كه با احسان داشتیم گفته شد كه دیگر آقای حبیبی نمی‌خواهند [تدوین آثار را] ادامه دهند. در این جلسه قرار شد كه با پوران خانم نشستی داشته باشیم تا تكلیف برای تداوم تدوین آثار دكتر شریعتی روشن شود. تا آن مقطع مرحوم حسن حبیبی مجموعه آثار را در خارج از كشور تدوین كرده بود (۸ مجموعه) و همچنان آثار زیادی باقی‌مانده بود. جلسه‌ای در كانون ابلاغ اندیشه‌های شریعتی تشكیل شد با حضور عده‌ای از دوستان و پوران خانم تشكیل شد. پوران خانم توضیح داد كه آثار زیادی هنوز برجا مانده و باید تدوین و تنظیم و منتشر كرد. در میان جمع پرسید چه كسانی داوطلب این كار هستند؟ سه، چهار نفر دست‌شان را بلند كردند و از جمله من و مرحوم مجید شریف و دو تن دیگر از دوستان جوان. پوران خانم پذیرفت كه ما این كار را انجام دهیم. ایشان تمام مقدمات و تمهیدات را چید تا این كار هر چه زودتر انجام شود.

(بیشتر…)

ارج‌شناسی یک وارث | حسین مصباحیان (روزنامه اعتماد ـ ۲۶ بهمن ۱۳۹۸)

ارج ‌شناسی یک وارث

حسین مصباحیان

منبع: روزنامه اعتماد

تاریخ: ۲۶ بهمن ۱۳۹۸

 

وارث هم می‌تواند میراث را نابود كند، هم آن را نجات دهد. كافی است الیزابت فورستر نیچه باشی كه هم در عشق برادر با لو سالومه توطئه كنی و از این طریق نقشی در بی‌كس كردن او در زمان حیاتش داشته باشی و هم در آثارش به نفع فاشیسم تا آن حد رخنه كنی كه از موسولینی هدیه‌ای نقدی دریافت كنی و هیتلر را در وایمار به دیدار خود بكشانی و كل میراث را تا آن حد مخدوش كنی كه حتی صدای هایدگر هم در‌آید كه نیچه فیلسوف فرهنگ است و نسبتی با اندیشه نژادپرستانه نازیسم هیتلری و فاشیسم موسولینی ندارد. وارث اما می‌تواند از اطاعت قدرت بی‌هیچ ادعا و تكلفی شانه خالی كند و از این طریق نقشی در جهت مضمون و محتوای میراث ایفا كند و وفاداری خود را هم به آرمان كسی، و در اینجا شریعتی، هم به میراث او و هم به خود او نشان دهد.

(بیشتر…)

پوران شریعت رضوی: وارث امین | سوسن شریعتی (روزنامه اعتماد ـ ۲۶ بهمن ۱۳۹۸)

وارث امین*

سوسن شریعتی

منبع: روزنامه اعتماد

تاریخ: ۲۶ بهمن ۱۳۹۸

يك سال از درگذشت دكتر پوران شريعت‌رضوي، پژوهشگر و نويسنده و فعال اجتماعي مي‌گذرد. خانم شريعت‌رضوي، همسر دكتر علي شريعتي، روشنفكر سرشناس ايراني هم بود و عمده شهرتش در جامعه به اين واسطه است. اگرچه آشنايان با فعاليت‌ها و كارهاي خانم شريعت‌رضوي مي‌دانند كه او را به هيچ عنوان نمي‌توان در نسبتش با همسرش يا حتي نقش مايه مادري خلاصه كرد، اما تا جايي كه به همسرش مربوط مي‌شود، پوران شريعت‌رضوي، مهم‌ترين و صادق‌ترين وارث دكتر علي شريعتي است؛ روشنفكري كه به اذعان قاطبه صاحب‌نظران، اثرگذارترين چهره روشنفكري ايران در طول يك‌صد سال اخير محسوب مي‌شود و هنوز با گذشت بيش از 40 سال از درگذشتش، همچنان در جامعه فكري و فرهنگي ايران اثرگذار است. از اين حيث حفظ و نگهداري و اشاعه مجموعه آثار شريعتي اهميت مي‌يابد و تاثير پوران شريعت‌رضوي در اين ميان برجسته مي‌شود. در نخستين سالگرد او به نقشش در انتقال صادقانه ميراث شريعتي به نسل‌هاي بعدي پرداختيم.

