دکتر علی شریعتی
     

   

صفحه اول

طرحی از یک زندگی

منحنی تحول اندیشه

فهرست آثار

نوشتارها

گفتارها

ترجمه ها

اسناد

بازتاب جهانی

نقد و بررسی

محمدتقی شریعتی

رویدادها

درباره ما

پیامهای رسیده

تصاویر

فیلم ها

ارسال پیام

«... ترجيح می دهم که صراحی های الماس احساسم، انديشه هايم، معانی طلای کلمات اهورائيم را که رنگ و طعم وحی دارد و لطافت الهام، همواره تا مرگ من پنهان ماند و حتی بشکنم و بدست اين نگاه ها و فهم های پير ُسرفه ای مسلول خر نيافتد، "اَخ ُتف دان"ش نکنند...» [33، 2/ 757]

 

 

موانعِ استمرارِ راهِ شريعتی

نسخه مخصوص چاپ

موانعِ استمرارِ راهِ شريعتی

 

چرا برغم محبوبيّتِ شخصيت و استقبالِ گسترده‌ی اجتماعی‌ از آراء دکتر علی شريعتی، در ميان مردم مشهور به "معلمِ انقلاب"، راهِ او (در مسير تحققِ آرمان‌هايی چون «آزادی، عدالت و عرفان») به‌شکل شايسته در جامعه‌ی ما تداوم نيافته‌است؟


