[]


جلیل آخورده: دربارهٔ دمکراسی نزد دکتر شریعتی 1389

203

دربارهٔ دمکراسی نزد دکتر شریعتی

جلیل آخورده

پاسخ به روح اله سوری در بارهٔ دمکراسی دکتر علی شریعتی آقا روح الله در نوشتار خود، منتشره در ویژه نامهٔ بزرگداشت شریعتی در سال ۱۳۸۷ که اخیرا برای سی و سومین سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی در سایت شریعتی آمد. نخست ازدکتر شریعتی تمجید می‌نمایند آنگاه درچند بخش به دمکراسی دکتر نقدهای وارد می‌کنند. از جمله می‌نویسند که: «انسان وقتی عضو امت است که در برابر رهبری و جامعه متعهد و تسلیم باشد و در اینجا شریعتی فقط از تعهد مردم به رهبری سخن می‌گوید و در واقع یک جریان یک طرفه، پاسخگو یی را پیشنهاد می‌کند و زمانی که قرار است رهبری را به چیزی متعهد نماید. آن (رهبر) را فقط در برابر ایدئولوژی متعهد می‌داند نه در برابر مردم».امیدواریم جمله ایی که از شریعتی بیان کرده اشتباه چاپی باشد. چون شریعتی اعتقادش براین بود که :فرد وقتی عضو امت است که در برابر رهبری جامعه متعهد باشد و تسلیم. که درنوشتار آقا روح الله حرف «و» اضافه شده وهمچنین جمله را به پایان نرسانیده و آنرا نا‌تمام گذاشته که این خود می‌تواند برداشت از موضوع را دگرگون سازد چون دکتر اضافه می‌کند: «‌البته تسلیمی که خود آزادانه اختیار کرده است ‍» ‌. پس دراین گزینش، نخست اصل اساسی دمکراسی که همانا «آزادی» و «انتخاب‌گری» است، راه برای فرد بازگذاشته که رهبری را بپذیرد یا آنرا نپذیرد و حتا با رهبری از درمخالفت در آید و برعلیه او هر کاری که می‌تواند انجام بدهد و اجباری در این پذیرش نیست. اما اگرفرد براساس آزادی و اختیار، انتخاب کرد آنگاه در برابر رهبر متعهد باید باشد – چه این رهبری، شایسته باشد یا نه! – مانند رهبری هیتلر که افراد پیروی او، آزادانه انتخاب کردند، آزادانه از او پیروی کردند و جان و مال و… خودرا فدای اهداف و آرزوهای او نمودند وو ن بلای بزرگ را دزر تاریخ بوجود آوردند. از این گونه رهبران در تاریخ بسیارنند! ‌

دربخش دیگر از دکتر نقل می‌کنند: «‌زمانی که قرار است رهبری را نیزبه چیزی متعهد نماید آنرا فقط در برابر ایدئولوژی متعهد می‌داند نه در برابر مردم و اصولا رهبری متعهد را بی‌نیاز از توجه به خواسته هاو نیازهای عام و خاص می‌داند ‍» اگر رهبری نیاز‌ها و خواسته‌های عام وخاص افراد جامعه را در نظر نگیرد و آن ایدئولوژیی که در جامعه مطرح می‌کند فاقد این نیاز‌ها باشد، مگر افراد عقل خود را خورده‌اند که از این رهبر پیروی کنند تا زندگی راحت و گورستان سرد وضعیت موجود را از دست بدهند و خود را دچار برزخ قدرت زمانه کنند که ندانند پایانش بهشت است یا جهنم!؟ بلکه رهبری با بیان ایدئولوژی، خواسته‌ها و نیازهای حقیقی مردم را بیان می‌کند که افراد می‌پذیرند زندگی و جان و مال و ناموس و…. خود را فدای اندیشه‌های او سازند. رهبر راستین و حقیقی نیازهای کذاب جامعه را مد نظر نمی‌گیرد و روی آن‌ها تکیه نمی‌کند و آنهارا محکوم می‌کند و مردم را حتا به خاطر داشتن چنین اندیشه‌های کذاب مورد سرزنش قرار می‌دهد مانند اینکه جامعه‌ای احساس کند که از نظر رنگ پوست یا‌نژاد یا طبقه یا… از دیگران افراد جامعهٔ خود یا دیگر جوامع بر‌تر است وخود را تافته‌ای جدا بافته تلقی کند. در اینجا رهبری هدفش را بر اساس پسندعوام یا منافع خواص انتخاب نمی‌کند، بلکه براساس رسالت و هدف انتخاب می‌کند، نه بر اساس مصلحت که براساس حقیقت.

