[]

انتظار فقرا: مذهب اعتراض یا حفظ وضع موجود؟ | فهیمه بهرامی (ایران فردا ـ ۱۵ خرداد ۱۳۹۴)

انتظار فقرا: مذهب اعتراض یا حفظ وضع موجود؟

فهیمه بهرامی

منبع: ایران فردا (شماره ۱۲)

تاریخ: ۱۵ خرداد ۱۳۹۴

 

از نظر شریعتی، (اعتقاد به غیبت ) انتظاری است که می‌تواند «مذهب اعتراض» باشد. آنهم به واسطه چند ویژگی که یکی از آنها همان چیزی است که دروش بعدها از آن با عنوان «دیالکتیک امید» نام برد و شریعتی نام «سنتز میان واقعیت و حقیقت» را بر آن گذاشته بود.

(بیشتر…)

شریعتی و الهیات رهایی‌بخش | گفت‌وگو با بیژن عبدالکریمی (ایران فردا ـ ۱۵ خرداد ۱۳۹۴)

شریعتی و الهیات رهایی‌بخش

گفت‌وگو با بیژن عبدالکریمی

منبع: ایران فردا (شماره ۱۲)

تاریخ: ۱۵ خرداد ۱۳۹۴

 

فرامرز معتمد دزفولی[1]

رابطه اندیشه شریعتی با «الهیات رهایی‌بخش» چیست؟ آرای شریعتی با جریان «روشنفکری دینی» بعد از انقلاب چه نسبتی دارد؟ این دو پرسش کلیدی، محور گفت‌وگو با دکتر بیژن عبدالکریمی بوده است. به اعتقاد آقای معتمد دزفولی می‌توان اندیشه‌های شریعتی را تفسیری هگلی‌‌ـ‌مارکسی و جریان «روشنفکری دینی» بعد از انقلاب را تفسیری لیبرال از دین، اسلام و تشیع دانست و هر دو تفسیر را می‌توان ذیل «الهیات رهایی‌بخش» قرار داد. پرسش‌های این مصاحبه بر اساس یک چنین مفروضاتی شکل گرفته است؛ مفروضاتی که مورد نقد و سنجش عبدالکریمی واقع شده‌اند.

(بیشتر…)

نظریه‌پرداز اجتماعی معاصر و ندای بازگشت به شریعتی | حسن محدثی گیلوایی (ایران فردا ـ ۱۵ خرداد ۱۳۹۴)

نظریه‌پرداز اجتماعی‌ معاصر و ندای بازگشت به شریعتی

 نقدی بر آرای یوسف اباذری

حسن محدّثی‌ گیلوایی

منبع: ایران فردا شماره ۱۲

تاریخ: ۱۵ خرداد ۱۳۹۴

 

متن زیر نقدی است بر سخن‌رانی‌ اخیر دکتر یوسف اباذری استاد جامعه‌شناسی‌ی دانش‌گاه تهران که تحت عنوان “انزوای جامعه‌شناسی” نخست در روزنامه‌ی اعتماد و سپس در پای‌گاه‌های اینترنتی منتشر گردید. مقاله‌ی زیر در مجلّه‌ی ایران فردا (شماره ی 12،‌ 15 خرداد 1394، ص‌ص 82-79) منتشر شده است. (بیشتر…)

تقدم دموکراسی اجتماعی بر دموکراسی سیاسی | سارا شریعتی (ایران فردا ـ ۱۵ خرداد ۱۳۹۴)

تقدم دموکراسی اجتماعی بر دموکراسی سیاسی*

مفهوم «آزادی» و تنش‌های درونی آن در آثار شریعتی

سارا شریعتی

منبع: ایران فردا (شماره ۱۲)

تاریخ: ۱۵ خرداد ۱۳۹۴

 

«…شریعتی پس از زندان، رویکردی اکسیولوژیک دارد. در این دوره، آزادی به‌عنوان یک ارزش وجودی و نه در شکل تعین یافته در یک مطالبه یا یک نوع نظام سیاسی مورد توجه شریعتی است. شریعتی آخر، ارزش برابری را از شکل آن منفک می‌کند و ارزش عرفان را نیز از اشکالی که می‌تواند به خود بگیرد جدا می‌کند و مثلاً به‌جای این‌که از لیبرالیسم، دموکراسی، سوسیالیسم و دین نام ببرد، رویکردی اکسیولوژیک را اتخاذ می‌کند و به ارزش یا گوهری می‌پردازد که این اشکال حاوی آن‌اند. در این دوره، به نظر می‌رسد، آزادی معیار داوری قرار می‌گیرد و تنها زمانی محدود می‌شود که بحث اخلاق مطرح می‌شود: «نقطه‌ضعف مذهبِ موجودِ رسمی ‌این است که انسان را از انسان بودن خارج می‌کند و به‌صورت یک بنده گدای ملتمس، برای نیروهای غیبی که خارج از قدرت اویند درمی‌آورد، انسان را از اراده خویش بیگانه و خلع می‌کند. این مذهب رسمی ‌است که ما می‌شناسیم… »

(بیشتر…)

شریعتی‌ای در هیأت چریک | مصطفی چمران (نسیم بیداری ـ خردادماه ۱۳۹۴)

