دکتر علی شریعتی
     

   

 

گزارش سمینار بعثت در حسینیه ارشاد

نسخه مخصوص چاپ

گزارش سمینار بعثت در حسینیه ارشاد

 

بيستم مرداد ماه 1386 به مناسبت عيد مبعث حضرت رسول اکرم محمد مصطفي سميناري با نام بعثت در حسينيه ارشاد برگزار شد که در ان دکتر حبيب‌الله پيمان، دکتر احسان شريعتي و دکتر محمد مجتهد شبستري سخن گفتند. دکتر پیمان کوشید تا در این سخنرانی نشان دهد که پیامبر اسلام در سه نقش تاریخی ایفای مسئولیت کرده است که با سه عنوان نبوت، امامت و امارت مشخص می‌شود و این سه ساحت کاملا از یکدیگر متفاوت بوده است و بنابراین تسری آنها به یکدیگر خطای بزرگ تاریخی مسلمانان است. دكتر احسان شريعتي نیز با موضوع «بعثت و انقلاب» سخنراني كرد، و کوشید تا نشان دهد که بعث پیامبر انقلاب و یا رفورم به معنی جدید آن نبوده است اما روش او راهی بوده است در میان این دو. وي تاکید کرد: بعثت به معناي احيا و برگزيدگي است، اما در اين گزينش شرط اين است كه رسول از خودشان باشد و با زبان خودشان براي آنها سخن بگويد. در اين بعثت، مبعوث نه از بيرون برانگيخته شده و نه از درون، بلكه راه حل سومي در كار است. دکتر مجتهد شبستري نیز با طرح این پرسش که چگونه می توان به جوان امروز ضرورت توجه به سابقه قرهنگ دینی‌اش را نشان داد کوشید تا پاسخ خود را طرح کند. او تصريح كرد كه جوان امروز حاضر به پذيرش دين صرفا از راه تقليد نيستند.


بيستم مرداد ماه 1386 به منايبت عيد مبعث حضرت رسول اکرم محمد مصطفي سميناري با نام  بعثت در حسينيه ارشاد برگزار شد که در ان دکتر حبيب‌الله پيمان، دکتر احسان شريعتي و دکتر محمد مجتهد شبستري سخن گفتند. در اينجا گزارش خبرگزاري اينا از آن کنفرانس نقل شده است:

 

 حبيب‌الله پيمان: بزرگ‌ترين رسالت پيامبر(ص)، زنده كردن شعور و خرد در ميان مردم بود.

 

به گزارش خبرنگار سرويس اديان و تمدنهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر حبيب‌الله پيمان كه در سمينار بعثت در حسينيه ارشاد سخن مي‌گفت، با بيان اينكه از آغاز وعده‌ي راستين خداوند در جهان 15 قرن مي‌گذرد، اظهارداشت: در اين مدت غبار حوادث تاريخي و ابرهاي تيره‌اي از كژانديشي و سوءاستفاده از پيام‌ها و اعتقادات مردم، چهره‌ي تابناك اين پيام ارزشمند را در نزد جهانيان مخدوش كرده است؛ به طوري كه امروز زماني كه از اسلام صحبت مي‌كنيم، كساني كه با اين سرچشمه‌ي آگاهي آشنايي نزديك دارند، ابراز تاسف مي‌كنند.

وي ادامه داد: يكي از دلايل اين تاسف، بدفهمي رسالت و شأن پيامبري است؛ زيرا كاركرد سياسي پيامبر(ص) در ميان امت خود در زمان حياتشان به روشني مشخص نيست. اين وجه سياسي پس از ايشان، وسيله‌اي براي صاحبان قدرت شد تا با انتصاب خود به شأن پيامبري، به جانشيني و ادامه‌ي رسالت ايشان در عرصه‌ي سياست مشروع بپردازند.

پيمان در ادامه به تشريح مضرات پيامبرنماها در تاريخ پرداخت و افزود: در طول تاريخ اسلام و قبل از آن خلفايي به عنوان ظل‌الله بودند كه خود را برخوردار از رسالت و فره خداوند مي‌دانستند و بر مردم حكومت مي‌كردند و در اصل، فرمان خود را مساوي حكم خداوند مي‌شمردند و در پوشش چنين توجيهي، استبداد راي ايجاد مي‌كردند؛ زيرا كسي كه خود را اين‌گونه به نمايش مي‌گذارد، اطاعت خود و خداوند را يكسان مي‌شمارد و عصيان از فرمان خود را عصيان در برابر خداوند مي‌داند.

