|
|
|
 |
|
« مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم! »
|
 |
|
| |
|
|

مراسم گراميداشت دكترعلي شريعتي و استيو بيكو در آفريقاي جنوبي
آنچه که در پی خواهد آمد متن ویرایش شده گزارش خبرگزاری ایرنا در روز 24 شهریور 86 است که با تغییراتی اندک در اینجا نقل می شود.
مراسم گراميداشت دكترعلي شريعتي و استيو بيكو در آفريقاي جنوبي به گزارش ایرنا مراسم يادبود و گراميداشت دكتر "علي شريعتي" و "استيو بيكو" (مبارز سياهپوست آفريقاي جنوبي) با حضور دهها تن از انديشمندان و محققين و آزاديخواهان آفريقاي جنوبي در محل كتابفروشي الكهف در شهر دربان برگزار شد. این مراسم در اواخر شهریور ماه 1386برگزار شده است. به گزارش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، امسال در شهر دربان به همين بهانهبرخي از تحصيلكردههاي اين شهر با مركزيت كتابفروشي الكهف مراسم بسيار زيبايي را با عنوان گراميداشت مرحوم دكتر علي شريعتي و استيو بيكو برگزار كردند . در اين مراسم خانم دكتر "عايشه مودلي" از سازمان يا جنبش بيداري سياهان black Consciousness movement در مورد زندگي و فداكاريهاي بيكو صحبت كرد و آقاي پروفسور طاهر سيتوتو از دانشگاه كوازولو ناتال نيز در مورد شخصيت شريعتي سخنراني نمود. سيتونو، شريعتي را از رهبران جنبش انقلابي قبل از انقلاب ايران نامید كه ذهن مردم را با مفاهيم انقلابي و اسلامي آشنا ساخت و گفت: مفاهيمي كه شريعتي در ايران مطرح کرد تنها منحصربه ايران نميشود، بلكه در دنياي خارج از ايران هم هزاران فرد آزاديخواه مفاهيم تبيين شده توسط شريعتي را الگويي براي خود ساختند و پيش رفتند . آقاي امخيزه از حزب آزانيا درمورد بيكو و بسترسازي ايشان براي مبارزه با فلسفه آپارتايد سخنراني نمود و وي را به عنوان شهيد در راه آزادي مردم معرفي كرد. سخنران پاياني اين محفل آقاي ابراهيم باسلو بود كه در مقايسه بين دو متفكر جوان و دو مبارز جوشيده از بطن مردم يعني دكتر شريعتي و آقاي بيكو سخناني را ايراد كرد و هر دو آنها را به چراغي تشبيه كرد كه هر دو جامعه ايران و آفريقاي جنوبي را براي سالهاي متمادي نوراني نگه خواهد داشت . در اين مراسم كه پوسترهاي دكتر علي شريعتي و استيون بيكو تمام محل را پوشانده و برخي از كتب دكتر شريعتي مثل حج ، فاطمه فاطمه است در كنار برخي از كتب دیگركه توسط رايزني فرهنگي ایران در اختيار آنها قرار داده شده بود به نمايش گذاشته شد . استيو بيكو مبارز سياهپوست آفريقاي جنوبي ۳۰سال پيش درراه بيدارسازي مردم سياه پوست آفريقاي جنوبي در بازداشتگاه پليس اين كشور جان خود را از دست داد . كشته شدن بيكو توسط پليس آپارتايد نشان از خشونتهاي ناروا و گسترده رژيم آپارتايد عليه سياهان بوده و از آن به عنوان اولين شهيد مسيحي در آفريقاي جنوبي ياد ميكنند . استيون بانتو بيكو Stephen Bantu Biko در شهر تيلون در ايالت كيپ شرقي در تاريخ ۱۸دسامبر ۱۹۴۶به عنوان سومين فرزند يك خانواده متولد شد. وي از همان اوان كودكي تمايلات ضد آپارتايدي داشت و در سال ۱۹۶۹به عنوان دانشجوي پزشكي در دانشگاه ناتال در قسمت غير اروپايي ها، اولين رئيس سازمان