صحبت از زني است كه خوب زيست و با كيفيت زيست و به‌رغم شرايط اجتماعي و سياسي‌اي كه در همه ادوار زندگي‌اش بر او تحميل مي‌شد توانست استوار بماند و بدل شود به امكاني و اميدي براي ما زنان آن هم در جامعه‌اي كه زنان هميشه جنس دوم محسوب مي‌شوند و در مرتبه دوم قرار مي‌گيرند و در بهترين شكل در زير سايه مردان بزرگ تعريف مي‌شوند.

پوران شريعت رضوي به‌رغم اين همه توانست همچون زن، شكوفا زندگي كند؛ همچون دخترِجوان ِمشهد ِدهه 30 به‌رغم فضاي سنتي اين شهر آزاد زندگي كند؛ تحصيل كند؛ عاشق شود؛ در دهه سي آن جور كه دوست دارد ازدواج كند، با كسي كه دوست دارد و نه كسي كه برايش انتخاب كرده‌اند؛ با همكلاسي‌اي كه به لحاظ تيپ فرهنگي با خانواده خودش متفاوت است. با ازدواج با علي شريعتي همچنان به رشد خود ادامه دهد و با حمايت او در اروپا تحصيلاتش را به پايان برد؛ تجربه مادري كند، برگردد در مشهد دهه 40 معلمي كند. در تهران دهه 50 و با دستگيري همسرش به تنهايي 4 فرزند را حمايت و تربيت كند و در عين حال امنيت روح و روان‌شان را تضمين كند. با اين همه چنين پيداست كه قصه پوران شريعت رضوي با مرگ همسرش شروع مي‌شود و چهل سال پس از او ادامه پيدا مي‌كند. در جامعه انقلابي، به عنوان همسر معلم انقلاب، معلمي كه در حكومت ديني بر سرش اجماع نيست او گرفتار يك موقعيت دوگانه- نه اين و نه آن – است. هم از آغاز دهه شصت به انزوا كشيده مي‌شود و ممنوع‌الخروج است و هم در نگاه بسياري همسر يك متهم. همسر مردي كه هم متهم است به همكاري با ساواك و هم مسبب يك انقلاب. در چنين وضعيتي پوران شريعت رضوي بايد همچون همسر و نيز وارث، بقا و امنيت يك ميراث را تضمين كند و در عين حال امكان انتخاب را براي مخاطبان شريعتي فراهم بياورد.

مي دانيم كه در آستانه انقلاب ايران، علي شريعتي نام بسيار معروفي است و بسياري از آثارش در تيراژ 100هزار 200 هزار تا تكثير مي‌شود و خوانده مي‌شود اما اين آثار فقط شايد 40 درصد سخنراني‌هاي او را در بربگيرد و در اختيار همگان باشد و بسياري از عناوين يا نوشته‌ها هنوز در اختيار عموم قرار ندارد. يعني مخاطب شريعتي در دهه 50 و در آستانه انقلاب ايران با نيمي از آثار شريعتي آشنا است و در مورد خود شخصيت هم شناخت دقيقي ندارد. حتي سال‌ها بعد در همين چند سال پيش وقتي ما كتاب «آخرين تصوير» را كه مجموعه‌اي از عكس‌هاي دكتر است، به چاپ رسانديم واكنش‌هاي غريبي را ديديم.

