دکتر علی شریعتی
     

   

وب سایت دکتر علی شریعتی، تغییراتی در ساختار و اجرا داشته است. شما در حال مشاهده ی سایت قدیمی هستید. برای مشاهده ی سایت جدید، اینجا کلیک کنید.

صفحه اول

طرحی از یک زندگی

اسناد

نقد و بررسی

محمدتقی شریعتی

درباره ما

آثار

تصاویر

فیلم ها

ارسال پیام

« انسان سراسیمگی ميان شرق و غرب خويش است. مگر نه انسان يک عالم کوچک است؟ پس هم هند را در خود دارد و هم آتن را. » [33، 2/ 613]

 

 

این صفحه دیگر به روز رسانی نمی شود.

 برای مشاهده ی این صفحه در سایت جدید، اینجا کلیک کنید

 

نسخه مخصوص چاپ

امیر رضایی:شريعتي معتقد بود اگر ابراهيم شناخته نشود، اسلام شناخته نمي‌‏شود.

 

گزارشی از ميزگرد دوم سمينار «شريعتي؛ ديروز, امروز, فردا» در روز اول با عنوان «شريعتي و راز معنا» با حضور امير رضايي, علي قاسمي, فرامرز معتمد دزفولي و عباس منوچهري


ميزگرد دوم سمينار «شريعتي؛ ديروز, امروز, فردا» در روز اول با عنوان «شريعتي و راز معنا» با حضور امير رضايي, علي قاسمي, فرامرز معتمد دزفولي و عباس منوچهري برگزار شد.
در ابتداي جلسه، «امير يوسفي» مدير اين ميزگرد با طرح سوال از چيستي پروژه معناجويي شريعتي و عرضه تفسير معنوي از جهان، حاضران در ميزگرد را به جوابگويي دعوت كرد.
«امير رضايي»، مترجم و نويسنده حاضر در اين ميزگرد با تفكيك دو جريان عرفان مومنانه و عرفان عاشقانه از يكديگر، گفت: حاملان عرفان مومنانه پيامبران ابراهيمي هستند و حاملان عرفان عاشقانه، عرفا يا پيامبران غيرابراهيمي. متاسفانه اين دو جريان در تاريخ در هم تنيده شده و تحت عنوان عرفان اسلامي شناخته مي‌‏شود، در حالي كه اين عنوان فقط بايد به عرفان مومنامه اطلاق شود.
وي تصريح كرد: ابراهيم در انديشه شريعتي جايگاه برجسته‌‏اي دارد زيرا ابراهيم راه رستگاري است و پس از شريعتي تاكنون به ابراهيم (ع) به عنوان باني عرفان مومنانه توجه نشده است. شايد تصور بر اين است كه ابراهيم تنها يك نقش تاريخي داشت و بعد از بنا كردن مكه ديگر دوره‌‏اش تمام شده است اما شريعتي به اين معتقد نبود بلكه معتقد بود اگر ابراهيم شناخته نشود، اسلام شناخته نمي‌‏شود.
اين مترجم و نويسنده گفت: عرفان مومنانه به معبود تعلق دارد، حاصل رابطه با معبود ايمان است. عارف مومن به اصلاح جامعه مي‌‏پردازد، روشنفكرپرور است و دغدغه بقا دارد اما عرفان عاشقانه به معشوق تعلق دارد، حاصل رابطه عشق است و عارف عاشق به اصلاح فرد مي‌‏پردازد، مريدپرور است و دغدغه فنا دارد.
رضايي اظهار داشت: نخستين روشنفكر ديني كه ميان عرفان عاشقانه و مومنانه تفكيك قائل شد، اقبال لاهوري بود با آن جمله معروف كه «پيامبر به معراج مي‌‏رود و به زمين بازمي‌‏گردد اما عارف به معراج مي‌‏رود و بازنمي‌‏گردد». شريعتي نيز با نقد مولوي و حلاج و محي‌‏الدين عربي، به نقد عرفان عاشقانه پرداخت.
«علي قاسمي»، ديگر پژوهشگر اين ميزگرد «نظريه ايمان در الاهيات شريعتي» را موضوع سخنراني خود انتخاب كرد و گفت: نظريه ايمان در الاهيات شريعتي كمتر مورد توجه قرار گرفته است. محور الهيات در صدر اسلام شرك و كفر و در سده‌‏هاي بعد به محور ايمان استوار بود. شريعتي عمل صالح را محور الاهيات خود قرار داد و تلاش كرد در پرتو عقل قرآني راه رسيدن به حقيقت و رستگاري را از طريق كنش معطوف به تغيير فراهم كند.
