|
|
|
 |
|
«... ترجيح می دهم که صراحی های الماس احساسم، انديشه هايم، معانی طلای کلمات اهورائيم را که رنگ و طعم وحی دارد و لطافت الهام، همواره تا مرگ من پنهان ماند و حتی بشکنم و بدست اين نگاه ها و فهم های پير ُسرفه ای مسلول خر نيافتد، "اَخ ُتف دان"ش نکنند...» [33، 2/ 757]
|
 |
|
| |
|
|

موانعِ استمرارِ راهِ شريعتی
چرا برغم محبوبيّتِ شخصيت و استقبالِ گستردهی اجتماعی از آراء دکتر علی شريعتی، در ميان مردم مشهور به "معلمِ انقلاب"، راهِ او (در مسير تحققِ آرمانهايی چون «آزادی، عدالت و عرفان») بهشکل شايسته در جامعهی ما تداوم نيافتهاست؟
موانعِ استمرارِ راهِ شريعتی -- طرحِ بحثِ در يادمان "شمعی که نميرد" در دانشگاه اميرکبير— احسان شريعتی o مقدمه: موضوع و مسألهشناسی چرا برغم محبوبيّتِ شخصيت و استقبالِ گستردهی اجتماعی از آراء دکتر علی شريعتی، در ميان مردم مشهور به "معلمِ انقلاب"، راهِ او (در مسير تحققِ آرمانهايی چون «آزادی، عدالت و عرفان») بهشکل شايسته در جامعهی ما تداوم نيافتهاست؟ با توجه به اين واقعيّت که شريعتی از نادر چهرههای تاريخِ روشنفکری ايرانی است که خاطره و زبانِ او بشکل اسطورهای در ميان نسلهای جوان و حتی تودههای مردم رسوخ يافت و تعابير و آثارش امروزه در زمره متونِ کلاسيک ادبيات ايران و اسلام محسوب میشود، خطِ مشی اجتماعی او، مبتنی بر نظام انديشگی و عقيدتیِ وی، هنوز برای بسياری در هالهی از ابهام و يا مجهول ماندهاست. دلايل اين منع، مانع يا امتناع کدامند؟ 1. شريعتی بمثابهی "راه" الف. خط فکری (بمثابهی انديشه، ادبيّات و فرهنگ): مشی و مشرب فکری شريعتی را در واپسين دوران حيات کوتاه و پُربارِ وی می توان در مؤلفههایی چون «تثليثِ آزادی، برابری، عرفان(از آگاهی اجتماعی تا خود-آگاهیِ فردی)» خلاصه کرد. توصيهی وی مبنی بر ضرورتِ تداومِ "اسلامشناسیِ فلسفی" (تبيينِ جهانبينی توحيد و انسانشناسیِ فلاح) در تکاملِ متدلوژی پيشين وی در طرحِ اسلامشناسیهای "تاريخی" (اواخرِ دههی چهل در دانشگاه مشهد) و "هندسی"- "تطبيقی" (در اوائلِ دههی پنجاه، حسينيه ارشادِ تهران)، راهکار آتیِ پروژهی "نوزايی فرهنگی" و "دينپيرایی" را) ترسيم نمود (رنسانس و رفرماسيون در جهان اسلام و ايران ؛ ب. خط مشیِ اجتماعی: اگر برای شريعتی « هر انقلابی دو چهرهیخون و پيام» را داشت؛ مشی خود او را میتوان از نوع دوم یعنی "پيامآورانه" يا نوعی "آگاهیِ رهاييبخش" ناميد؛ که شاخصهاش در قياس با دو خطمشی کلاسیک رولوسيونر و رفرميستی، نوعی انقلابِ خوآگاهيبخشِ فرهنگی-اخلاقی معطوف به "اصلاحگری راديکال"، يا آن نوع از "تئوری