شریعتی می‌گوید: فرد در امت دارای یک زندگی اعتقادی متعهد در برابر جامعه است، یک زندگی متعهد و مسئول است و به مجرد اینکه خودش را عضو ی از این امت می‌داند باید امامت این امت را بپذیرد و تأکید می‌کند که اول بشناسد و سپس وانتخاب کند. اما هنگامی که پی برد رهبر براساس ایدئولوژی رفتار نمی‌کند، می‌تواند همانگونه که آزادانه به این جمع پیوسته آزادانه از آن جمع جدا گردد و رهبری را حتا مورد نقد و انتقاد قرار بدهد مانند خوارج و جملیان که اول پیروی از امام علی را پذیرفتند اما بعد‌ها ازاو کناره گرفتند و او را مورد انتقاد قرار دادند و حتا بر علیهٔ او سلاح کشیدند شریعتی به این نکته اشاره می‌کند که: رهبری با سیادت و آقایی و سرپرستی و نگهبانی فرق دارد. در طول تاریخ اشکال منفی و تلقی‌های منفی و سوء استفاده‌های فراوانی از این معنا وجود داشته است. در امت رهبر پیشواست که عبارت است از اعتقاد افراد انسانی به فردی که شایسته رهبری است و می‌تواند آنا ن ـ پیروان ـ را از وضعی که دارند به هدفی که آرزومی کنند، ببرد- [یعنی به آزادی فردی و برابری اجتماعی و عدالت اقتصادی]. این رهبر، پیشواست اصولا «نفس پیشوایی، نفس ارتباطی است که دیگران با او دارند و کیفیت نگاه‌شان به این شخص متضمن این معناست، این فرد – رهبر – عملا» متعهد است که این گروه را به آرزو و پیروزی مورد امیدشان برساند. اما اگرجامعه یا گروهی به خواهند به خواسته‌ها و نیازهای خاص و عام خود برسند دراینجا دیگر اصلا «مسئلهٔ رهبری نباید مطرح بشود بلکه مسئلهٔ سیاست است که خود نوعی بینش سیاسی است و جامعه می‌تواند آزادانه آنرا انتخاب کند و از آن پیروی نماید. آقا روح‌الله دربخش دیگر می‌نویسد: ‌به نظر می‌رسد اکتفا صرف به تعهد امام به ایدئولوژی نمی‌تواند ابزار کاملی برای ممانعت از دیکتاتوری باشد بعد اضافه می‌کند (شاید ابزار لازمی باشد اما کافی نیست) اگر رهبرنسبت به ایدئولوژی تعهد نداشته باشد و به قدرت برسد هیچ ابزاری نمی‌تواند جلودار دیکتاتوری اوبشودهمانگونه که دیکتاتور‌ها با نام ایدئولوژی‌های گوناگون و یا با توجیه‌های علمی و تاریخی و ژنتیکی، بزرگ‌ترین فجایع تاریخ را بوجود آوردند.

