[]


شریعتی در برابر استبداد دینی | محمدجواد غلامرضا کاشی (کانال تلگرام محمدجواد غلامرضا کاشی ـ خرداد ۱۴۰۰)

شریعتی در برابر استبداد دینی

محمدجواد غلامرضا کاشی
منبع: کانال تلگرام محمدجواد غلامرضا کاشی
تاریخ: خرداد ۱۴۰۰

 

مدعای سیاسی ادیان، هراس از استبداد دینی را هم به همراه آورده است. نخستین سرچشمه تامل پیرامون استبداد دینی توسط عبدالرحمان کواکبی و در پرتو تجربه حکومت دینی عثمانیان روی داد. از منظر کواکبی هر حکومتی می‌تواند مستبد شود، اما استبداد دینی صورتی از استبداد است که با تکیه بر معارف دینی استبداد می‌وررد. به قول کواکبی، «تعلیمات مذهبی آدمیان را به ترس از قوه‌ی عظیم هولناکی می‌خوانند که کنه ان را عقل درک ننماید. مستبدین سیاسی هم استبداد خویش را بر اساسی از این قبیل بنیان می‌نهند. زیرا آنان نیز مردمان را به برتری شخصی بترسانند و با قهر و قوت گرفتن اموال زبون سازند» به قول کواکبی بهترین راه مبارزه با استبداد درک درست تعلیمات دینی است چرا که کنه فهم دین، ما را از خطر استبداد رها می‌کند. تلقی کواکبی از استبداد تقریباً به پارادایم مسلط اندیشه اصلاح گران دینی ایران از نائینی تا سال‌های اخیر تبدیل شد. در ایران پس از انقلاب، دو انگاره در نقد استبداد دینی ساخته شد. یکی تداوم همان انگاره کواکبی بود. مطابق با این انگاره فهم رحمانی از اسلام می‌تواند ما را از خطر اسبتداد برهاند. روایت دوم، مطابق با روایت سکولار غربی ساخته شد و بر این انگاره بنا شد که اساساً حضور دین در عرصه سیاست استبداد می‌زاید و باید آن را به عرصه خصوصی راند.

دکتر شریعتی با بازاندیشی نسبت به تجربه صفوی، انگاره دیگری دارد. البته او مستقیما از استبداد دینی سخن نمی‌گوید و استحمار دینی در زبان او ظاهر می‌شود که موید استبداد دوران صفوی است. در نگاه شریعتی آنچه ظاهر کننده خصلت استبدادی دین است، نه نوع تفسیر و فهم ما بلکه موقعیت و جایگاه دین است. او به جای راندن دین به عرصه خصوصی، از موقعیت دین پرسش می‌کند. به نظر او هر گاه دین در موقعیت نهضت جای بگیرد آزادی خواه، مدافع خرد و فردیت و رهایی است و هر گاه در موقعیت نظام و استقرار قرار گیرد، مستبد می‌شود، خلق را استحمار می‌کند، اراده مردم را سرکوب می‌کند و حقوق آنان را نادیده می‌گیرد. نکته جالب توجه آن است که شریعتی به صراحت از سکولاریسم به معنای جدایی نهاد دین از نهاد سیاست دفاع می‌کند و بر این باور است که در واحدهای ملی امروز جای دادن دین در ساختار سیاسی، ناقض کثرت طبیعی ملت‌های مدرن است لاجرم زایشگر استبداد است. اما برای رهایی دین از شر استبداد، آن را به عرصه خصوصی نمی‌خواند بلکه خواهان جای گرفتن دین در موقعیت دفاع از مدنیت و حقوق و آزادی‌های فردی و گروهی است که با دین در موقعیت نهضت همخوانی دارد.

وجه تمایز نگاه شریعتی به پدیده استبداد دینی

مدعای سیاسی ادیان، هراس از استبداد دینی را هم به همراه آورده است. نخستین سرچشمه تامل پیرامون استبداد دینی توسط عبدالرحمان کواکبی و در پرتو تجربه حکومت دینی عثمانیان روی داد. از منظر کواکبی هر حکومتی می‌تواند مستبد شود، اما استبداد دینی صورتی از استبداد است که با تکیه بر معارف دینی استبداد می‌وررد. به قول کواکبی، «تعلیمات مذهبی آدمیان را به ترس از قوه‌ی عظیم هولناکی می‌خوانند که کنه ان را عقل درک ننماید. مستبدین سیاسی هم استبداد خویش را بر اساسی از این قبیل بنیان می‌نهند. زیرا آنان نیز مردمان را به برتری شخصی بترسانند و با قهر و قوت گرفتن اموال زبون سازند» به قول کواکبی بهترین راه مبارزه با استبداد درک درست تعلیمات دینی است چرا که کنه فهم دین، ما را از خطر استبداد رها می‌کند. تلقی کواکبی از استبداد تقریباً به پارادایم مسلط اندیشه اصلاح گران دینی ایران از نائینی تا سال‌های اخیر تبدیل شد. در ایران پس از انقلاب، دو انگاره در نقد استبداد دینی ساخته شد. یکی تداوم همان انگاره کواکبی بود. مطابق با این انگاره فهم رحمانی از اسلام می‌تواند ما را از خطر اسبتداد برهاند. روایت دوم، مطابق با روایت سکولار غربی ساخته شد و بر این انگاره بنا شد که اساساً حضور دین در عرصه سیاست استبداد می‌زاید و باید آن را به عرصه خصوصی راند.

دکتر شریعتی با بازاندیشی نسبت به تجربه صفوی، انگاره دیگری دارد. البته او مستقیما از استبداد دینی سخن نمی‌گوید و استحمار دینی در زبان او ظاهر می‌شود که موید استبداد دوران صفوی است. در نگاه شریعتی آنچه ظاهر کننده خصلت استبدادی دین است، نه نوع تفسیر و فهم ما بلکه موقعیت و جایگاه دین است. او به جای راندن دین به عرصه خصوصی، از موقعیت دین پرسش می‌کند. به نظر او هر گاه دین در موقعیت نهضت جای بگیرد آزادی خواه، مدافع خرد و فردیت و رهایی است و هر گاه در موقعیت نظام و استقرار قرار گیرد، مستبد می‌شود، خلق را استحمار می‌کند، اراده مردم را سرکوب می‌کند و حقوق آنان را نادیده می‌گیرد. نکته جالب توجه آن است که شریعتی به صراحت از سکولاریسم به معنای جدایی نهاد دین از نهاد سیاست دفاع می‌کند و بر این باور است که در واحدهای ملی امروز جای دادن دین در ساختار سیاسی، ناقض کثرت طبیعی ملت‌های مدرن است لاجرم زایشگر استبداد است. اما برای رهایی دین از شر استبداد، آن را به عرصه خصوصی نمی‌خواند بلکه خواهان جای گرفتن دین در موقعیت دفاع از مدنیت و حقوق و آزادی‌های فردی و گروهی است که با دین در موقعیت نهضت همخوانی دارد.



نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : اکتبر 26, 2021 121 بازدید       [facebook]