انتقادی" بود که چشماندازی "سوسيال-دموکراتيک" را مدِّ نظر قرار میداد؛ و تحققِ اين مشی منوط به حضورِ يک رهبری فکری بود تا با تغيير بينش ها، مردم را به قدرت خود در تعيينِ سرنوشتِ خويش آگاه سازد و بتوانند بمعنای درست کلمه، از ميانِ خود مسئولان و نمايندگان خويش را برگزينند. اين خطِمشی تحققِ همهی آرمانهای "استقلال-آزادی و عدالت-توسعه"طلبانه را تنها از راه تحققِ "آگاهی انضمامی" (از شناخت علمی تا خودآگاهیِ وجودی) متصوّر میدانست؛ 2. منعها، مانعها و فرصتها، گشايشها • موانعِ بيرونی (موجبِ شرايطِ نامساعد در جهتِ کارِ فرهنگی) يا تضادهای اصلی و عمده: اوجگيری مخالفتها در زمان حيات دکتر، از سوی سه جبهه: 1. اختناق زير سلطهی استبدادِ سلطنتیِ وابسته (قاسطين)؛ 2. موجِ تکفير از سوی سنّتگرايانِ متحجّر (مارقين)؛ 3. تخطئه و اتّهامزنیهای منظم از سوی رقبای عقيدتی گوناگون (ناکثين)؛ • پس از انقلاب: تداوم خطِ سنّتگرایی سياسیشدهی پسا-انقلابی در شکلِ انسدادِ ناشی از انحصار و اقتدارگراییِ بنيادگرایی قهقرایی؛ شباهتهای ميانِ (اوايل)دههی شصت و (اواخر) هشتاد و افتراقِ اين دو دوره: حاکميتی چندپارچه، اپوزيسيونی غيرِخشونتجو و گسترشِ حضورِ اعتراضیِ مردم ؛ 3. موانعِ درونی، امتناعها و امکانات الف. جوان بودن و بیتجربگی نسلِ دوستدار آراء (و بالفعل پويندهی "راه" معلم) ؛ ب. ضعفهای بينشی (و روشی) و تحقق نيافتگیِ شروطِ اوليه: آموختنِ زبانهای مرجع، کسب متد (ترازِ آکادميک با استانداردهای جهانروا)، ضرورتِ بازخوانیِ منابع (عربی، غربی)، نيافتن فرصت در تبيين و تدوين مبانی فلسفی-اعتقادی ؛ پ. کاستیهای ساختاری: تشکلنيافتگی نهادهای مدنی-فرهنگی ؛ 4. طرحِ راهکاری (پروژه) برون-رفت از "بحران"های گذشته (خودسازی انقلابی و آگاهيبخشی رهائيبخش يا اصلاحگری ذات-بينی و بينا-ذهنی) ضرورتِ بازانديشی تغييرِ سرنمونِ دورانی (شيفتِ پارادايمی) نسبت به زمان دکتر: * در چه جهانی میزييم؟ در هزارۀ سومِ ميلادی (قرن پانزده هجری) که طرّاحی گفتمانِ دورانسازی نو و مکالمه با نسل جديد (چهارم) را میطلبد ؛ * مشخصاتِ دورانی جهانی: جريانِ جهانروایِ "جهانیسازی" و انقلابِ اطلاعاتی(سیبرنتيک و ساماندهیِ شبکهوار) و مقاومتِ "دگر-جهانی"خواهی (آلتر-موندياليسم)؛ * مشخصاتِ دورانی منطقهای-ايران: نيل به مردمسالاریِ سیاسی-اجتماعی (حقوق بشر- و- شهروند در طرح رهائيبخشی عمومی سوسيال-دموکراتيک)؛ o نتيجهگيری: از امسال، بيائيم سالروزهای بزرگداشتِ تولد معلم را به نقّادی و درسآموزی از ضعف و قوتهای گذشتهی خويش در تداوم راه او، و در راستای "آغازی نو" بدل سازيم. ***
|
|
|