[]


با دو پلک باز دور | علی آزاد (۱۳۹۱)

با دو پلک باز دور

شعری از علی آزاد

 

می دیدمش،
در رنگ های عصر آدینه با شن زار
که پر می کنم.

در‌ آن دالان گود کویر، تن می کشد
با سنگینی بریده حروف نی بر می گشت.

با دو پلک باز دور،
به طول خورشید شکل می دهد
نور و نخلستان سرگیجه می گیرد.

ای مشدد از بی قراری عضله ی قنات
میان بکارت آب و زایش مدام انارها
از همخوابگی‌ آفتابگردان گُم که می شوم
از پیشانی باران پیاده می شوم
هندسه نجیب دایره،
از رد پای تو آغاز می شد.

از صدایت رطوبت ترنم جگر پیامبری
در ساعت سهم ماه
قناری با دو چشم تماشا
به آهوی سوزان‌ می نشست.

حنجره ات بوی چه می داد؟
که ذولجناح در آن شراع می کشید
در مرضع آواز مرغابی
میان خلسه ی دو فانوس
گیاهان را شیر می داد

حضورت،
میان گل ختمی و استوانه‌ ی فیروزه ای
بر هجای مرغان دریایی ایستاد
و نشست تا دیالوگ رگهای کاشی آبی نزدیک را تمرین کنم.

 

تاریخ سرایش: خرداد ۹۱
ویراست جدید خرداد ۹۹



نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : ژوئن 21, 2020 95 بازدید       [facebook]