وي اضافه كرد: پيامبر(ص) در مقام نبوت، سپس امامت و بعد رييس، تعهد و مسووليت خود را ايفا كرد؛ در حالي كه اين سه شأن امر واحدي نيستند و جايگاه تحقق آنها كاملا متفاوت است.

وي در ادامه با خاطرنشان كردن اين مساله كه پيامبر از ميان مردم مي‌جوشد و دعوت خود را بدون مقدمات ظاهري و با ويژگي‌هاي باطني آغاز مي‌كند، يادآورشد: پيامبراسلام در ميان هيچ‌يك از اديان معاصر خود به ابلاغ دينش نپرداخت، بلكه در ميان افرادي كه هويت مشخصي نداشتند و به شدت وابسته به سنت جاهلي بودند به تبليغ پرداخت.

پيمان همچنين خاطرنشان كرد: بزرگ‌ترين رسالت پيامبر(ص)، زنده كردن شعور و خرد در ميان مردم بود. پيامبر اسلام، پيامش را در پرتو واقعيت‌هاي زندگي به ذهن مردم القا مي‌كرد و به اين ترتيب مي‌توانست با گفت‌وگو در شرايطي آزاد، بدون ترس و تهديد و اجبار، آنها را به خودآگاهي برساند.

وي اضافه كرد: كار پيامبر(ص)، خودآگاه كردن مردم نسبت به مصالح واقعي‌شان بود و به اين طريق مي‌توان مثال‌هاي بسياري از قرآن كه نشان از برداشت پيامبر(ص) از واقعيت است را مطرح كرد. به اين ترتيب قرآن براي پيامبر(ص) داستان يونس، حضرت موسي و صبر پيامبران قبلي را بازگو مي‌كند تا مردم را در شرايطي آزاد و بدون اجبار، به ايمان بخواند.

پيمان همچنين شأن امامت را يادآور شد و خاطرنشان كرد: امامت با عمارت و نبوت متفاوت است. امامت، رهبري است؛ و آن‌چه كه از قرآن برمي‌آيد، منظور رهبري فكري، علمي و اخلاقي در جامعه است. اگر در ميان جامعه عده‌اي به دليل صلاحيت خود توانستند مردم را از گمراهي به هدايت جلب كنند، امام محسوب مي‌شوند و مي‌بايست در ميان آنها اعتماد وجود داشته باشد. اين افراد به دليل خودآگاهي‌شان نوري در وجود دارند كه خود و ديگران را روشن مي‌كنند و اين نور علم و بصيرت است و پرچم تقليد نيست.

وي همچنين در بيان شأن رياست به بيان ويژگي‌هاي بسياري پرداختند و شكل‌گيري رياست در طول تاريخ را رابطه‌اي متقابل و مبتني بر حق و تكليف دانست و گفت: ميراث‌دار پيامبران در اصل، صاحبان شعور و عالمان باتقوا هستند و امامت پيامبر بر عهده‌ي هر انسان شايسته‌اي در جامعه است كه احساس مسووليت، صداقت و امانت‌داري در عمل خود مي‌كند و در هر زمان اين پيشوايان بسيارند .

ويدر پايان با يادآوري مش پيامبر(ص) در مدينه كه رييس همه‌ي مردم شهر مدينه از جمله مسيحيان، يهوديان و اقوام مشرك شد، اظهارداشت: بنابراين اصل رياست به گفته‌ي قرآن نيازمند شورا و رضايت مردم جامعه است؛ در حالي كه امامت، امري اجتماعي است، پيامبري امري الهي و رياست امري غير الهي است.