وي افزود: شريعتي با اين رويكرد مسووليت‌‏ تغيير را از دوش خداوند برداشته و بر دوش انسان ‏مي‌‏نهد و در عرصه اجتماعي دست به نوعي تحول‌‏پذيري معرفت‌‏شناسانه مي‌‏زند به گونه‌‏اي كه راه رسيدن به خدا را از بستر مردم ميسر مي‌‏داند.
«فرامز معتمد دزفولي» نيز با موضوع«تجربه مدرنيته ايراني» در اين ميزگرد گفت: من معتقد به روخواني «لوكاچي» از انديشه شريعتي هستم.
وي توضيح داد كه پس از ماركس جبرگرايان اقتصادي به خوانش آثار وي پرداختند كه هيچ نوع اختياري را برنمي‌‏تافتند اما در خوانش «لوكاچ» اختيار به انسان بازمي‌‏گردد.
معتمددزفولي گفت: پروژه انديشدگي شريعتي و سرمشق انديشه وي را در «كويريات» به‌‏خصوص كتاب «كوير» مي‌‏توان ديد. مسائل كانوني كه نبض تپنده آثار شريعتي است، در همان كوير مطرح شده است و كوير جز محكمات و اصول راهبردي وي است.
«عباس منوچهري»، استاد دانشگاه تربيت مدرس نيز كه در اين ميزگرد حاضر بود، گفت: روش انديشه‌‏شناسي و فهم يك انديشه بسيار مهم است. يكي از اين روش‌‏هاي نوع مواجهه با متن، شيوه گفت‌‏وگو با متن است. يعني با يك دغدغه و سوال به سراغ متن برويم و از طريق اين دغدغه با متن رابطه برقرار كنيم.
وي شناخت انديشه عرفاني شريعتي را كليد شناخت كل انديشه شريعتي دانست و تصريح كرد: انديشه انتقادي شريعتي از انديشه عرفاني وي ملهم است.
منوچهري درباره ويژگي‌‏هاي انديشه انتقادي، گفت: اين انديشه قائل به اين است كه در پس ظواهر مي‌‏توان به حقيقت رسيد. در پس پرده ما شاهد سلطه و سركوب هستيم و آدميان نسبت به اين سركوب‌‏گري وقوف ندارند و حتي خلاف آن فكر مي‌‏كنند.
وي چهارگانه استبداد, استعمار، استحمار و استثمار را نمونه گوياي انديشه انتقادي شريعتي در مورد موضوع سركوب‌‏گري برشمرد و خاطرنشان كرد: در تفكر انتقادي شريعتي دو موضوع نقش كليدي دارد؛ يك نقد ايدئولوژي و دوم نقد عقلانيت ابزاري. يك معناي ايدئولوژي فهم اشتباه است و معناي ديگر آن آرمان‌‏خواهي است و شريعتي ايدئولوژي را به هر دو معنا به كار مي‌‏برد.
اين استاد دانشگاه اظهار داشت: شريعتي ايدئولوژي را به معناي آرمان‌‏گرايي، امتداد نقد اجتماعي و ضرورت خواستن وضع متفاوت مي‌‏دانست نه به معناي تحريف و استثمار.
منوچهري افزود: انديشه انتقادي جوهره عرفان شريعتي است. وي وقتي از نيايش بحث مي‌‏كند، نيايش تجلي‌‏گاه عشق و مبارزه و جهاد براي عدالت اجتماعي و رسيدن به وضع مطلوب است.
وي با اشاره به اينكه هر جا سخن از عرفان گفته مي‌‏شود، عقل‌‏ستيري در كنار آن مطرح مي‌‏شود، افزود: در آثار شريعتي هم اگر صحبت از عقل‌‏ستيزي است، مشابه مكتب فرانكفورت و مكتب انتقادي ستيز با عقل ابزاري است كه در زمان ما در سرمايه‌‏داري ظهور كرده است.

ضمیمه ها :

 

   رویدادها

      »سال 1386

 
 
 

                       کلیه مطالب و محتویات، عکسها و نوشته ها متعلق به بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی است .

                       استفاده تجاری از مطالب و تصاویر سایت ممنوع است.

اجرا : www.monazam.ir