دکتر علی شریعتی
     

   

وب سایت دکتر علی شریعتی، تغییراتی در ساختار و اجرا داشته است. شما در حال مشاهده ی سایت قدیمی هستید. برای مشاهده ی سایت جدید، اینجا کلیک کنید.

صفحه اول

طرحی از یک زندگی

اسناد

نقد و بررسی

محمدتقی شریعتی

درباره ما

آثار

تصاویر

فیلم ها

ارسال پیام

در کعبه، این "بی جهتی مطلق" ("همه سوئی" يا "بی سویی" خدا)، تنها در دامن او (هاجر)، جهت گرفته است! ( [ ٦/ ٥٧-٦١]

 

 

این صفحه دیگر به روز رسانی نمی شود.

 برای مشاهده ی این صفحه در سایت جدید، اینجا کلیک کنید

 

نسخه مخصوص چاپ

امیر رضایی:شريعتي معتقد بود اگر ابراهيم شناخته نشود، اسلام شناخته نمي‌‏شود.

 

گزارشی از ميزگرد دوم سمينار «شريعتي؛ ديروز, امروز, فردا» در روز اول با عنوان «شريعتي و راز معنا» با حضور امير رضايي, علي قاسمي, فرامرز معتمد دزفولي و عباس منوچهري


ميزگرد دوم سمينار «شريعتي؛ ديروز, امروز, فردا» در روز اول با عنوان «شريعتي و راز معنا» با حضور امير رضايي, علي قاسمي, فرامرز معتمد دزفولي و عباس منوچهري برگزار شد.
در ابتداي جلسه، «امير يوسفي» مدير اين ميزگرد با طرح سوال از چيستي پروژه معناجويي شريعتي و عرضه تفسير معنوي از جهان، حاضران در ميزگرد را به جوابگويي دعوت كرد.
«امير رضايي»، مترجم و نويسنده حاضر در اين ميزگرد با تفكيك دو جريان عرفان مومنانه و عرفان عاشقانه از يكديگر، گفت: حاملان عرفان مومنانه پيامبران ابراهيمي هستند و حاملان عرفان عاشقانه، عرفا يا پيامبران غيرابراهيمي. متاسفانه اين دو جريان در تاريخ در هم تنيده شده و تحت عنوان عرفان اسلامي شناخته مي‌‏شود، در حالي كه اين عنوان فقط بايد به عرفان مومنامه اطلاق شود.
وي تصريح كرد: ابراهيم در انديشه شريعتي جايگاه برجسته‌‏اي دارد زيرا ابراهيم راه رستگاري است و پس از شريعتي تاكنون به ابراهيم (ع) به عنوان باني عرفان مومنانه توجه نشده است. شايد تصور بر اين است كه ابراهيم تنها يك نقش تاريخي داشت و بعد از بنا كردن مكه ديگر دوره‌‏اش تمام شده است اما شريعتي به اين معتقد نبود بلكه معتقد بود اگر ابراهيم شناخته نشود، اسلام شناخته نمي‌‏شود.
اين مترجم و نويسنده گفت: عرفان مومنانه به معبود تعلق دارد، حاصل رابطه با معبود ايمان است. عارف مومن به اصلاح جامعه مي‌‏پردازد، روشنفكرپرور است و دغدغه بقا دارد اما عرفان عاشقانه به معشوق تعلق دارد، حاصل رابطه عشق است و عارف عاشق به اصلاح فرد مي‌‏پردازد، مريدپرور است و دغدغه فنا دارد.
رضايي اظهار داشت: نخستين روشنفكر ديني كه ميان عرفان عاشقانه و مومنانه تفكيك قائل شد، اقبال لاهوري بود با آن جمله معروف كه «پيامبر به معراج مي‌‏رود و به زمين بازمي‌‏گردد اما عارف به معراج مي‌‏رود و بازنمي‌‏گردد». شريعتي نيز با نقد مولوي و حلاج و محي‌‏الدين عربي، به نقد عرفان عاشقانه پرداخت.
«علي قاسمي»، ديگر پژوهشگر اين ميزگرد «نظريه ايمان در الاهيات شريعتي» را موضوع سخنراني خود انتخاب كرد و گفت: نظريه ايمان در الاهيات شريعتي كمتر مورد توجه قرار گرفته است. محور الهيات در صدر اسلام شرك و كفر و در سده‌‏هاي بعد به محور ايمان استوار بود. شريعتي عمل صالح را محور الاهيات خود قرار داد و تلاش كرد در پرتو عقل قرآني راه رسيدن به حقيقت و رستگاري را از طريق كنش معطوف به تغيير فراهم كند.
