امر ملی در نگاه نو اندیشی دینی هم اینجا و هم اکنون | احسان شریعتی (روزنامه شرق ـ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵)
امر ملی در نگاه نو اندیشی دینی هم اینجا و هم اکنون[i]
احسان شریعتی
منبع: روزنامه شرق
تاریخ: ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
مقدمه:
با ظهور جنگی که از سوی آمریکای ترامپ و اسرائیل نتانیاهو آغاز شده و علاوه بر ایران، لبنان و فلسطین و سوریه و یمن و کل خاورمیانه، موجودیت ملت و کشور ما را تحت تهاجم خارجی قرار داده پرسش از امر ملی، پرسشی است وجودی و همگانی، همینجایی و هم اکنونی و نه فقط مختص نخبگان. موجودیت ایران هیچ گاه تا این حد به خطر نیفتاده بوده است.
«امر ملی»در اینجا که ماییم دستخوش دوگانه های خارجی- داخلی، صف و صف کشی های درونی، تقابل در برابر نظم حاکم و..است. تجربه جنگ نشان داد که مسئله محدود به نقطه زنی نیست و فراتر از تضاد ما و حاکمیت پیش می رود و می تواند به فجایع بزرگی منجر شود. بر همین اساس تعریف از «امر ملی» ضروری است و پاسخ خود را باید در نسبت میان سه ضلع پیدا کند: ملت، دولت و نظم ویا نظام جهانی.
صورت مسئله:
مفهوم «ناسیون» در غرب به دنبال معاهده وستفالی و در تقابل با امپراطوری گرایی کلیسایی در قرن هفدهم شکل می گیرد و با مفهوم دولت- ملت ها سر می زند. فرآیند شکل گیری مفهوم ملت در نزد ما اما چنین مسیری را نرفته است چرا که همواره چه در شکل شاهنشاهی و چه در شکل خلافتی، چند ملیتی بوده ایم. هگل هم همین را می گوید: ایرانیان بنیانگذاران «رایش» هستند و این یعنی همین شاهنشاهی و چند ملیتی. ملیت گرایی در نتیجه مفهومی است جدید.
تعریف شریعتی از ملیت:
شریعتی از جمله متفکران تاریخ معاصر است که از همان آغاز تدریس در دانشکده ادبیات مشهد (1345) تا آخرین نامه ای که خطاب به من وکمی از مرگ نوشته(1355) به مسئله ملیت و نسبتش با دین، با خارجی، با تمدن های دیگر و…اندیشیده و در تلاش برای خلق الگوهای آلترناتیو. نه ناسیونالیزمی که مبتنی برخاک و خون و نژاد تعریف می شود و در می غلتد به نوعی قوم گرایی و تبارگرایی و نه جهانشمولی که به نام طبقه، دین و یا تجدد در پی حذف و یکپارچه سازی دیگری های متعدد و متکثر بوده است. این «ما» البته فقط و همیشه در برابر خارجی تعریف نمی شود و باید قبل از هر چیز با نگاه انتقادی به خویش و میراث و تاریخ و موانع داخلی طرح افکنی شود. در این نگاه، ملیت، شخصیت است در برابر دین که عقیده است؛ واقعیت است در برابر دین که حقیقت است؛ فرهنگ است در برابر دین که نهضت است و…قرار نیست به جای هم بنشینند. ملیت یک نوع «خودآگاهی تاریخی مشترک فرهنگی»، منش، ذائقه، احساس و روح است و البته یک قراداد نیز هست. ملیت میزبان است و البته نگهبان. شریعتی در تحلیل حمله اعراب و ورود اسلام به این ایرانیتی که در برابر عرب می ایستد اما اسلام را از آن خود می کند به این دوگانه شخصیت و عقیده اشاره می کند. شخصیتی که عقیده جدید را میزبانی می کند و خالق تمدنی باز می شود. (دو قرن سکوت و شورش)
بر اساس همین تعریف از ملت همچون «شخصیت»است که شریعتی «خارجی» را عامل فعال شدن آن می داند. ملیت وقتی امر مثبتی تلقی می شود که مورد تهاجم و نفی قرار می گیرد و« خودینگی» یا به عبارتی «احساس ملی»به وجود می آید. احساس ملی در این دیالکتیک ارباب و برده شکل می گیرد. به عنوان مثال جنبش شعوبیه که نوعی جنبش ایرانی است در برابر عرب مهاجم و البته با تاکتیک هوشمندانه تفکیک اسلام از عرب. این جنبش ملی بر اساس اصل«تعارف»(اجر شناسی) تعریف می شود و به رسمیت شناخته شدگی تکثروتنوع بی آنکه اسلام بخواهد آن را در ذیل امر کلان دینی یکپارچه سازی کند و نادیده بگیرد. در نظر شریعتی حس ملی وقتی مثبت تلقی می شود، اصالت و حقانیت پیدا می کند که مورد تهاجم و نفی قرار بگیرد. در این تهاجم و نفی است که احساس مقاومت ایجاد می شود و«خودینگی»، اصالت و تفاوت به وجود می آید. بنابراین در این نزاع و نفی همدیگر، به تعبیر هگلی -ارباب و برده- بین خلافت ها و امپراطوری ها، احساس ملی به وجود می آید و نمونه اش هم همان شعوبی گری است. و اما این وجه مثبت حدود هم دارد و محدوده اش این است: وقتی سیادت و استقلال به وجود می آید با خود خطر برتری جویی را به ارمغان می آورد.