دكتر احسان شريعتي: قرآن سخني نوست كه احيا مي‌كند

 

به گزارش خبرنگار سرويس اديان و تمدنهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر «احسان شريعتي» كه در سمينار بعثت در حسينيه ارشاد با موضوع «بعثت و انقلاب» سخنراني مي‌كرد، با بيان اين مطلب، اظهار داشت: از آن‌جا كه انقلاب اسلامي از كشور ما آغاز شده است وظيفه داريم درك و بيان تازه‌اي از آن ارايه دهيم؛ چرا كه در شرايطي هستيم كه از يك سو برخي مدافعان اسلام در مذاهب مختلف از آن دفاعي منفي دارند و هم در اين ميان عده‌اي به نام آزادي و دموكراسي، مخالف اسلام شده‌اند.

وي افزود: عيد يعني بازگشت به زندگي و نه بازگشت به معناي رجعت به قهقرا. از زماني كه اديان را به شكل علمي مورد مطالعه قرار دادند، به خصلت مشتركي ميان آنها رسيدند. شاخصه‌ي مشترك اديان توحيدي و سامي در دعوتي بود كه به يكتايي و عدالت مي‌كردند. مي‌گفتند خدا يكي است و همگان در برابر آن برابرند. اين دعوت در مسير رسيدن به عدل مطلوب، طبيعي بود كه حاكمان را از زرمندان و زورمندان، در برابر خود يابد.

شريعتي افزود: گروندگان به اين پيام نيز عموما محرومان و يا روشنفكراني كه از طبقات بالا مي‌بريدند، بودند؛ اما اين هدف رهايي‌بخش طبعا از راه تغيير نگاه و دعوت به تعقل و تدبر و نقد و فعل في‌الارض بوده است.

وي در ادامه با بيان اين كه در بعثت از يك سو خدا در هستي دخالت مي‌كند، اظهار داشت: بعثت به معناي احيا و برگزيدگي است، اما در اين گزينش شرط اين است كه رسول از خودشان باشد و با زبان خودشان براي آنها سخن بگويد. در اين بعثت، مبعوث نه از بيرون برانگيخته شده و نه از درون، بلكه راه حل سومي در كار است.

اين مدرس فلسفه افزود: در آثار انديشمندان و صاحب‌نظران، انقلاب با گسست تعريف مي‌شود و در آن بايد نظمي نو ريخته شود؛ اما وقتي انقلاب خودبنياد و خود انقلاب هدف ‌شد، به ترور و خشونت مي‌انجامد. هگل مي‌گويد انقلاب فرانسه به اين دليل به خشونت انجاميد كه پيش از اصلاح سياسي و انقلاب سياسي، انقلاب ديني رخ نداده بود؛ اما در آلمان انقلاب به خشونت منجر نشد.

فرزند دكتر شريعتي تصريح كرد: بعثت به معناي مدرن، نه انقلاب است، نه اصلاح؛ چرا كه گسست راديكال و خشونت‌آميز با گذشته را با خود به همراه ندارد و به شكل ريشه‌يي نيز گسستي با گذشته ايجاد نمي‌كند؛ از اين نظر نمي‌توان گفت كه اسلام به معناي رفرم است، بلكه محتواي انقلابي دارد. روش بعثت همان تحول كيفي در محتوا و اصلاح در فرم‌ها است.

وي در ادامه با بيان اين‌كه بايد تعريفي دقيق از مفاهيم داشته باشيم، افزود: امروز با توجه به شبهاتي كه در دهه‌هاي گذشته به وجود آمده، نياز داريم پيش از اين‌كه به بازسازي بپردازيم، به ساختارگشايي هر واژه توجه كنيم. شريعتي ادامه داد: جوهر و محتواي بعثت، نوعي از سخن است؛ سخني كه احيا مي‌كند، سخني كه در واقعيت ريشه دارد. كلمه‌ي طيبه‌اي كه ريشه‌اش در زمين و شاخه‌هايش در آسمان است. به قول يكي از انديشمندان، عقل قرآني، نوشتارمحور است، برعكس عقل غربي كه گفتارمحور است. از آفرينش شروع مي‌كند و به نوشتار و تعليم انسان با قلم مي‌انجامد.