مصطفی چمران

شریعتی‌ای در هیأت چریک

شکل مبارزه مسلحانه تفکر شریعتی، چمران است نه مجاهدین

مصطفی چمران

منبع: ماهنامه نسیم بیداری

تاریخ: خرداد ۱۳۹۴

 

کویر. چمران، مجسم کویر شریعتی است: بی‌باک، صبور، قهرمان، تنها و غریب. چمران است که سکوت کویر شریعتی را با صدای گلوله خط مقدم جنگ هم می‌شکند و هم پیوند می‌زند؛ این شکستن و پیوند زدن، فقط از او برمی‌آید. «ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ “بنت جبیل” رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم “تل مسعود” در میان جنگندگان “امل” گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن “کویر” تو بود…»

(بیشتر…)

گزارش از میز گرد احسان شریعتی و حسین مصباحیان (ایران فردا ـ خرداد ۱۳۹۴)

 تاریخ به روایت ستمدیدگان

میزگردی در انجن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

نرگس سوری

منبع: ایران فردا (شماره ۱۲)

تاریخ: خرداد ۱۳۹۴

«آری، این‌چنین بود برادر» عنوان سخنرانی‌ای از دکتر علی شریعتی است که در تأثیرات اجتماعی‌اش و قرابت و همدلی جامعه با آن کمتر جای تردیدی وجود دارد و علت آن چیزی نیست جز اینکه شریعتی در این متن، تاریخ را به روایت بردگان، ستمکشان و محرومان بیان می‌کند و نه از جانب اصحاب زر و زور و تزویر. مطابق آماری که توسط محمد اسفندیاری (کتاب‌شناس و پژوهشگر) ارائه شده، کتاب «آرای این‌چنین بود برادر» شریعتی در دهه پنجاه بیش از سه میلیون نسخه منتشر شده و به فروش رفته است؛ آن هم در جامعه‌ای که جمعیتش حدود 32 میلیون نفر بوده است. بحثی که در ادامه می‌خوانید، میز گردی است که در آن دکتر احسان شریعتی و دکتر مصباحیان به تحلیل و بررسی متن «آری، این‌چنین بود برادر» با دو دیدگاه نظری هگل و بنیامین در مورد فلسفه تاریخ پرداخته‌ و در پی پاسخ به این سوال هستند که پیام این متن برای مخاطب امروز چیست و سوژه رهایی‌بخش تاریخ چه کسی است؟ این میزگرد چندی پیش توسط انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شده است.  (بیشتر…)

شریعتی و ضرورت قشر واسط | عباس نعیمی (سایت گیل نگاه ـ خرداد ۱۳۹۴)

شریعتی و ضرورت قشر واسط

عباس نعیمی

منبع: سایت گیل نگاه

تاریخ: خرداد ۱۳۹۴

 

این مقدمه تاریخی به شما خواهد گفت که شریعتی چه روندی را به چشم ندید و تجربه نکرد. و باز مطرح می شود این سوال که چرا شریعتی هنوز مطرح است؟! لااقل این مطرح بودن طیف گسترده ای از مخالفان را معطوف به خود تعریف کرده است.

(بیشتر…)

وقتی روح شرق ایران به روح شرق دور می‌رسد | حسین سخنور (نسیم بیداری ـ اردیبهشت ۱۳۹۴)

وقتی روح شرق ایران به روح شرق دور می‌رسد

چرایی اقبال شریعتی به اقبال لاهوری

حسین سخنور

منبع: ماهنامه نسیم بیداری (شماره ۵۸)

تاریخ: اردیبهشت ۱۳۹۴

 

«خورشید علی در آینه مولوی تابید، مولوی در اقبال تابید، اقبال در شریعتی تابید و شریعتی حسنه‌ای از حسنات اقبال لاهوری شد در سرزمین ما. پیام اقبال در سرزمین خود او آن‌طور دریافت نشد که در سرزمین ما دریافت گشت.» (قصه ارباب معرفت، ۴۰۹)

(بیشتر…)

از روشنفکر جهانشمول تا روشنفکر جمعی | سوسن شریعتی (ایران فردا ـ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴)

photo_2016-07-02_16-01-15

از روشنفکر جهانشمول تا روشنفکر جمعی

سوسن شریعتی

منبع: ماهنامه ایران فردا (شماره ۱۱)

تاریخ: اردیبهشت ۱۳۹۴

 

«مسری‌ترین چیزی که در دنیا وجود دارد و سرایتش از آتش بیشتر است، فکر و اندیشه است».

شریعتی- مخاطب‌های ما روشنفکران. م. آ. 18

(بیشتر…)

آرمان گرايي يا واقعگرايي؟ | فرامرز معتمد دزفولی (بنیاد فرهنگی دکتر شریعتی ـ ۱۳۹۴)

b 

 

 آرمان گرايی يا واقعگرايی؟

فرامرز معتمد دزفولی

مبنع: بنیاد فرهنگی شریعتی

تاریخ: ۱۳۹۴

 

قصه باغ «اُبسرواتور»، سرگذشت تراژيک نسل و کسانی است که ميان آرمان‌گرايي و واقعگرايي، و يا « اين بودن زشت» و «آن پنهان زيبا» مردد مانده‌اند و آواره‌اند. غريبانی که نه می‌توانند به « آنچه هست» دل ببندند و نه به « آنچه نيست» و «بايد باشد» دست يابند و برسند.

(بیشتر…)