نظم جهانی:
این نسبت هایی که بر اساس سرزمین، دولت و یا هم وطنی و نیز احساس مشترک شکل می گیرد و نیز سیادت و استقلال ملی و..در عصر جهانی سازی نیازمند بازنگری و صورتبندی جدید نیز هست. دیگر آن مناسبات پسا-وستفالی توسط واحدهای فرا ملی جهانی زیر سوال رفته است. نسبت امر ملی و امر جهانی نوع دیگری شکل می گیرد. ما در دوره جهانی سازی هم هستیم و این وضعیت نسبت به گذشته متفاوت است. ملی گرایی با درهای بسته خزیده در خویش ناممکن است. البته جهانی شدن وجوه منفی و مثبت را با هم دارد. آنچه بد است تعمیم یافتن نظم سرمایه است؛ نظم نوینی نو استعماری که توسط صاحبان سرمایه تعریف می شود و جهان را به بازار بدل می سازد. امپریالیسم سرمایه. وجه مثبت آن هم این است که دیگر خیلی محدود به قوم وقبیله نیست و این همه وصل می شود به کل سرنوشت جهان، مردم و بشریت. از این رو مقاومت در برابر نظم جهانی نا عادلانه نیز جهانی است؛ نظمی که بر اساس سرمایه تعریف شده است.
نکته ای که باید افزوده شود مفهوم منطقه است، نه فقط قلمرو که جغرافیا نیز همانی که ژئوپلیتیک می گویند. امروزه ما با بلوک بندی های جدیدی در سطح جهان و منطقه ای روبرو هستیم. بی تردید خاورمیانه هم باید برای دفاع از خود به بلوک بندی ای جدید رو آورد. آنچه که مانع است تضادهای قومی و مذهبی است. مدل های موجود در اینجا که ماییم چه در زمان پهلوی که دچار نوعی فارس گرایی بود و چه در نظام جمهوری اسلامی که دچار نوعی قوم گرایی مذهبی بوده هر دو به تضاد های فرقه گرایانه شیعه- سنی و نیز قوم گرایی دامن می زده اند. آنچه که لازم است تفکری است فرا قومی و فرا مذهبی که بتواند نقطه اشتراکی بیافریند تا بر آن اساس بتوان علی رغم این تنوع همبستگی ایجاد کند. این ضرور در پسا- صفویه با زور شمشیر و به کمک تشیع دولتی انجام شد و همچنان همین تفکر غالب است.
امروز ما باید در برابر تهاجم خارجی مقاومت کنیم و از سوی دیگر در شکل داخلی با حاکمیتی مواجهیم که به لحاظ استراتژیک در تقابل با غرب، امریکا و اسرائیل شیوه های نادرست و تحریک آمیزی به کار برده.
اصولا جنگ امروز جنگ نظامی نیست بلکه جنگ اقتصادی است. جنگ های نظامی سر کارگزاری است. چرا که در عصر پسا-اتم هستیم و دیگر جنگ های کلاسیک معنایی ندارد چرا که می تواند در آخرین مرحله از بمب اتم استفاده کند. مثل ژاپن سرمایه گذاری بر روی جنگ و نظامی گری ، استراتژی غلطی است. باز در همین نظامی گری متمرکز شدن روی هسته ای که ما نمی توانیم بیشتر از 3 درصد غنی سازی کنیم به چه درد می خورد؟ این همه هزینه و پیامدها برای چیزی که ناممکن است و تنها سلاح فشار است که معلوم شد نمی تواند بازدارنده باشد. یا شیوه استفاده از ترور و اشغال سفارت و…همگی به نفع همان راست ترین جناح های صهیونیستی و امپریالیستی است و مستمسکی برای تداخل است. می تواند دام باشد.(مثلا همین عملیات الاقصی )
جمع بندی: امر ملی- امر مردمی
در برابر دو انحراف که عبارت باشد از غیبت رویکرد انتقادی به سیاست های خارجی دولت و افتادن به راست یا امید بستن به قدرت خارجی و پسیفیسم، نیروی ملی و مردمی از یک سو باید در برابر تهاجم خارجی به مقابله بپردازد و از سوی دیگر باید نشان دهد که ادامه امر ملی، امرمردمی است. باید نشان دهیم که امر ناسیونال(ملی) باید به سمت سوسیال (مردمی) برود وگرنه به رژیم های سلطنتی و یا اریستوکراسی و اندک سالاری تقلیل پیدا می کند. از این رو امر ملی باید در نهایت امری دموکراتیک و مردمی باشد.
[i] *این سخنرانی در نشست «امر ملی در تثلیث دولت، ملت و نظم جهانی»که به مناسبت چهلمین سالگرد بزرگداشت شریعتی و به دعوت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی برگزار شد در تاریخ 22 خرداد ایراد گردیده است.