وي تصريح كرد: سخني كه در خاك و واقعيت ريشه دارد، دردمند است و ملتي را زنده مي‌كند. قرآن سخني نو است كه احيا مي‌كند. اين مدرس دانشگاه هم‌چنين با طرح اين پرسش كه در عصر خاتميت چگونه بايد راه انبيا را ادامه دهيم؟ گفت: بايد بپرسيم جوهره‌ي راه انبياء چگونه بايد تداوم يابد. در اين دوران به عنوان روشنفكر با علم سر و كار داريم. در عصر غيبت و خاتميت كه شاهد انقطاع وحي قومي هستيم، دعوت به بعثت بايد همان دعوت قرآن به آگاهي معنوي، عرفاني و ديني باشد.

وي ادامه داد: اسلام در قرآن يك هويت نيست، بلكه يك حقيقت است. اما ما آن را به عنوان هويت خود تعريف كرده‌ايم. خود قرآن دعوت مي‌كند به اين‌كه ما بينش برشي داشته باشيم و به جوهر حقيقي اديان پي ببريم. آن زمان به رودخانه‌اي جاري به نام اسلام مي‌رسيم. فرزند دكتر شريعتي در پايان يادآور شد: منشأ زبان، صدا نيست، سكوت است؛ همان‌طور كه مي‌گويند وقتي قرآن قرائت مي‌شود، بايد سكوت كرد. اين روش و بينش عقلانيست.

مجتهد شبستري: جوان امروز به دنبال فهم عقلي دين است

 

در پايان اين سمينار نيز مجتهد شبستري سخن گفت. او تصريح كرد كه جوان امروز حاضر به پذيرش دين صرفا از راه تقليد نيستند.

 

به گزارش خبرنگار سرويس اديان و تمدنهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر «سيد محمد مجتهد شبستري» كه در سمينار بعثت در حسينيه ارشاد با موضوع «پذيرفتن دعوت اسلام از سوي جوانان عصر حاضر» سخن مي‌گفت، اظهار داشت: جوانان در گوشه و كنار جهان به دنبال فهم چرايي پذيرش دعوت اسلام هستند و ادعا مي‌كنند كه ما عملا اسلام را فهميده‌ايم. برخي نيز دين را صرفا محدود به رابطه فرد با خداوند مي‌دانند.

اين محقق علوم ديني ادامه داد: در طول تاريخ پاسخ‌هاي بسياري همچمون پاسخ‌هاي كلامي به اين سخنان داده شده است، اما اين جوانان مدعي اين امرند كه اين پاسخ‌ها ديگر كفايت نمي‌كند. اين جوانان كساني نيستند كه مانند گذشتگان با سنت ديرين بر حسب عادت و تربيت سر و كار داشته باشند، بلكه آنها به دنبال پاسخ پرسش خود يعني چرايي پذيرش دين در عصر حاضر هستند.

وي هم‌چنين با بيان اين كه جوانان عصر حاضرعادت را دليل دين‌داري نمي‌پندارند، تصريح كرد: آنها به دنبال فهم عقلي دين هستند، البته در پاره‌اي از اديان به طور مثال در مسيحيت تفكر گناهكاري انسان به عنوان پاسخ مطرح شده است، اما امروز ما با جواناني مواجهيم كه ديگر خدواند را به خاطر بهشت و جهنم نمي‌خواهند و در پي يافتن دلايل ديگري هستند.

شبستري در ادامه به ارزش‌هاي انساني ناشي از جامعه ديني ما اشاره كرد و خاطرنشان كرد: همبستگي اجتماعي در بطن اسلام شكل گرفته است و كساني كه به نبودن آن اشاره مي‌كنند به دنبال بيان جدايي اسلام اصيل از عملكرد مسلمانان هستند.

وي در پايان تصريح كرد: اين ادعا و گفت‌وگو براي اين است كه چالش‌هاي جهاني حذف نشود و اصلا نمي‌توان براي اين چالش زمان تعيين كرد. در روند اين مسائل است كه مي‌توانيم بفهميم چه بكنيم، من اميدوارم خداوند و انفاس قدسي پيامبر (ص) ما را به ادامه و حل اين چالش‌ها مدد رساند.

منبع :ایسنا

 

   رویدادها

      »سال 1386

 
 
 

                       کلیه مطالب و محتویات، عکسها و نوشته ها متعلق به بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی است .

                       استفاده تجاری از مطالب و تصاویر سایت ممنوع است.