دانشجويانآفريقاي جنوبي انتخاب شد و بهتدريج خود را در مسائل سياسي وارد كرد تا اين كه در سال ۱۹۷۲به عنوان يكي از بنيانگذاران كنوانسيون مردم سياه Black Peoples conventionقرار گرفت و پروژههاي خدمات رساني و خيريه در اطراف شهر دربان را شروع نمود . استيون بيكو در سال ۱۹۷۳توسط پليس آپارتايد از همه فعاليتها محروم شد و از خروج وي از شهر كينگ ويليامز ممانعت به عمل آمد و در خلال سالهاي ۱۹۷۵و ۱۹۷۷چهار بار توسط پليس آپارتايدي دستگير و روانه زندان شد و سرانجام در روز ۲۱آگوست سال ۱۹۷۷پليس امنيتي ايالت كيپ شرقي وي را دستگير و در سلول والمر در شهر پورت اليزابت نگه داشت و از آنجا براي بازپرسي به دفاتر مركزي پليس انتقال يافت. براساس مستندات كميسيون حقيقت ياب،بيكو هفتم سپتامبر پس از بازجوييها از يك جراحت ناحيه سر در رنج بود و رفتار و حركات وي نيز كم كم تغيير مي كرد . گفته ميشود كه پس از بازجوييهاي اوليه و به رغم داشتن جراحات ناحيه سر، وي را به صورت عريان و بر بالاي خودرو لندرور پليس آپارتايد و با طي مسافت ۱۲۰۰كيلومتري به پرتوريا منتقل ميكنند كه اين امر ۱۲ساعت طول كشيد. وي در ۱۲سپتامبر همان سال در زندان مركزي شهر پرتوريا و در سلول انفرادي جان باخت و علت اصلي مرگ وي جراحات مغزي ناشي از شكنجه پليس آپارتايد بوده است . دكتر "اگزوللا مانگو" مفسر سياسي در آفريقاي جنوبي و رئيس سابق بنياد بيكو معتقد است كه مرحوم بيكو بزرگترين شخصيت سياسي در تاريخ آفريقاي جنوبي است كه در فلسفه سياسي خود توانست جنبش بيداري سياهان را جاي داده تا جايي كه بر فلسفه سياسي آپارتايد غلبه نمايد . آقاي مانگو معتقد است كه خبر مرگ بيكو در سال ۱۹۷۷بسيار شوك آور بود و دولت آپارتايد سعي كرد تا افكار عمومي جهان را در مقابل مرگ وي خاموش نگه دارد. خانم هلن زيله شهردار فعلي شهر كيپ تاون و رئيس حزب مخالف دي پي در آن موقع به عنوان يك خبرنگار اعلام كرد كه آقاي بيكو توسط ۵نفر از افراد پليس كشته شده است و مرگ وي ناشي از گرسنگي نبوده است. در حالي كه رئيس دادگاه پرتوريا اين حادثه را يك امر طبيعي در زندانها دانست و هيچ اظهار تاسفي هم نکرد. حركت بيكو در آفريقاي جنوبي يك حركت همزمان تئوريك و عملي در مبارزه و به چالش كشيدن ماهيت و هويت آپارتايد بشمار ميرفت . برخي از مسلمانان و حتي غير مسلمانان تحصيلكرده فعال در آفريقاي جنوبي كه پس از انقلاب اسلامي ايران آگاهي مضاعف يافته و حوادث سياسي و تاريخي را دنبال ميكردند يك نوع تشابه و قرابت در مبارزات دكتر علي شريعتي و استيون بيكو ميبينند و در مناسبتهاي مختلف از مبارزات آنها ياد ميكنند و معتقدند هر دو اينها زندگي خود را فداي آگاه سازي نسل خود بالاخص نسل جوان با مسائل اجتماعي و سياسي زمان خود كردند. به گزارش ایرنا كتب دكتر علي شريعتي در آفريقاي جنوبي خواهان و خواننده زيادي دارد و با توجه به اين كه قبل از آپارتايد ( 1994) تعداد زيادي از مبارزين اين كشور در تبعيد بسر ميبرده و يا در داخل كشور بودند و همواره دنبال الگوئي براي خود ميگشتند، كتب مرحوم شريعتي بالاخص براي مسلمانان بسيار جالب و آگاهي بخش بود.
منبع :ایرنا
|
|
|