شريعتي 40 سال پس از خودش همچنان مخاطبش را متعجب و دستخوش شگفتي مي‌كند؛ پرونده شريعتي همچون طوماري بسته طي اين چهل سال آرام آرام باز مي‌شود و اين اتفاق در 99درصد به يمن وفاداري و آگاهي و هوشياري پوران شريعت رضوي ممكن شده است. او است كه به عنوان وارثي امين بي‌هيچ سانسوري شريعتي را با ديگران تقسيم مي‌كند: عكس را، نوشته خصوصي را، نامه‌ها را… با چاپ كتاب‌هاي «يادگاران مانا» و نيز «آخرين تصوير» روي يك اسم، عكس مي‌گذارد و آنها را در دهه شصت-هشتاد به چاپ مي‌رساند. با چاپ كتاب «گفت‌وگوهاي تنهايي» كه به نوعي نوشته‌هاي خصوصي شريعتي تلقي مي‌شوند و در زمان خودش به چاپ نرسيده، پوران شريعت رضوي گام جسورانه‌اي براي معرفي شخصيت چند لايه شريعتي برمي‌دارد. اين نوشته‌ها در پايان دهه شصت به چاپ مي‌رسند و تا به امروز از پر تيراژ‌ترين آثار شريعتي محسوب مي‌شوند. كتاب «طرحي از يك زندگي» را در سال 1373 مي‌نويسد و علت چاپ خاطرات مشتركش با شريعتي را جوابيه‌اي مي‌داند به افشاگري‌هاي مجله 15 خرداد كه در سال 1372 شريعتي را متهم به همكاري با ساواك مي‌كند. (13 سال بعد از انقلاب اسلامي ايران و بعد از اينكه 13سال ما شريعتي را «معلم انقلاب» مي‌دانيم تازه كشف مي‌شود كه او همكار ساواك بوده و براي ساواك خوش رقصي مي‌كرده). پوران شريعت رضوي به تعبير خودش دست به قلم مي‌شود تا از اين نام دفاع كند. چاپ اين كتاب در همان زمان با واكنش‌هاي بسياري روبرو مي‌شود؛ كتابي كه در آن صادقانه و شفاف بي‌هيچ خودسانسوري‌اي از زندگي مشتركش با شريعتي سخن مي‌گويد. در اين كتاب پوران شريعت رضوي به هيچ عنوان در هيئت همسري كه در ستايش مردش مي‌نويسد ظاهر نمي‌شود؛ «طرحي از يك زندگي» نوشته زني شيفته و خودباخته در برابر همسري كه اسطوره شده، نيست بلكه از واقعيت‌هاي زندگي مشترك با علي شريعتي شفاف سخن مي‌گويد و از همين رو كتابي مي‌شود اعتمادبرانگيز و تا به امروز حداقل به پانزده- شانزده چاپ رسيده است آن هم در زمانه‌اي كه تيراژ كتاب‌ها در بالاترين تيراژ به 1000 نسخه مي‌رسد. اين نوع رويكرد از سوي يك وارث متداول نيست؛ اينكه تن بدهد به شفافيت و به تعبيري برملا كند.

اين نوع رفتار شفاف، در آغاز براي مخاطب نوعي افشاگري تلقي مي‌شد و واكنش‌هاي تندي ايجاد مي‌كند ولي به‌رغم واكنش‌ها و سوءتفاهم‌هاي اوليه آرام‌آرام مخاطب اعتماد مي‌كند و در اين رويكرد فضيلت مي‌بيند.

منظور از ذكر اين نكات توجه نشان دادن به نقش زنان و در اينجا نقش زني به نام پوران در تاريخ و يا تاريخچه‌اي است كه تا كنون به نام شريعتي به ثبت رسيده است. در دهه هفتاد ميلادي در فرانسه سميناري تشكيل شد با اين عنوان: «آيا زنان تاريخ دارند؟»تاريخ به مثابه امر مكتوب، امر به ثبت رسيده. مي‌دانيم كه زنان متعلقند به سنت شفاهي و سنت شفاهي، تاريخ شفاهي تاريخ نيست. 10 سال بعد سمينار دومي بر گزار شد و اين بار با اين عنوان: «آيا تاريخِ زنان را مي‌شود نوشت؟» حتي اگر زنان تاريخي دارند معلوم نيست بشود نوشت؛ سندي به جا نمانده. از خاموشان بوده‌اند و طبيعتا تاريخ‌شان را هم نمي‌شود نوشت. 10 سال بعد در دهه 90، سمينار سومي برگزار شد توسط همان دست اندركاران با اين مضمون: «آيا مي‌شود تاريخ را نوشت بدون لحاظ كردن زنان؟» مگر مي‌شود تاريخ را نوشت بدون زنان؟ در اين صورت تاريخي كه تا كنون به ما نشان داده‌اند تاريخي بوده ناتمام و نيمه‌كاره و نمي‌توان گفت: «تاريخ مي‌گويد» يا «تاريخ نشان مي‌دهد» . آنچه تا كنون گفته شده تاريخي بوده است نيمه كاره؛ نه تنها براي اينكه نيمي از تاريخ يا نيمي از سازندگان تاريخ را به حساب نياورده بلكه اساسا از آن رو كه همان نيمه هم نيمه‌اي نيمچه تعريف‌شده بوده است.