در بخش دیگر، نظریه شریعتی را در موضوع «‌ اداره جامعه» و «هدایت جامعه» تفکیک قایل شده و می‌نویسد: «شریعتی سیاست که در شرق بجای پلتیک بکار می‌رود را واجد معانی دیگر و بهتر می‌داند و سیاست را به معنای تربیت اسب وحشی قلمداد می‌کند.» سپس اضافه می‌کند از دیدگاه شریعتی: «چنین استنباط می‌شود که رشد فضایل اخلاقی از اهداف حکومتداری و وظایف حکومت است که ریشهٔ چنین تفکری را درنظریات افلاطون خواهیم یافت». متوجه نشدیم گزارهٔ اول و دوم را نویسنده ازکدام آثار دکتر آورده که ما تا به حال با آن‌ها مواجه نشدیم یا اینکه نوشته‌ای بدست ایشان رسیده که ما ازآن بیخبریم! همچنین منظور و هدفش دربارهٔ گزارهٔ دوم چییست و چه می‌خواسته است بیان کند!؟ دربخش دیگر می‌نویسد: شریعتی، هیچ گونه توضیحی در بارهٔ تعیین امامت نمی‌دهد. شریعتی در م آ ۱۳ص ۵۶۴ و در صفحات بعد می‌نویسد «‌با توجه به مفهوم ویژه و مسئولیت استثنایی» امام (که با عناوین متشهابهی از قبیل: سلطان، خلیفه، امپرطور، حاکم، زعیم، قهرمان، رئیس جمهور، رئیس دولت، نخست وزیر، ایدئولوگ، پیر، مرشد، قطب…. فرق دارد) تعیین این مقام (‌امام) براساس چه ملاک و قاعده‌ای است؟ پاسخ می‌دهد: مقام‌ها دوگونه‌اند: یکی مقامهایی که بوسیلهٔ یک عمل ارتباطی، یک عامل خارجی تحقق پیدا می‌کند برای نمونه، ریاست یک اداره که بوسیلهٔ عمل «نصب» از طرف مقامی انجام می‌گیرد یا وکالت مجلس که با عمل «انتخاب» اکثریت تحقق می‌یابد. اما نوع دیگری از درجات و مقامات در انسان‌ها وجود دارد که نه با انتصاب تحقق پیدا می‌کند و نه با انتخاب… مثلا «یک نابغه، یک پارسا، یک شاعر یا نویسنده، یک مخترع یا مکتشف بزرگ، یک ایدئولوگ یا صاحب مکتب و یا یک قهرمان انقلابی و ملی و حتا یک قهرمان ورزشی و…. (این‌ها) نه با انتخابات تعیین می‌شوند وتحقق پیدا می‌کنند ونه با انتصاب و نه کاندیدا شدن،… بنابراین، امامت یک حق ذاتی است، ناشی از ماهیت شخص که منشاء آن خود امام است نه عامل خارجی» ‌انتخاب «و نه» انتصاب «چون امام دارای فضایل خاصی است. امامت به تعیین نیست مساله» تشخیص «است یعنی مردم که منشاء قدرت در دمکراسی هستند رابطه‌شان با امام، رابطهٔ مردم با» حکومت «نیست، بلکه رابطه‌شان با امام، رابطهٔ مردم است با» واقعیت «، با تعیین کننده نیست، تشخیص دهنده‌اند. بنابراین مسالهٔ وراثت، انتصاب، انتخاب، غلبه، کاندیداتوری و…. اینجا معنی ندارد. آنچنانکه پیغمبری در پیغمبر، نبوغ در نابغه و کمیابی و گران بهایی و زیبایی و ارزش‌های انحصاری که در الماس وجود دارد.

همچنین می‌نویسد: اساسا شریعتی مشخص نمی‌کند چه میزان زمان لازم است که بتوانیم تشخیص دهیم که دیگر نیازی به دمکراسی هدایت شده نیست. شریعتی مدت زمان مورد نیاز جامعه را که از مرحلهٔ دمکراسی متعهد‌‌ رها گردد را از زبان برخی از جامعه‌شناسان بیان می‌کند که اگر جامعه‌ای دوقرن یا دوقرن ونیم براساس رهبری درست اداره گردد پس از آن دیگر به دمکراسی هدایت شده نیازی نیست. یک نظریه است. نه قانون علمی همچون قوانین طبیعت چون هیچ کس نمی‌تواند تضمین کند کودکی که به مدرسه می‌رود دوازده سال بعد دبیلم می‌گیرد!

