شریعتی صدای بهحاشیهرفتگان تاریخ است. شش دی ماه 1391
شریعتی صدای بهحاشیهرفتگان تاریخ است
نخستین پیشهمایش دکتر علی شریعتی و تاریخ با عنوان «شریعتی و تاریخ در عرصه آکادمیک و عرصه عمومی»، ششم دی ماه، با حضور دکتر هاشم آقاجری، دکتر حسن محدثی، و دکتر داریوش (دبیر علمی همایش) در محل پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.
در این نشست هاشم آقاجری از شریعتی به عنوان روشنفکری نام برد که بین تئوری و پراتیک پیوند برقرار میکند: «شریعتی علاوه بر نظریهپردازی دینی، نظریهپردازی تاریخی و اجتماعی نیز کرده است. اما نظریهپردازی اجتماعی را در یک حوزه فراتر به عنوان پروژه رهایی و آزادی مطرح میکند.»
آقاجری گفت: «شریعتی با آکادمی شروع کرد، اما به موازات عرصه آکادمیک، از طریق سخنرانیهای عمومی به خصوص در حسینیه ارشاد سعی کرد تاریخ را به عرصه عموم مردم بکشاند. به اعتقاد او تاریخ علم گذشته و یک دانش مرده نیست، دانش زندگی است و باید در خدمت زندگی قرار بگیرد. شریعتی میخواست بین تاریخ به مثابه جهان تاریخی و دانش تاریخ ارتباط برقرار کند. رهیافت او به تاریخ یک رهیافت عتیقهشناسانه نبود، حتی یک رهیافت قهرمانپرورانه نبود، رهیافت او به تاریخ، رهیافتی مبتنی بر پروژه رهایی و تغییر بود و با وجودی که آشنایی با فرانکفورتیها نداشت، رهیافتش به تاریخ بسیار شبیه نسل اول فرانکفورتیهاست. شریعتی با رهیافتی چندرشتهای به سراغ تاریخ میرود. او فقه را می شناخت، سنت را میشناخت، دین را میشناخت، حتی شناختش نسبت به تحولات جهان مارکسیسم بسیار پیشروتر از مارکسیستهای معاصرش بود و اولین کسی است که نوع رهیافتهای نومارکسی را تبیین میکند. مفهومپردازیهای شریعتی در تاریخ، مثلاً بحث تاریخ فردا در آن دوره بسیار جدید بود.»
به گفتهی آقاجری، شریعتی در آثارش نشان میدهد نگاهش به تاریخ، گذشتهگرایانه نیست: «آری این چنین بود برادر یک ژانر جدید در تاریخنگاری است. ژانری که بعدها در تاریخ اروپا به صورت تاریخ سیاهان، تاریخ زنان، تاریخ از پایین، تاریخ فرودستان در میآید. در آری این چنین بود برادر تلاش میکند صدای طردشدگان، صدای بهحاشیهرفتگان، فراموششدگان، را اکو دهد؛ خاموشان را به صدا درآورد. یا در تشیع علوی و تشیع صفوی، با طرح این مفاهیم، سعی کرده تاریخ ایران و اسلام را مفهومسازی کند. دکتر شریعتی آکادمیسین به معنای دقیق کلمه نبود، شریعتی در گذر زندگی و مبارزه و پروژه تحولخواهیاش، هم تئوری را پیش برد و هم پراتیک را.»
حسن محدثی گفت که برخی آثار شریعتی در حوزه تاریخنگاری است: «به نظر میرسد اگرچه در برخی آثار تاریخی شریعتی رگههای درخشانی وجود دارد، اما شتابزده است. شخصیتهای شریعتی شخصیتهای تاریخی نیستند. شناختی که شریعتی از علی ارائه میدهد، آن علی تاریخی که ما میشناسیم نیست. شخصیت علی، در منابع تاریخی ربالنوع عشق نیست. شخصیت مذهبی علی با شخصیت علی متفاوت است. دو چهره گونهگون. چهرهای که شریعتی از علی تصویر میکند، با چهره تاریخی او متفاوت است و همین است که عنوان کتابش را میگذارد: علی؛ حقیقتی بر گونه اساطیر.»
به گفتهی محدثی، شریعتی زیر سقف اعتقاد به تاریخ نظر داشت و در تاریخ جزماندیش بود: «او شرایط زمانه را در نظر نمیگرفت و خود را با واقعه اتفاق افتاده در زمان تطبیق نمیداد همچون غیر اخلاقی دانستن زنده به گور کردن دختران در قبایل عرب قبل از اسلام بدون در نظر گرفتن مشکلات اقتصادی زمانه یا تایید دموکراسی برای قبایل بدوی عرب تازه مسلمان شده. او در واقع به تاویل تاریخ در جهت اثبات ایدههایش میپرداخت و به دلیل فقدان نگاه نقادانه به تاریخ از تاویلهای او همچون امت و امامت؛ ولایت فقیه و یا اسلام منهای روحانیت و یا ترور شخصیتها بیرون آمد.»
در ادامه، داریوش رحمانیان گفت: «شریعتی همچون سید جمالالدین اسدآبادی، بیش از انکه یک فرد آکادمیک باشد و انرژی خود را صرف تحقیقات آکادمیک کند درگیر موضوعات روز جامعه خود بود. به نوعی شریعتی در تاریخ میان پراتیک و تئوریک آویزان بود و به همین دلیل شاید در مفهومسازی تاریخ موفق نبود.»
گروه تاریخ و همکاریهای میانرشتهای پژوهشکده تاریخ اسلام، نخستین همایش ملی «دکتر علی شریعتی و دانش تاریخ» را روزهای 2 و 3 اسفندماه سال جاری برگزار میکند.
شریعتی و فلسفههای تاریخ، ایران باستان در آثار شریعتی، شریعتی و روش تدریس تاریخ، شریعتی و تاریخ پسااستعماری و تاثیر شریعتی بر گفتمان تاریخی معاصر ایران، برخی محورهای این همایش را تشکیل میدهند.
برای اطلاعاتِ بیشتر مراجعه کنید به: وبسایت پژوهشکده تاریخ اسلام.