چهره‌هايي مثل پوران شريعت رضوي به دليل اينكه به‌رغم شرايط اجتماعي و رسم زمانه شانس آن را داشته‌اند كه تحصيل كنند توانسته‌اند شخصيت‌هايي شكوفا باشند و به ثبت برسند: همچون زن، همچون عاشق، همچون همسر، همچون مادر، همچون يك شخصيت اجتماعي و فرهنگي. مادري كه بتواند صدايش را به گوش‌ها برساند بي ترديد مادر بهتري است؛ زني كه بتواند عشقش را زندگي كند همسر بهتري است؛ دختر جواني كه بتواند تحصيل كند، رشد كند و…فرزند وفادارتري است..

سخن گفتن از چهره‌هايي مثل پوران شريعت رضوي از همين رو است: معرفي الگويي متفاوت از زن بودن در شرايط نابرابر و نيز زني كه با مرگ همسرش ميراث‌دار مي‌شود و در نتيجه الگوي متفاوتي از وفاداري.

پوران زني بوده است كه با مساعدت خانواده‌اش در دهه سي در شهر مشهد مي‌تواند تحصيلات دانشگاهي كند، به استخدام فرهنگ درآيد و پس از ازدواج به تحصيلاتش در خارج از كشور ادامه دهد. او در دهه چهل در مشهد معلمي مي‌كند (در مدارسي چون ارض اقدس، رفعت، انوشيروان دادگر) با انتقال به تهران از سال 1352 به عنوان بازرس راهنماي تعليماتي در جنوب شهر تهران مشغول است؛ با انقلاب ايران به مدت 4 سال در وضعيت تعليق در مي‌آيد (از سال 1358) و نهايتا در سال 62 بازنشسته مي‌شود.

پوران شريعت رضوي بعد از انقلاب، خود مسووليت نشر آثار شريعتي را بر عهده مي‌گيرد. آثار شريعتي پس از مرگ شريعتي در سال 1356 و تا زمان انقلاب به دليل ممنوعيت نام او در خارج از كشور (فرانسه) و با مديريت دكتر حسن حبيبي در مي‌آيد. با انقلاب ايران ادامه كار به ايران انتقال مي‌يابد و از همين‌جا اين پوران است كه پا به ميدان مي‌گذارد و به‌رغم مقاومت‌هاي اوليه و با پشتيباني استاد محمد تقي شريعتي مسووليت اين كار سترگ را بر عهده مي‌گيرد و موفق مي‌شود در سال‌هاي انسداد سياسي و جنگ، (دهه 60) و بسيار امين‌تر از متوليان قبلي بر چاپ اين آثار نظارت كند. (در هفت شماره اولي كه در خارج درآمده است گاه مي‌توان گزينش‌هاي سليقه‌اي را ديد). ولي از زمان نظارت پوران شريعت رضوي چاپ آثار بي‌هيچ گزينش و يا ادعاي حك و اصلاح در اختيار همگان قرار مي‌گيرد. اين زن است كه وفادارانه و بي‌رعايت هيچ مصلحتي (حتي مصلحت خودش) همه آثار را به چاپ مي‌رساند. به عنوان مثال با پوران با چاپ «گفت‌وگو‌هاي تنهايي» كه يادداشت‌هايي از جنس ادبيات و شطحيات است گاه حتي موقعيت خود را به خطر مي‌اندازد. اين جهانِ مردانه است كه سانسور مي‌كند و مصلحت‌انديشي دارد و تحت عنوان مصالح كلان، دخل و تصرف مي‌كند. (چنانچه مي‌دانيم كه در همان سال 56 در ايران نيز كميته‌اي براي بررسي آثار دكتر به قصد عمل به وصيت دكتر توسط استاد حكيمي و با حضور آقايان آيت‌الله مطهري و بهشتي و چند نفر ديگر تشكيل مي‌شود و با اوج‌گيري انقلاب و تكثير وسيع آثار شريعتي منحل مي‌شود).