موانعِ استمرارِ راهِ شريعتی
-- طرحِ بحثِ در يادمان "شمعی که نميرد" در دانشگاه اميرکبير—
احسان شريعتی
o مقدمه: موضوع و مسأله‌شناسی
چرا برغم محبوبيّتِ شخصيت و استقبالِ گسترده‌ی اجتماعی‌ از آراء دکتر علی شريعتی، در ميان مردم مشهور به "معلمِ انقلاب"، راهِ او (در مسير تحققِ آرمان‌هايی چون «آزادی، عدالت و عرفان») به‌شکل شايسته در جامعه‌ی ما تداوم نيافته‌است؟ با توجه به اين واقعيّت که شريعتی از نادر چهره‌های تاريخِ روشنفکری ايرانی است که خاطره و زبانِ ‌او بشکل اسطوره‌ای در ميان نسل‌های جوان و حتی توده‌های مردم رسوخ يافت و تعابير و آثارش امروزه در زمره متونِ کلاسيک ادبيات ايران و اسلام محسوب می‌شود، خطِ ‌مشی اجتماعی او، مبتنی بر نظام انديشگی و عقيدتیِ وی، هنوز برای بسياری در هاله‌ی از ابهام و يا مجهول مانده‌است. دلايل اين منع، مانع يا امتناع کدامند؟
1. شريعتی بمثابه‌ی "راه"
الف. خط فکری (بمثابه‌ی انديشه، ادبيّات و فرهنگ): مشی و مشرب فکری شريعتی را در واپسين دوران حيات کوتاه و پُربارِ وی می توان در مؤلفه‌هایی چون «تثليثِ آزادی، برابری، عرفان(از آگاهی اجتماعی تا خود-آگاهیِ فردی)» خلاصه کرد. توصيه‌ی وی مبنی بر ضرورتِ تداومِ "اسلامشناسیِ فلسفی" (تبيينِ جهانبينی توحيد و انسانشناسیِ فلاح) در تکاملِ متدلوژی پيشين وی در طرحِ اسلام‌شناسی‌های "تاريخی" (اواخرِ دهه‌ی چهل در دانشگاه مشهد) و "هندسی"- "تطبيقی" (در اوائلِ دهه‌ی پنجاه، حسينيه ارشادِ تهران)، راه‌کار آتیِ پروژه‌ی "نوزايی فرهنگی" و "دين‌پيرایی" را) ترسيم نمود (رنسانس و رفرماسيون در جهان اسلام و ايران ؛
ب. خط مشیِ اجتماعی: اگر برای شريعتی « هر انقلابی دو چهره‌ی‌خون و پيام» را داشت؛ مشی خود او را می‌توان از نوع دوم یعنی "پيام‌آورانه" يا نوعی "آگاهیِ رهاييبخش" ناميد؛ که شاخصه‌اش در قياس با دو خط‌مشی کلاسیک رولوسيونر و رفرميستی، نوعی انقلابِ خوآگاهيبخشِ فرهنگی-اخلاقی معطوف به "اصلاحگری راديکال"، يا آن نوع از "تئوری انتقادی" بود که چشم‌اندازی "سوسيال-دموکراتيک" را مدِّ نظر قرار می‌داد؛ و تحققِ اين مشی منوط به حضورِ يک رهبری فکری بود تا با تغيير بينش ها، مردم را به قدرت خود در تعيينِ سرنوشتِ خويش آگاه سازد و بتوانند بمعنای درست کلمه، از ميانِ خود مسئولان و نمايندگان خويش را برگزينند. اين خطِ‌مشی تحققِ همه‌ی آرمان‌های "استقلال-آزادی و عدالت-توسعه"طلبانه ‌ را تنها از راه تحققِ "آگاهی انضمامی" (از شناخت علمی تا خودآگاهیِ وجودی) متصوّر می‌دانست؛
2. منع‌ها، مانع‌ها و فرصت‌ها، گشايش‌ها
• موانعِ بيرونی (موجبِ شرايطِ نامساعد در جهتِ کارِ فرهنگی) يا تضادهای اصلی و عمده: اوج‌گيری مخالفت‌ها در زمان حيات دکتر، از سوی سه جبهه‌: 1. اختناق زير سلطه‌ی استبدادِ سلطنتیِ وابسته (قاسطين)؛ 2. موجِ تکفير از سوی سنّت‌گرايانِ متحجّر (مارقين)؛ 3. تخطئه و اتّهام‌زنی‌های منظم از سوی رقبای عقيدتی گوناگون (ناکثين)؛
• پس از انقلاب: تداوم خطِ سنّت‌گرایی سياسی‌شده‌ی پسا-انقلابی در شکلِ انسدادِ ناشی از انحصار و اقتدارگراییِ بنيادگرا‌یی قهقرایی؛ شباهت‌های ميانِ (اوايل)دههی شصت و (اواخر) هشتاد و افتراقِ اين دو دوره: حاکميتی چندپارچه، اپوزيسيونی غيرِخشونت‌جو و گسترشِ حضورِ اعتراضیِ مردم ؛
3. موانعِ درونی، امتناع‌ها و امکانات
الف. جوان بودن و بی‌تجربگی نسلِ دوستدار آراء (و بالفعل پوينده‌ی "راه" معلم) ؛
ب. ضعف‌های بينشی (و روشی) و تحقق نيافتگیِ شروطِ اوليه: آموختنِ زبان‌های مرجع، کسب متد ‌(ترازِ آکادميک با استانداردهای جهانروا)، ضرورتِ بازخوانیِ منابع (عربی، غربی)، نيافتن فرصت در تبيين و تدوين مبانی فلسفی-اعتقادی ؛
پ. کاستی‌های ساختاری: تشکل‌نيافتگی نهادهای مدنی-فرهنگی ؛
4. طرحِ راهکاری (پروژه‌) برون-رفت از "بحران"های گذشته
(خودسازی انقلابی و آگاهيبخشی رهائيبخش يا اصلاحگری ذات-بينی و بينا-ذهنی)
ضرورتِ بازانديشی تغييرِ سرنمونِ دورانی (شيفتِ پارادايمی) نسبت به زمان دکتر:
* در چه جهانی می‌زييم؟ در هزارۀ سومِ ميلادی (قرن پانزده هجری) که طرّاحی گفتمانِ دوران‌سازی نو و مکالمه با نسل جديد (چهارم) را می‌طلبد ؛
* مشخصاتِ دورانی جهانی: جريانِ جهانروایِ "جهانی‌سازی" و انقلابِ اطلاعاتی(سیبرنتيک و ساماندهیِ شبکه‌وار) و مقاومتِ "دگر-جهانی‌"خواهی (آلتر-موندياليسم)؛
* مشخصاتِ دورانی منطقه‌ای-ايران: نيل به مردمسالاریِ سیاسی-اجتماعی (حقوق بشر- و- شهروند در طرح رهائي‌بخشی عمومی سوسيال-دموکراتيک)؛
o نتيجه‌گيری: از امسال، بيائيم سال‌روزهای بزرگداشتِ تولد معلم را به نقّادی و درس‌آموزی از ضعف و قوت‌های گذشته‌ی خويش در تداوم راه او، و در راستای "آغازی نو" بدل سازيم.
***

 

    طرحی از یک زندگی
    منحنی تحول اندیشه
    فهرست آثار
    نوشتارها
    گفتارها
    ترجمه ها
    اسناد
    بازتاب جهانی
    نقد و بررسی
    محمدتقی شریعتی
    رویدادها
    درباره ما
    پیامهای رسیده

 
 
 

                       کلیه مطالب و محتویات، عکسها و نوشته ها متعلق به بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی است .

                       استفاده تجاری از مطالب و تصاویر سایت ممنوع است.