در پایان می‌نویسد که: دمکراسی شریعتی منجر به یک استبداد آهنین می‌گردد. چرا، (چون) هیچگونه ابزاری برای کنترل حکومت جز تعهد رهبران به ایدئولوژی در اختیار نمی‌گذارد. شریعتی دراین باره می‌گوید: امر به معروف و نهی از منکر که اسلام مسئولیت اجتماعی، فرد یا گروه پیرو خویش را بر دو «نهاد انسانی» بناکرده است این دو وظیفه‌ای است عمومی – تا نپندارند که این مسئولیت یک «مقام و عنوان» است و در انحصار روحانیت بلکه امربه معروف و نهی ار منکر وظیفه‌ای است در کنار دیگر احکام از قبیل نماز و روزه و… این تیغ بران – امر به معروف و نهی از منکر – می‌تواند بزرگ‌ترین عامل جلوگیری از انحرافات رهبران جامعه باشد. ذکر این دو باهم، یعنی جمع امر و نهی، می‌آموزد که تحقق حقیقت، بی‌نفی باطل، تلاش برای عدالت، بی‌مبارزه با ظلم و بیدارکردن مردم، بی‌کوبیدن عوامل خواب یک «شیوهٔ اسلامی» در کار اجتماعی نیست. و درپایان به این توضیحات شریعتی بیشتر تکیه کنیم که می‌گوید: «‌…. هیچ دیکتاتوری در تاریخ نبوده است که رژیم استبداد خویش را» سیاست اصلاح خلق «ننامیده باشد و این است که: تنبه» – به معنی بیدار کردن – و «سیاست» – به معنی تربیت کردن – در زبان و ادبیات استبدادی بسیار رایج است و به همین دلیل هم این دو کلمهٔ شریف که از رسالت پیامرانه حکایت می‌کنند.. در ذهن ما فلک کردن و شلاق زدن و شکنجه را تداعی می‌نماید و شاید بر اساس تناسب میان دو بینش سیاست (مردم سازی) درشرق و پلتیک (کشورداری) در غرب باشد که آزادیهای سیاسی در غرب رشد می‌کند و زمینه برای روح فردیت (ائدیویدوآلیسم)، آزادی افکار (لیبرالیسم) و حکومت مردم (دمکراسی) فراهم می‌آید و برعکس، در شرق اصل «الناس علی دین ملوکم» قدرت بیشتری دارد و روح جمعی و حاکمیت دولت استبدادفکری بیشتری حاکم بوده است و این است که در غرب، بیشتر منشاء قدرت حکومت، زمینی است و از ارادهٔ مردم برمی آید و یا لااقل چنین می‌نماید و در شرق بیشتر آسمانی است و از ارادهٔ خدا ناشی می‌شود و چنین می‌نماید و شاید از همین رو امکان تبدیل سریع رهبری به دیکتاتوری در فلسفهٔ «سیاست» ‌است که در تاریخ شرق به صورت عمیق‌تر و بزرگ‌تر و پر دوام‌تر ین نوعش هم «نبوت» داریم و هم «سلطنت» و بر همین اساس است که قدرت‌ها استبدادی یا سلطان بوده‌اند و نمایندهٔ خدا و یا خلیفه بوده‌اند، جانشین پیامبر و یا روحانی بود وارث هردو! و در غرب نه مذهب چنین عمقی داشته و نه حکومت چنین اقتداری. نکتهٔ اساسی که شریعتی بر آن تکیه می‌کند اینست که: دیکتاتوری یک نظام سیاسی است که اقتضای جبری یک نظام اقتصادی یا استعماری است و به حرف بنده و سرکار تغیر روش نمی‌دهد و اقتضای جبری فقط باتغییر مقتضیات جبری تغییر می‌کند ونه با نوع تعییر و طرز توجیه مصلحت مآبانه و زرنگانه! ‌…

آنچه واقعیت دارد، صورت ظاهر نیست، حقیقت باطن است برای محکومیت دیکتاتوری ساده لوحانه است که به شعار دمکراسی امید بندند فقط به این دلیل که دمکراسی و دیکتاتوری با هم شباهتی در ظاهر ندارند و از «رهبری ایدئولوژیک» دم نزنیم فقط به این علت که دیکتاتوری می‌تواند خود را در صورت رهبری نمایان سازد دیکتاتوری واقعیتی است که تا موجبات اجتماعی آن باشد، هست، ‌ولو نتواند هیچ نقابی بر چهره بزند، وانگهی مگر دمکراسی نقابی نیست که‌گاه وی بر چهره می‌زند؟ شریعتی پیشنهاد می‌کند که: بحث از نقاب‌ها را‌‌ رها کنیم و به چهره‌ها بپردازیم. آنچه رهبری را از دیکتاتوری جدا می‌کند، فرم نیست، محتواست، واقعیت محسوس و آشکار اجتماعی است.

۱۸ تیر ۸۹.



نویسنده : اپراتور سایت تاریخ ارسال : می 17, 2015 245 بازدید       [facebook]