پوران شريعت رضوي عمده مجموعه آثار شريعتي را در همان دهه شصت با همكاري مجيد شريف و امير رضايي به چاپ مي‌رساند؛ در همان سال‌هايي كه ممنوع‌الخروج است و جنگ است و دور از فرزندانش. برخلاف تصور همگان، او پس از مرگ همسرش هيچگاه مقيم خارج نمي‌شود و در هر دو نوبت قبل و بعد از انقلاب به‌رغم اجبار به خروج فرزندانش خود در ايران مي‌ماند. سال‌هاي شصت، سال‌هاي سختي براي مردم ايران است و بي‌ترديد براي زني تنها كه با كوچك‌ترين فرزندش مونا زندگي مي‌كند و مسووليت تامين امنيت مالي فرزندان جوانش را در خارج نيز بر عهده دارد سخت‌تر. در شرايطي كه بارها به منزلش حمله مي‌شود و در ترس و اضطراب بايد زندگي كند. در همان سال‌هاست كه چاپ آثار را بر عهده دارد. اگر شما تاريخ اولين چاپ‌هاي مجموعه آثار را ببينيد همگي به دهه شصت بر مي‌گردد (مثلا مجموعه 33 كه در سال 67 به چاپ رسيده) . اين حجم از فعاليت واقعا شگفت‌آور است و نمي‌توان به سادگي از آن گذشت و با تعابيري چون «همسري وفادار و مادري فداكار» فيصله داد. بايد خيلي دقيق‌تر صحبت كرد: زني كه ناشر است، در سال‌هاي هفتاد موسسه‌اي فرهنگي را بنيانگذاري مي‌كند (1377) و در تمامي دهه هشتاد و نود بر ترجمه آثار شريعتي به زبان استانبولي و عربي نظارت دارد و اين همه در بسياري اوقات با نوعي تنش و گاه جنگ و جدال؛ چه براي گرفتن حق تاليف چه براي كنترل كيفيت ترجمه متني كه بايد مراقب وفاداري‌اش مي‌بود.

البته در كنار اين فعاليت‌هاي فرهنگي بايد از فعاليت‌هاي مدني و اجتماعي او هم نام برد. او در آغاز انقلاب باني حداقل ساخت هفت-هشت مدرسه در جنوب شهر تهران شد. اين فعاليت‌هاي خيريه‌اي را پوران البته از سال 1354 با خود شريعتي آغاز كار، با تاسيس صندوقي به نام «صندوق خيريه فاطمه زهرا» در روستاي كاهه، روستايي در اطراف مزينان كه زادگاه دكتر هم هست و هدفش تامين كمك مالي براي ادامه تحصيل كودكان روستا بود.از خصلت‌هاي ديگر پوران در كنار صبوري و وفاداري، اميدواري بود: طرح‌اندازي اميد در شرايط بن‌بست و انسداد و نيز برقراري نسبت‌هاي موزون ميان امر كوچك و امر كلان؛ حضوري قدرتمند در عرصه كار فرهنگي از يك سو و پرداختن به زيبايي‌هاي كوچك زندگي روزمره (درست كردن مربا باشد يا انداختن سفره زيبا) از سوي ديگر. .منظورم اين است كه صلاحيت‌هاي پوران شريعت رضوي فراتر از صبوري و وفاداري است و آن خلق فرصت‌هايي جديد است براي زن بودن، براي زير سايه نرفتن. خود تعبير «خروس جنگي» را درباره خويش به كار مي‌برد و البته راست مي‌گويد: براي هركدام از اين موقعيت‌ها جنگيده و در بسياري اوقات رنج كشيده و تنها مانده است. نفس زندگي با علي شريعتي هم كار آساني نبوده؛ چنانچه مي‌دانيم كه زندگي براي خود علي شريعتي هم آسان نبوده، چه برسد زندگي با كسي كه زندگي برايش آسان نيست!

به تازگي مجموعه نامه‌هايي كه شريعتي در سال اول ازدواج‌شان به پوران نوشته تحت عنوان «برسد به دست پوران عزيزم»، به چاپ رسيده است؛ نامه‌هايي كه طي يك سال و در فاصله 1337 تا 1338 از پاريس به مشهد ارسال مي‌شده است. يك‌سالي كه اين دو درست پس از ازدواج از هم دور مي‌مانند. علي شريعتي در پاريس و پوران در مشهد. به‌رغم پرهيزهاي پوران در چاپ اين نامه‌ها در زمان حياتش بر اثر پافشاري ما فرزندان اين نامه‌ها دو سال پيش توسط نشر آبان به بازار رفت. اين ترديدها، ترديد‌هاي يك زن بود در اينكه زيادي ديده شود؛ نامه‌هايي كه اكثرا ستايش‌آميز است. زنان عادت دارند ديده نشوند و اگر هم قرار است ديده شوند ترجيح مي‌دهند بعد از مرگ‌شان باشد. چرا نبايد يك زن در زمان حياتش به رسميت شناخته شود و ارج گذاري شود؟ البته پوران اين لذت را براي سال‌هاي پاياني حياتش گذاشت: زيباترين هديه‌اي كه مي‌توانست از سوي شريعتي به پاس يك عمر وفاداري، استقلال روح و امانت داري دريافت كند. به تعبير همسرش آن «وفاي محكم و آن دوستي استوار».