وي افزود: شريعتي با اين رويكرد مسووليت‌‏ تغيير را از دوش خداوند برداشته و بر دوش انسان ‏مي‌‏نهد و در عرصه اجتماعي دست به نوعي تحول‌‏پذيري معرفت‌‏شناسانه مي‌‏زند به گونه‌‏اي كه راه رسيدن به خدا را از بستر مردم ميسر مي‌‏داند.
«فرامز معتمد دزفولي» نيز با موضوع«تجربه مدرنيته ايراني» در اين ميزگرد گفت: من معتقد به روخواني «لوكاچي» از انديشه شريعتي هستم.
وي توضيح داد كه پس از ماركس جبرگرايان اقتصادي به خوانش آثار وي پرداختند كه هيچ نوع اختياري را برنمي‌‏تافتند اما در خوانش «لوكاچ» اختيار به انسان بازمي‌‏گردد.
معتمددزفولي گفت: پروژه انديشدگي شريعتي و سرمشق انديشه وي را در «كويريات» به‌‏خصوص كتاب «كوير» مي‌‏توان ديد. مسائل كانوني كه نبض تپنده آثار شريعتي است، در همان كوير مطرح شده است و كوير جز محكمات و اصول راهبردي وي است.
«عباس منوچهري»، استاد دانشگاه تربيت مدرس نيز كه در اين ميزگرد حاضر بود، گفت: روش انديشه‌‏شناسي و فهم يك انديشه بسيار مهم است. يكي از اين روش‌‏هاي نوع مواجهه با متن، شيوه گفت‌‏وگو با متن است. يعني با يك دغدغه و سوال به سراغ متن برويم و از طريق اين دغدغه با متن رابطه برقرار كنيم.
وي شناخت انديشه عرفاني شريعتي را كليد شناخت كل انديشه شريعتي دانست و تصريح كرد: انديشه انتقادي شريعتي از انديشه عرفاني وي ملهم است.
منوچهري درباره ويژگي‌‏هاي انديشه انتقادي، گفت: اين انديشه قائل به اين است كه در پس ظواهر مي‌‏توان به حقيقت رسيد. در پس پرده ما شاهد سلطه و سركوب هستيم و آدميان نسبت به اين سركوب‌‏گري وقوف ندارند و حتي خلاف آن فكر مي‌‏كنند.
وي چهارگانه استبداد, استعمار، استحمار و استثمار را نمونه گوياي انديشه انتقادي شريعتي در مورد موضوع سركوب‌‏گري برشمرد و خاطرنشان كرد: در تفكر انتقادي شريعتي دو موضوع نقش كليدي دارد؛ يك نقد ايدئولوژي و دوم نقد عقلانيت ابزاري. يك معناي ايدئولوژي فهم اشتباه است و معناي ديگر آن آرمان‌‏خواهي است و شريعتي ايدئولوژي را به هر دو معنا به كار مي‌‏برد.
اين استاد دانشگاه اظهار داشت: شريعتي ايدئولوژي را به معناي آرمان‌‏گرايي، امتداد نقد اجتماعي و ضرورت خواستن وضع متفاوت مي‌‏دانست نه به معناي تحريف و استثمار.
منوچهري افزود: انديشه انتقادي جوهره عرفان شريعتي است. وي وقتي از نيايش بحث مي‌‏كند، نيايش تجلي‌‏گاه عشق و مبارزه و جهاد براي عدالت اجتماعي و رسيدن به وضع مطلوب است.
وي با اشاره به اينكه هر جا سخن از عرفان گفته مي‌‏شود، عقل‌‏ستيري در كنار آن مطرح مي‌‏شود، افزود: در آثار شريعتي هم اگر صحبت از عقل‌‏ستيزي است، مشابه مكتب فرانكفورت و مكتب انتقادي ستيز با عقل ابزاري است كه در زمان ما در سرمايه‌‏داري ظهور كرده است.

ضمیمه ها :

 

   رویدادها

      »سال 1386

 
 
 

                       کلیه مطالب و محتویات، عکسها و نوشته ها متعلق به بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی است .

                       استفاده تجاری از مطالب و تصاویر سایت ممنوع است.

اجرا : www.monazam.ir