«...خانواده ای از عشق، که در آن عاشق پدر است و معشوق مادر و عشق فرزند، خانواده ای از کلمه، در آن خدا پدر است و مريم مادر و مسيح فرزند، خانواده ای مورد سوگند خدا...که ...سوگند به مرکب و سوگند به قلم و سوگند به آنچه می نويسند...» [33، 2/ 760]
چرا برغم محبوبيّتِ شخصيت و استقبالِ گستردهی اجتماعی از آراء دکتر علی شريعتی، در ميان مردم مشهور به "معلمِ انقلاب"، راهِ او (در مسير تحققِ آرمانهايی چون «آزادی، عدالت و عرفان») بهشکل شايسته در جامعهی ما تداوم نيافتهاست؟