* متن سخنرانی سوسن شریعتی به تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۹۸ در مراسم چهلم پوران شریعت رضوی در جمع سبزواری های مقیم مشهد.

 

مطالب مرتبط:

وارث امین | یادمان اولین سالگرد درگذشت پوران شریعتی (روزنامه اعتماد ـ ۲۶ بهمن ۱۳۹۸)

ارج‌شناسی یک وارث | حسین مصباحیان (روزنامه اعتماد ـ ۲۶ بهمن ۱۳۹۸)

پوران شریعت‌رضوی دوراندیشی و تدبیر | امیر رضایی (روزنامه اعتماد ـ ۲۶ بهمن ۱۳۹۸)

زندگی دیونیزوسی، زندگی آپولونی | ناصر فکوهی (فصلنامه پویه ـ بهار و تابستان ۱۳۹۸)

زندگی دیونیزوسی، زندگی آپولونی*

ناصر فکوهی

منبع: فصلنامه پویه (شماره ۷ و ۸)

تاریخ: بهار و تابستان ۱۳۹۸

 

“زایش تراژدی” نیچه تاملی بود بر یک پرسش اساسی: چرا یونانیان به رغم شادمانی آشکار در زندگی خود، چنین گرایش روشنی به تراژدی دارند؟ چرا تراژدی در یونان زایش می یابد و نه در مکان و زمانی که مصیبت آن را فراگرفته باشد؟

(بیشتر…)

زیرا او، او بود! | حسین مصباحیان (فصلنامه پویه ـ بهار و تابستان ۱۳۹۸)

زیرا او، او بود!

درسی از یک زندگی، طرحی از یک دوستی، دعوتی برای رهایی از هر نوع بندگی!

برای و درباره دکتر پوران شریعت رضوی

حسین مصباحیان

منبع: فصلنامه پویه (شماره ۷ و ۸)

تاریخ: بهار و تابستان ۱۳۹۸

 

درآمد

جمله ای که عنوان این نوشته شده است، نقل قولی است از میشل دو مُنتِنی[1] در باره اینکه چرا او اتین دو لابوئسی[2] را دوست داشته است.این مقاله از طریق ساخت گشایی این نقل قول و برجسته ساختن عناصر و مولفه های اصلی آن، بحث خود را در دو قسمت به هم پیوسته به سامان می رساند. در قسمت اول رهایی را به ترتیبی که خواهد آمد، در دوستی پی می گیرد و در قسمت دوم از طریق نگاهی به وجوه اصلی زندگی پوران شریعت رضوی ، درس هایی از زندگی  او بر می کشد. درس هایی که، بی هیچ تلاشی برای چسباندن چیزهای لایتچسبک به یکدیگر، با درس دوستی و آئین رهایی جفت و جور شده اند.

(بیشتر…)

شماره ۷ و ۸ فصلنامه پویه با مطالبی به یاد پوران شریعت‌رضوی منتشر شد

یاد پوران شریعت‌رضوی در فصلنامه پویه

جدیدترین شماره فصلنامه پویه با تقدیم به «یاد پوران شریعت‌رضوی» منتشر شده است. در این شماره مقالاتی از ناصر فکوهی و حسین مصباحیان دربارهٔ پوران شریعت‌رضوی به چاپ رسیده. همچنین مقالاتی از مسعود پدرام، لیلا پاپلی یزدی، سیمین فصیحی، فیروزه صابر، حمید احراری، عباس منوچهری، محمدجوادغلامرضا کاشی، آروین صداقت‌کیش، فرزانه عرفانی‌منش، بهاره عباسی، نجیبه محبی، و احسان شریعتی (از رهایی تا آزادگی، نگاهی سریع به سیر مفهومی تعریف‌های «آزادی») نیز در این شماره به چشم می‌خورد.

مستقلِ سرسخت؛ راوی محذوف | آرمان ذاکری (روزنامه اعتماد ـ ۲۷ بهمن ۱۳۹۷)

مستقلِ سرسخت؛ راوی محذوف

(برای خاطره پوران شریعت‌رضوی)

آرمان ذاکری

منبع: روزنامه اعتماد

تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۹۷

 

«مستقلِ سرسخت» نامیدن کسی که مهربانیِ سرشار، اولین و پایدارترین احساسِ شخصی مواجهه با او بوده است، شاید برای کسانی که پوران شریعت‌رضوی را می‌شناختند، کمی عجیب بیاید. همچنانکه پوران شریعت‌رضوی را «مستقل» از علی شریعتی طرح کردن کاری دشوار است. احتمالا فمینیست‌ها خواهند گفت تاریخ باید، نگاه مردانه خود را به زندگی زنانه و فداکاری‌ها و تصمیم‌ها و گذشت‌ها و سازندگی‌هایش عوض کند تا بتواند جایگاه مستقل پوران شریعت‌رضوی را همچون بسیاری زنان دیگر روایت کرده و ارزش‌گذاری کند. همه اینها احتمالا درست است. چنانکه روایت پوران شریعت‌رضوی، به عنوان یک زن، همیشه تلاشی برای به میدان آوردن حاشیه به متن بود. اما پوران شریعت‌رضوی را به گونه‌ای دیگر نیز می‌توان روایت کرد. تجربه زندگی پیش و پس از یک انقلاب بزرگ، تحصیل در دانشگاه‌ فردوسی مشهد و پس از آن در پاریس. تجربه خواهر طوفان و آذر شریعت‌رضوی بودن، همسر علی شریعتی بودن و قرار گرفتن در متن سیاست و مبارزه از آغاز جوانی، پوران را به متن یک زندگی پر تنش دور از یک زندگی شخصی معمولی وارد کرد. خانواده‌های پوران همیشه علیه نظم مستقر بوده‌اند. در اوج دو دوره تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران، پیش و پس از انقلاب.

(بیشتر…)

وداع با زنی که «مرگِ روح‌دمنده» بود | نرگس سوری (ایران فردا ـ اسفند ۱۳۹۷)

وداع با زنی که «مرگِ روح‌دمنده» بود

نرگس سوری

منبع: ایران فردا

تاریخ: اسفند 1397

 

28 بهمن ماه روز وداع با زنی بود که سوژگی‌اش با همسر علی شریعتی بودن به رسمیت شناخته می‌شود در حالی که او استوار بر خویشتن آفریننده‌ی حیاتی فکری و سرشار از امید برای حرکت و رهایی بود. سرگذشت بودن‌ و سیر زیستن‌اش را باید به گونه‌ای دیگر روایت کرد تا چهره‌ی زنِ ابژه به زنِ سوژه بدل شود؛ تا حاشیه‌ی‌ تاریخ از زیر آوار طردشدگی‌اش برون آید و سرگذشت “مقاومتِ مدام” خود را در شکننده‌ترین لحظاتی که هر انسانی را درهم می‌شکند، به گوش متن برساند. مقاومتی که اگر نبود و در برابر قدرت و سرسختیِ واقعیتِ خشن تسلیم می‌شد شاید امیدِ حرکت را از شریعتیِ روشنفکر سلب می‌کرد؛ اگر این اراده‌ی تسلیم‌ناپذیر نبود شریعتی که سودای درافکندن طرحی نو در تاریخ را داشت شاید راهی به سوی تحول دوران خویش نمی‌گشود. ولو اینکه او در نامه‌های خود پوران شریعت رضوی را امیدبخش راه‌اش می‌داند.

(بیشتر…)

پوران شریعت‌رضوی: مومن‌رضا | مینو مرتاضی لنگرودی (دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ـ ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸)

پوران شریعت‌رضوی: مومن‌رضا

مینو مرتاضی لنگرودی

مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

زمان: 2 اردیبهشت 1398

 

سلام عرض می کنم! خیلی ممنون از انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی؛ دانشکده ای که ما این همه دوست داریم و از آن محرومیم!(خنده حضار) فضایی که لذت بخش است، امید بخش است؛ دانشگاه است؛ جوان است؛ علم است؛ همه ی آن چیزهای خوبی که در طبیعت وجود دارد.

(بیشتر…)